خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
اخراج غیرانسانی پناهندگان و مهاجرین افغانی از ایران
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در یکشنبه 3 فوریه 2008

خبر کوتاه، اما تکان دهنده است: بر اساس گزارشات خبرى، حکومت اسلامی ایران، روز چهارشنبه و پنج شنبه )٩ و ١٠ ژانویه ۲۰۰۸) مجموعا بیش از ٣٣٠ پناهنده افغانى را دستگیر و در سرما و برف شدید در مرز افغانستان رها کرد. مقامات محلى افغانستان اعلام کردند که اگر به موقع ترتیبات انتقال این پناهندگان را نمی دادند امکان مرگ همه این افراد در اثر سرماى شدید وجود داشت. 

مدیرکل امور اتباع و مهاجران وزارت کشور حکومت اسلامی، سید تقی قائمی، روز ١١ دی ماه ۱۳۸۶، در یک نشست مطبوعاتی اعلام کرده بود که «تاکنون افراد فاقد مجوز را به طور مسالمت آمیز و به وسیله اتوبوس به کشورشان باز می ‌گرداندیم اما از این پس با توجه به اختیارات قانونی کسب شده، قصد داریم مهاجران غیرمجاز را حداکثر تا پنج سال در اردوگاه هایی که برایشان در نظر گرفته شده، نگهداری کنیم.» وی در باره این «ارودگاه ها» می گوید: «این اردوگاه ها شرایط زندان را خواهند داشت.» این سیاست غیرانسانی حکومت اسلامی، بر علیه مهاجرین و پناهندگان افغانی در جهان بی سابقه است.

حکومت اسلامی، از یک سو زندگى و جان میلیون ها شهروند را به دلیل کمبود سوخت و گاز در معرض خطر جدى قرار داده است و از سوى دیگر در چنین شرایط هولناکى دسته دسته انسان های زحمت کش و محرومی که سه دهه در ایران کار و زندگی کرده اند را با سیاست های فاشیستی و غیرانسانى در سرمای جان کاه و برف سنگین از طریق مرزهای شرقى کشور راهی دیار مرگ و نیستی می کند؟! در واقع جان انسان در نزد سران حکومت اسلامی بی ارزش است. بنابراین، مقابله با این وحشی گری های حکومت اسلامی، وظیفه آگاهانه و داوطلبانه همه شهروندان ساکن ایران، به ویژه تشکل های مستقل کارگران، زنان، دانشجویان و همه مردم آزادی خواه و برابری طلب است.

مردم افعانستان سال هاست که ناخواسته با حملات نظامی خارجی و کشمکش و جنگ داخلی فرقه های مذهبی به زندگی دردناک و مصیبت باری دچار شده اند. طی سه دهه گذشته مردم افغانستان دو اشغال نطامی، اولی توسط شوروی سابق و دومی توسط آمریکا و متحدانش و هم زمان قدرت گیری گروه های سرکوبگر اسلامی را تجربه کرده اند.

اشغال افغانستان به وسیله اتحاد شوروی سابق و پس از آن تسلط نیروی طالبان بر این کشور و به دنبال آن جنگ نیروهای متحد (آمریکا و تعدادی دیگر از کشورها) که با تصویب شورای امنیت ملل متحد صورت گرفت، سبب شد که هر بار تعداد زیادی از مردم افغانستان جان خود را از دست بدهند و یا کشورهای همسایه آواره شوند. همچنین میلیون ها تن از مردم افغانستان طی سه دهه گذشته در داخل کشور به کوچ اجباری وادار شده اند. میلیون ها تن از مردم این کشور، به ویژه به کشورهای همسایه افغانستان، به طور عمده به ایران و پاکستان پناهنده شده اند و اکثر آن ها در این کشورها یا به دام گروه های مذهبی گرفتار آمده اند و یا به عنوان نیروی کار ارزان و برای کارهای سخت و زیان آور و خطرناک وادار گردیده اند. (به ضمیمه رجوع کنید)

افغانستان در شرق ایران، در بین کشورهای ایران، ترکمنستان، تاجیکستان، چین و پاکستان قرار دارد، از موقعیت استراتژیکی برخوردار است. وسعت افغانستان حدود ۰۰۰/۶۵۲ کیلومتر مربع (حدود ۳/۱  مساحت ایران) است. این کشور بیش از ۲۵ میلیون نفر جمعیت دارد. افغانستان تا پیش از قرن ۱۸ دارای یک کشور مستقلی نبوده و قسمتی از آن به هند و قسمت شرقی آن به ایران تعلق داشته است. بعد از قرن ۱۸، حکومت های محلی تشکیل و کشور مستقل افغانستان به وجود آمده است.

اساس اقتصاد مردم افغانستان کشاورزی و دامداری است و صدور محصولات کشاورزی و دامی یکی از منابع درآمد ارز افغانستان محسوب می گردد. طی سه دهه گذشته، اگر کشت خشخاش و تولید مواد مخدر یکی از منابع درآمد برای مراکز قدرت و ثروت در این کشور بوده است اما، سهم مردم جز سرکوب و کشتار، ناامنی، بیکاری، فقر شدید، قحطی و گرسنگی چیز دیگری نبوده است.

پس از سقوط طالبان و استقرار دولت جدید و نیروهای خارجی در افغانستان، مساله بازگشت داوطلبانه پناهندگان افغان مطرح گردید و به گفته مقامات حکومت اسلامی در امر پناهندگان، در «سه‌ سال‌ گذشته‌ یک‌ میلیون‌ و ۴۰۰ هزار نفر، یعنی‌ ۶۱درصد آوارگان‌ افغانی‌ مقیم‌ ایران»‌ به‌ کشورشان‌ باز گشته ‌اند و یا به زور باز گردانده شده اند. اما پس از آن که وعده های اشغالگران آمریکایی و متحدانش و دولت افغانستان برای بهبود زندگی مردم، نه تنها عملی نشد، بلکه جنگ و کشتار، ناامنی هم چنان در افغانستان ادامه پیدا کرد، سبب شد که موج جدیدی از مردم افغانستان به کشورهای همجوار آواره شوند.

مسئولان کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، در یکی از گزارش های خود، اعلام کرده است که افغان ها ۲۳ درصد کل پناهجویان جهان را تشکیل می دهند که بخش های عمده ای از این پناهجویان، در شرایط بسیار دشوار و نامناسبی بسر می برند.