خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
اعتصاب! از کارگری تا اجتماعی…
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در سه‌شنبه 24 جولای 2012

بدون هیچ مقدمه ای می خواهم روی آن چیزه بخصوصی دست بگذارم و برجسته اش کنم كه می تواند فضاي نفس كشيدن و اعتراض كردن و بروز خشم همه مردم را بطور جدي تقويت  کند: اعتصابات کارگری و اجتماعی.

طبعا تك تك اعتراضات و تظاهراتها و تجمعات همه بخشهاي مردم و بويژه اعتصابات و اعتراضات دانشجويان كه بسيار گسترده و راديكال عمل می کند و حتي اعتراضات و فحش دادنها و به تمسخر گرفتن مزدوران حكومت در خيابانها و امثال اينها، نقش ويژه خود را ايفا كرده اند و ايفا ميكنند و بايد و ميتوانند گسترده تر شوند. اما دها اعتصاب كارگری سیستماتیک ( از کارخانه ها و تولیدیها گرفته تا ادارات دولتی و غیر دولتی )، كه بطور پيوسته هر روز در گوشه ای سر برمی آورد، آن محور اساسي است كه تمام اين اعتراضات و جدالها را بهم پيوند می دهد و جنب و جوش و التهاب را در جامعه زنده نگه می دارد و تقويت می کند.

در برابر مانورها و لشكركشي حكومت و اعترافشان به نزديك شدن بحرانهای گسترده اجتماعي یا به قول خودشان فتنه دوم، اين مهم است كه مردم پيام حكومت را جدي بگيرند. باور كنند كه ميتوان اين حكومت را بسيار بيش از اينها به عقب راند. اعتصاب راهكار اصلي مقابله با حكومت و ايجاد فضاي گسترده و سراسري اعتراض است. ميتوان با اعتصابات و مبارزات گسترده و سراسري حكومت را بسيار بيش از اينها عقب راند. ميتوان با گسترش اعتصابات جو جامعه را به جايي رساند كه حكومت با عقب نشيني هاي پي در پي هرچه بيشتر به سراشيبی سقوط بيفتد. ميتوان با اعتصابات گسترده و پي در پي تحولي اساسي تر را در جامعه ايجاد كرد و در گام بعدي کار را با همان بحران سیاسی يعني تقویت و دوباره به میدان آوردن انقلابي براي جارو کردن کل اين بساط جنايت و چپاول، تمام کنيم.

من فکر می کنم فعالین سیاسی و اجتماعی باید به سمتی بروند تا در بخشهای زیر فعالیتهایی را آغاز کنند:

۱) جوانان و معضل بیکاری

به گفته خوده مسئولین دولتی جامعه ایران در آستانه نرخ بیکاری ۳۳ درصدی قرار دارد و این یعنی بخش قابل توجهی از نیروی جوان ایران بیکار است. بیکاری جوانان عامل اصلی بسیاری از مصاعبی است که امروز گریبان نسل جوان را گرفته است. از انواع اعتیاد گرفته تا بیماری های روحی و روانی. فعالین سیاسی و اجتماعی باید در این بخض بخصوص اقدامات ویژه ای را در دستور کار قرار دهند. می توان از شبکه های اجتماعی برای اتحاد جوانان استفاده کرد و انها را برای مقابله با معضل بیکاری و اعتراض به این وضعیت به خیابانها کشاند.

۲) اتحاد علیه گرانی

اکنون دیگر هر رسانه دیداری و شنیداری و خواندنی را که مرور کنید همگی از بحران اقتصادی و گرانی در ایران می گویند و می نویسند. افزایش سرسام آور قیمت انواع اقلام خوراکی و مصرفی باعث شده تا فشارا دو چندانی بر زندگی میلونها نفر از مردم ایران وارد شود. این در شرایطی است که نارضایتی عمومی از این وضعیت نیز روز به روز در حال افزایش است. همین دیروز گرانی قیمت مرغ باعث تظاهرات مردم نیشابور شده (و ظاهارن مشهد). نیروهای فعال باید کمپینهایی را در این خصوص در سطح شهرها علیه گرانی سازماندهی کرده و مردم را به میدان بیاورند. اتحاد علیه گرانی می تواند راهکاری مناسب جهت اعتراضات اجتماعی به وضعیت اقتصادی باشد.

۳) علیه بیکار سازیها

روزانه چندین کارگاه و کارخانه و تولیدی در حال ورشکست شدن و تعطیلی هستند که در این بین باعث بیکاری دها و صدها و هزاران کارگر شده اند. این بیکار سازیها در حالی است که بسیاری از این کارگران معمولا چند ماه حقوق معوقه نیز دارند و این به خودی خود ضربه ای مهلکتر به زندگی آنها  وارد می کند. فعالین کارگری امروز باید به فکر ایجاد کمپینها و اکسیونهای اعتراضی علیه این بیکار سازیهای وسیع باشند. جنبش کارگری بلفعل مشغول این کار بوده است اما در این زمان انجام راهکارهای عملی اعتراضات خیابانی تنها راه و شیوه قدرتمندی است که باید به میدان بیاید. توازن قوا به خصوص بعد از اول مه امسال به شدت به نفع جنبش کارگری است و فعالین این عرصه باید با قدرت به میدان بیایند و علیه بیکار سازیها کمپینهایی را سازمان دهند.

۴) کمپینهای افزایش دستمزدها

در خلال جنگ ۸ ساله ایران و عراق، حتی یک رسال به دستمزد کارگران افزوده نشد. در این دوران وضعیتی به غایت ضد انسانی و سخت بر مردم ایران تحمیل شد. اکنون و در آستانه تحریمهای اقصتادی، مدام از گوشه و کنار حکومت شنیده می شود که از مردم می خواهند در مقابل این تحریمها صبر و تحمل پیشه کنند. البته این حرف از طرف کسانی ایراد می شود که خود در وضعیت اقتصادی بسیار مناسبی قرار دارند و خودشان بخشی از اقتصاد واردات یا صدارت را انحصارا در اختیار دارند. این یک بیشرمی و جنایت علیه بشریت از طرف هم تحریم کننده ها و هم کسانی که مردم را به خاطر جاه طلبیهاشان فقط به تحمل فرا می خوانند است. در همین حال، بودجه سالیانه وزارت دفاع جمهوری اسلامی نیز امسال افزایش داشت در حالیکه رقم بخصوصی به حقوق کارگران افزوده نشد. باید در مقابل این بی توجهیها به مردم ایستاد. فعالین سیاسی و اجتماعی از طریق کمپینهای اجتماعی می توانند مردم را جهت افزایش سطح دستمزدها بسیج کرده و کمپینهایی را که تا کنون در سطح فعالین کارگری و محافل کارگری در پیش بود، به یک جنبش بزرگ اجتماعی تبدیل کنند.

۵) همبستگیهای اجتماعی

هيچ مبارزه اى نبايد تنها بماند. اين بايد به شعار عمومى همه مردم ایران تبديل شود. معمولا خواستهاى يک اعتصاب یا اعتراض خواستهاى دیگران هم هست، اما حتى اگر نباشد و صرفا خواستهاى يک مرکز معين با بخشی خاص را نمايندگى کند ذره اى از ضرورت حمايت از آن را کم نميکند. بخصوص کارگران هم سرنوشت اند، دردهاى مشترک، دوستان و دشمنان مشترک دارند، استثمار ميشوند، سرکوب ميشوند، هدف واحدى دارند و به فکر رهائى از استثمار و ايجاد جامعه اى برابر و خوشبخت هستند. نميتوانند از مبارزه همديگر حمايت نکنند. نميتوانند دوش به دوش هم ندهند و جلو يک مشت سرکوبگر و استثمارگر را که زندگى شان را تباه کرده اند نايستند. همبستگى يکى از بزرگترين حربه هاى جامعه براى بسيج نيرو و عقب نشاندن نیروی پلیسی و سرکوبگر است. به هردرجه يک اعتصاب یا اعتراض همبستگى بيشترى از ساير قشرهای جامعه جلب کرده باشد، موفق تر خواهد بود و بعلاوه اعلام همبستگى از جانب ساير مراکز و بخشها مستقيما در ارتقاى اتحاد و آموزش و روحيه مبارزاتى که دیگران از آن حمايت ميکنند نيز تاثير ميگذارد.

اما جلب همبستگى به داخل کشور محدود نيست و همبستگى اجتماعی مرز نميشناسد. در خلال اعتراضات ۸۸ موجی از همستگیها جهانی از مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران یکی از نیروهای محرکه به میدان امدن مردم و جوانان بود. از اینرو باید این سطح از جلب توجه جهانی به مبارزه مردم ایران و بخصوص جنبش کارگری افزایش یابد. جلب همبستگى جهانى کارگران از يک اعتصاب معين در ايران امرى امکانپذير است و در سالهاى گذشته بارها و بارها همبستگى وسيعى در سراسر جهان در دفاع از حقوق کارگران در ايران صورت گرفته است. همبستگى جهانى، فضاى بين المللى را عليه جمهورى اسلامى تنگ ميکند، در رسانه ها منعکس ميشود، بر روحيه اعتراضى مردم تاثير ميگذارد، به آنها آموزش طبقاتى و انترناسيوناليستى ميدهد و فاکتور مهمى در موفقيتشان ميشود.

نقش فعالین

رهبران بخشهاي مختلف كارگران و معلمان و پرستاران در اين ميان طبعا نقش ويژه و مهمي دارند. امروز جا دارد كه اعتصابات اولا نقشه مند تر و سازمان يافته شوند. مجمع عمومي بعنوان ستون فقرات اعتصاب بسيار جدي تر گرفته شود و توده كارگران و مردم از طريق مجامع عمومي منظم خويش نه فقط در اعتصابات نقش مستقيم ايفا كنند بلكه اين مجمع عمومي ها را به ارگان تصميم گيري در كارخانجات و محلهاي كار تبديل كنند. بايد تلاش كرد كه اعتصابات سراسري براي خواستهاي سراسري را به جريان انداخت.

بايد تلاش كرد تا خواستها را تعرضي تر کرد و توقعات و انتظارات مردم از زندگي را با صداي رسا ابراز كرد. نه فقط حقوقها و دستمزدهاي پرداخت نشده چند ميليون كارگر بايد فورا پرداخت شود، بلكه دستمزدها بايد چندين برابر افزايش يابد. حق مسكن و بيمه بيكاري مكفي و تامينات اجتماعي و بيمه بازنشستگي و ساير خواستهاي برحق مردم را بايد در برابر جامعه طرح كنيم و با اعتصاب و مبارزه و تظاهرات از آن ها دفاع كنيم.

فاز تازه اي را در مبارزه با حكومت توحش اسلامي سرمايه دارن بايد گشود. فازي كه خواستهاي قلبي و پيشرو كارگران و مردم رو مي آيند و مستقيما طرح ميشوند. فازي كه كيفرخواست عليه كل دم و دستگاه و نظام حاكم با خواستهايي مشخص و با شعارهايي راديكال در همه جا ميجوشد. و فازي که راهي براي بقا براي حاکميت توحش و مذهبي سرمايه داران باقي نميگذارد.

تحزب و تحزب کمونیستی

بعلاوه و مهمتر از همه بايد حزبي كه تمامي خواستهاي انساني كارگران و مردم را با برنامه اي روشن و با پراتيكي راديكال و پيشرو نمايندگي ميكند بايد آشكارا از جانب بخشهاي هرچه وسيعتري از كارگران انتخاب شود. حزب كمونيست كارگري نماينده پيگير جنبش راديكال و سرنگوني طلبي و حق خواهي در جامعه است و نقش اساسي اي در تداوم و پيشروي مبارزه كارگران و توده هاي محروم مردم عليه حكومت اسلامي ايفا كرده است. پيشروي بيشتر اين مبارزه و عقب راندن جدي حكومت اسلامي در گرو نقش رهبري كننده اين حزب در اين مبارزه است. حزب سياسي اي كه بدون ذره اي ترديد و مماشات و با درايت و تيزبيني افق روشن و اميدبخشي را در برابر جامعه قرار دهد، شرط اساسي هرگام پيشروي و پيروزي است. اين حزب بايد توسط تمامي كارگران پيشرو انتخاب شود. بايد به عنوان فاكتور سياسي مهمي در اوضاع سياسي ايران اهميت و جايگاه آنرا ديد و به همه كارگران نشان داد. امروز هرتحول اساسي و جدي به نقش حزب كمونيست كارگري بعنوان نماينده انقلاب كارگران و مردم گره خورده است.

.

+ قرار درباره ضرورت گسترش مبارزات کارگری در تحولات سیاسی جاری در ایران
+ نه تحریم اقتصادی، نه جمهوری اسلامی، مردم علیه گرانی و فقر و فلاکت به میدان بیایید!
+ مردم نیشابور راه نشان می دهند.