خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
اورتگا در ایران
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در یکشنبه 17 ژوئن 2007

زمانى که ساندینیستها در نیکاراگوئه قدرت را گرفتند و تقریبا همزمان آنتى امپریالیسم خمینى در ایران چپ ناسیونالیست ایران را خلع سلاح کرد٬ شاید هنوز ماهیت ناسیونالیستى و بورژوائى چپ آنتى امپریالیست ناروشن بود. هرچند منصور حکمت و اتحاد مبارزان کمونیست در ایندوران تنها صداى قابل شنیدن مارکسیستى در متن یک تحول مهم جهانى در نقد این چپ الکن و غیر کارگرى بود.

آمریکاى لاتین و جنبشهاى مختلف و معرفه آن یکى بدنبال دیگرى به بن بست رسیدند و عمدتا با حضور گسترده تر طبقه کارگر و مبارزه کارگرى منزوى شدند. پیش از زمین لرزه تحولات شوروى و بن بست اردوگاههاى سوسیالیسم موجود٬ سوسیالیسم عربى و سوسیالیسم لاتینى و کلا چپ رادیکال غیر کارگرى از نفس افتاده بود. سقوط شوروى بقایاى این جنبش جهانى و عمدتا چپ مرکز و اصلاح طلب را به سوى دمکراسى و بازار و مکانیزمهاى آن هدایت کرد. برگشت موج چپگرائى در آمریکاى لاتین نه از حقانیت نقد اجتماعى و طبقاتى این جنبش بلکه از ناتوانى نسخه هاى بانک جهانى و نئولیبرالیسم در پاسخ به حداقل خواستهاى مردم جهان بود. مادام که سنت اجتماعى و طبقاتى نوینى قد علم نکند و روى دوش نقد همه جانبه تاریخ ماقبل خود قرار نگیرد٬ سنتهاى قدیمى و از نفس افتاد دوباره جان میگیرند و در شرایط دیگر و با نسلى دیگر و با پرچمى دیگر به میدان مى آیند. پیروزیهاى پى در پى انتخاباتى در کشورهاى آمریکاى لاتین٬ نزدیکى سران مشهور آن مانند چاوز و کاسترو و اخیرا اورتگا به رژیم اسلامى٬ زمزمه تشکیل “جبهه ضد امپریالیستى” و سخنرانى این و آن بر مزار خمینى قاتل کمونیستها و آزادیخواهان ایران٬ مانند پتکى برسر چپ ضد امپریالیست و ناسیونالیست ایرانى فرود مى آید. دقیقا عین صحنه اى که یاسر عرفات در کنار خمینى در بحبوحه سرکوب مردم کردستان و انقلابیون در ایران عکس میگیرد.

اما اتفاق غریبى نیافتاده است. آقاى دانیل اورتگا ممکن است شخصا انسان شریف و طرفدار بهبود زندگى مردم شبه جزیره نیکاراگوئه باشد. سیاست ایشان اما اینست که در کنار یکى از ارتجاعى ترین اردوهاى سرمایه دارى امروز٬ یعنى اسلام سیاسى٬ قرار بگیرد تا امورات حیاط خلوت خود را پیش ببرد. اگر ملیون ایرانى و سران جبهه ملى٬ حزب توده و عمده سازمان فدائى و چپ ناسیونالیست ایران در کنار جمهورى اسلامى در متن انقلاب ایران قرار گرفتند٬ و هنوز بیشتر آنها چشم به باز شدن سفره حکومتى و شرکت در آن دارند٬ چه ایرادى دارد هم کیشان لاتینى و لبنانى و عراقى شان همین کار را بکنند؟ تفاوت حسن نصراله و امثال حزب کار ترکیه و اورتگا و چاوز و دیگران اینجا محو میشود. یکى اسلامى است و یکى شبه لائیک. اما هر دو منافع اجتماعى و طبقاتى مشترکى دارند و دقیقا و به همین اعتبار در قلمرو سیاست بین المللى و تجارت و روابط دیپلماتیک دنبال متحدین منطقه اى و بین المللى هستند.

سفر اورتگا به ایران٬ مستقل از تبلیغاتى که رژیم اسلامى حول آن بپا میکند٬ اهمیتى ندارد. شاید تنها اهمیت آن وارد کردن یک ضربه کارى به عمارت خیالى و خود ساخته چپ ناسیونالیست و ضد یانکى در ایران است که امروز در اشکال جدیدترى و بدنبال تحولات جهانى تلاش دارد خود را در قالب چپ رادیکال بازسازى کند. همینطور احساس شرمندگى بخشى از جنبش ملى اسلامى و مشخصا سازمان اکثریت که تلاش میکند فاکتور دمکراسى را در این بحث وارد کند٬ بیهوده تر از بیهوده است. اورتگا با مکانیزم دمکراسى قدرت را واگذار کرد و با همان مکانیزم به قدرت بازگشت. پشت این سنگر پوشالى نمیتوان قایم شد.

طبقه کارگر و نسل نوین چپ در ایران باید با صراحت و شهامت از این واقعه رئوس جمعبندى سیاسى خود را بدست دهد:

– ماهیت کارگرى و انقلابى و مارکسیستى چپ و سوسیالیسم اساسا در ضد کاپیتالیست بودن آنست. چپى که ضد سرمایه و نظم موجود نیست٬ چپى ضد کارگرى است. در کشورهاى تحت سلطه چپ مرکز و رفرمیست نقشى جز پس راندن همین نقد کارگرى و کمونیستى به وضع موجود ندارد. در خیلى موارد در نقش مشاورین و سوپاپ اطمینان هاى بورژوازى در دفاع از اساس مناسبات موجود قد علم میکنند. کمونیسم ضد کاپیتالیستى هم راسا براى بهبود و اصلاحات به نفع طبقه کارگر و کل جامعه مبارزه میکند و هم براى تغییر بنیادى مناسبات موجود.

– موضع سوسیالیستها و کمونیستها در مقابل این رویداد سکوت نیست٬ نشان دادن ماهیت ضد کارگرى و ضد کمونیستى چپ آنتى امپریالیست است. طبقه کارگر سوسیالیست در مقابل این چپ ضد امپریالیست پرچم انترناسیونالیسم کارگرى و مارکسیستى خود را برمى افرازد. ضمن همبستگى با مبارزات کارگران در کشورهاى آمریکاى لاتین٬ ماهیت سیاست مشترک احمدى نژاد و اورتگا و چاوز را افشا میکند. خط سوسیالیسم مارکسى و کمونیسم کارگرى در قبال این رویداد تعرض به ناسیونالیسم چپ و شفاف کردن نقد سوسیالیستى و کارگرى است.

– آنتى امپریالیسم یک شعار پوچ است که محتواى ناسیونالیستى دارد که در دنیاى امروز با ارتجاع پست مدرنیستى توام شده است. آنتى امپریالیسم نه پرچمى علیه سرمایه دارى بلکه سنگرى در دفاع از بازار داخلى و سهم بورژوازى در این کشورها از استثمار طبقه کارگر است.

– آنتى امپریالیسم و جنبش ضد یانکى همیشه جریانى ارتجاعى و غیر کارگرى بوده است و امروز تماما جریانى است که در کنار متعفن ترین لایه هاى ارتجاع جهانى ایستاده است.

– آنتى امپریالیسم امروز پرچمى در مقابل نقد اجتماعى و طبقاتى مارکسیستى به نظام سرمایه دارى است. هر سوسیالیست و سکولارى باید با صراحت و بدون لکنت زبان اعلام کند از موضع مبارزه کارگرى؛ از موضع جنبش اجتماعى و سوسیالیستى کارگران علیه سرمایه دارى در همه جاى جهان٬  آنتى امپریالیسم یک جریان بورژوائى است و پاسخ کمونیسم و سوسیالیسم به آن همان پاسخى است که به کل حاکمیت و نظام سرمایه دارى بطور کلى داده میشود.

– و بالاخره باید به طیف آنتى امپریالیستها و چپهاى صورتى و مشاور بورژوازى اعلام کرد که دکانتان را جمع کنید. بورژوازى مشاورین پا رو زمین ترى دارد. نقد و افشاى سکوت این چپ در مقابل این واقعه را باید با تعرضى سیاسى و نقدى طبقاتى و کمونیستى کارگرى به این جنبش پاسخ داد.

سوسیالیسم ضد کاپیتالیستى نیازى ندارد وارد دعوا برسر نوع دمکراسى و میزان آن در مناسبات بورژواها بشود. سوسیالیسم ضد کاپیتالیستى نماینده کل آزادى و انسانیت در مقابل پیشرفته ترین قدرتهاى سرمایه دارى است. ما بعنوان سوسیالیست از حقوق فردى و جمعى انسانها٬ از آزادى و برابرى٬ از رهائى جامعه از یوغ مناسبات استثمارى و اسارت بار مبارزه میکنیم. اگر حتى از مردم  دنیا در یک رفراندم فرضى براى حقانیت دمکراسى و بازار و تقسیم قومى و قبیله اى هم راى بگیرند٬ ما به عنوان کمونیست و مارکسیست خواهان انقلاب علیه سرمایه و برپائى جهانى آزاد هستیم. این وجه تمایز سیاسى و طبقاتى جنبش کمونیستى کارگرى با هر نوع چپى است که قصد ایجاد یک “سرمایه دارى دلسوز” یا گرفتن سهم حاج فلانى را در بازار داخلى از استثمار طبقه کارگر دارد.