خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
بن بست سیاسی – اقتصادی رژیم اسلامی
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در سه‌شنبه 3 جولای 2012

صدای آمریکا در گزارشی به نقل از نيويورک تايمز بدتر شدن تورم اقتصادی در ايران را نه تنها به دليل تحريم های بين المللی بر سر برنامه اتمی کشور بلکه به خاطر سوء مديريت اقتصادی در ايران ارزيابی می کند. اما صرفا اینکه بخواهیم بن بستهای اقتصادی رژیم اسلامی را در سوءمدیریت دولت فعلی ببینیم به اشتباه رفته ایم.

قبل از هر چیز ریشه بحران اقتصادی رژیم در سیاست آن است. بی ثباتی سیاسی یک مشخصه ساختاری و هویتی جمهوری اسلامی است. این حکومتی است که در سال ۵۷ برای سرکوب انقلاب تحت نام انقلاب به جلو رانده شد و در شکل یک ماشین سرکوب تمام عیار آرایش پیدا کرد. میتوان گفت بورژوازی در ایران و در سطح جهانی برای سرکوب انقلاب ۵۷ به این رژیم رضایت داد. رسالت تاریخی این رژیم و علت روی کار آمدنش نه سر و سامان دادن به اقتصاد – که از همان اواخر سلطنت شاه بحرانش آغاز شده بود – بلکه سرکوب انقلابی بود که کل نظام سرمایه داری در ایران را دچار بحرانی عمیق کرده بود.

گفته “اقتصاد مال خر است” خمینی همان اندازه معرف حماقت پایه گذار رژیم اسلامی است که عدم رسالت و بی برنامگی و بی وظیفگی واقعی و تاریخی این رژیم را در حیطه اقتصاد نشان میدهد. جمهوری اسلامی انقلاب ۵۷ را در هم کوبید اما هیچگاه نتوانست – کارگران و زنان و جوانان و توده مردم معترض اجازه ندادند- که خفقانی حتی شبیه گورستان آریامهری در ایران برقرار کند یعنی این امکان که کارگر سرکوب شده را برای استثمار مقابل سرمایه داری بگذارد فراهم نشد و برای سرمایه داری ایران چنین گورستانی رکن لازم تولید و باز تولید و سودآوری است که تحقق نیافت. در واقع میتوان گفت که بورژوازی ایران با یک بحران مزمن حکومتی مواجه است و هر نوع سرو سامان دان به اقتصاد در گرو حل این بحران است.

بجز اینها، عملا و بطور واقعی اقتصاد جمهوری اسلامی ملقمه ای است از دزدی و چپاول آشکار و پنهان منابع ثروت جامعه و دسترنج کارگران و تولید کنندگان بوسیله مقامات حکومتی و اعوان و انصارشان، فساد و اختلاس و ارتشا اداری و رانت خواری و اسپکولاسیون و بجیب زدن سودهای نجومی از طریق بازار قاچاق و تفاوت نرخ ارز و غیره و در کنار آن بیکارسازیهای گسترده و عدم پرداخت دستمزها و بزیر خط فقر کشیدن بیش از هشتاد درصد مردم. ( اقتصادی که اکنون بروز مشخص و عریان خود را در سلطه مافیای اقتصادی سپاه و بسیج در قالب کارتلهای خصوصی که انحصار بخش اعظم رشته های تولیدی و خدمات را در دست دارد یافته است). قوه محرکه و هدف عمومی این اقتصاد نه سازمان دادن تولید و باز تولید متعارف سرمایه داری در جامعه بلکه حفظ موجودیت حکومتی است که مدام با یک بحران سیاسی و اجتماعی، اعتراضات و اعتصابات و شورشهای شهری و خطر سقوط و از هم پاشیدگی روبرو بوده است. اقتصاد جمهوری اسلامی عاملی است صرفا در خدمت حفظ حکومت و بساط چپاول و سرکوبش. و لذا بی ثباتی و بی آیندگی جزء جدائی ناپذیر این اقتصاد است. شرایط آنقدر متغییر و بی ثبات است که حتی خودی ترین سرمایه دارهای حکومتی به سرمایه گذاری ای که سود آور شدن آن نیازمند یک دوره گردش یکی دو ساله، وحتی کوتاه تر از آن، باشد تمایل و رغبتی ندارند. روشن است که در چنین شرایطی طرح ریاضت کشی اقتصادی و یا هر طرح دیگری که در یک شرایط متعارف سیاسی و اقتصادی ممکن است کار آئی داشته باشد، نه عملی و قابل اجرا است و نه در صورت اجرا شدن مساله ای را حل خواهد کرد. این نوع برنامه ریزیها و طرحهای اقتصادی به تن این رژیم گشاد است.

طرح پرسرو صدای موسوم به “هدفمند کردن یارانه ها” هم طرحی بود که قرار بود از نظر طراحانش جمهوری اسلامی را از این بحران عمیق اقتصادی بیرون بکشد. در واقع تنها راهی بود که فکر میکردند اقتصادشان را نجات خواهد داد و یک سرمایه داری تیپیک بازار آزاد را بر مبنای چپاول کامل شکل خواهد داد. اما از همان ابتدا روشن بود که این طرحی محکوم به شکست است. اما شکست و بن بست طرح یارانه ها روشن است که تنها معضل اقتصادی جمهوری اسلامی نیست. تورم و رکود همزمان یک خصوصیت همیشگی آنست که اکنون عمیق تر شده است. اقتصاد جمهوری اسلامی از ابتدا اقتصاد ریاضت بوده است. کسی نمیتواند یک طرح ریاضت اقتصادی دوبله را به کارگران و مردمی که فی الحال دستمزدهایشان زیر خط فقر است و گرانی و بیکاری و فلاکت دارد کمرشان را میشکند و به ریاضتی غیر قابل تحمل رانده شده اند، تحمیل کند. همین واقعیت است که باعث شده است ریاضت اقتصادی را با وعده رفاه میدهیم و نقد میدهیم و اوضاع بهتر میشود باید پیاده کنند و از همینجا تناقص اساسی خودرا آشکار میکند.

به این ترتیب وضعیت اقتصادی ایران با تحریمها به شدت رو به سقوط خواهد رفت و این اجتناب ناپذیر است. صدای آه و ناله مفتخورهای اسلامی که از مردم می خواهند تحمل کنند و صبر پیشه کنند خود گویای وضعیتی است که جمهوری اسلامی دارد در ان دست و پا می زند. در چنین شرایطی باید این فاکتور بسیار مهم و تایین کننده را هم مدنظر قرار داد که یک جنبش عظیم سرنگونی طلبی چپ و سوسیالیستی نیز در ایران وجود دارد که به تنهایی بحرانی عظیم برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.