خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
بگذار عراق خود سخن بگويد
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در سه‌شنبه 11 مارس 2008

وقتي تفنگداران نيروي دريايي دستگاه تروريسم دولتي آمريكا در مارس 2003، به بهانه از بين بردن سلاح هاي كشتار جمعي و مبارزه با تروريسم وارد خاك عراق شدند و ناوگان هوايي آمريكا با ريختن هزاران پوند بمب خوشه اي بر سر مردم عراق (به عنوان بزرگترين، منحصر به فرد ترين و هولناكترين عامل قتاله و جنايت در جهان)، در پي هديه دموكراسي به آنان بود، فكرش را هم نمي كردند كه چند دهه بعد از جنگ ويتنام، اينبار در باتلاق عراق پا نهاده اند. عراق زير پاي دستگاه مخوف ادم كشي دولتي امريكا و تروريسم اسلامي مي لرزيد، امنيت ديگر به يك افسانه تبديل شده بود و نارضايتي عمومي عراق را فرا گرفته بود، هر روز اخبار و گزارشهاي متعددي از بمب باران محله هاي فقير نشين و كشتار مردم بي دفاع توسط نظاميان آمريكايي تا سر بريدن و خمپاره زدنهاي دستگاه تروريسم اسلامي از رسانه ها منتشر مي شد. اما به يكباره ورق برگشت. انگار تا حالا هيچ اتفاقي نيافته باشد جمهوري اسلامي و امريكا براي حفظ امنيت و دمكراسي در عراق(!) وارد مذاكره شدند، جريان مقتدي صدر به عنوان يك جنبش كثيف و ضد بشري كه ادم ربايي مي كرد، سر مي بريد و با خمپاره و بمب مردم بي دفاع را قتل عام مي كرد به لانه خود خزيد و خبر از صلح موقت داد!

بالاخره آمريكا و متحدينش به اكراه حضور و نفوذ جمهوري اسلامي، به عنوان پرچم دار جنبش كثيف اسلام سياسي در عراق و خاورميانه را پذيرفتند. داستان دوستي قديمي دو ملت را پيش كشيدند و سر ميز مذاكره نشستند و سعي كردند داد و ستدهاي پشت پرده خود را به عنوان راه هايي براي برقراري امنيت در عراق به جهان عرضه كنند. بيرون رفتن آمريكا از عراق براي رژيم اسلامي و ديگر جنبشهاي اسلامي به شكل آرزويي باقي ماند ولي آنها موفق شدند نفوذ و اعتبار سياسي خود را در عراق و مطعاقبا خاورميانه و جهان دو چندان كنند. همين چند روز پيش احمدي نژاد موقع ورود به عراق، مقابل دوربينهاي شوهاي تلويزيوني از بي بي سي و سي ان ان گرفته تا الجزيره و فاكس و… رفت و آخرين تير تركش را به شيطان بزرگ زد: “فكر حمله امريكا به ايران ما را نگران نمي كند، همه مي دانند كه آمريكا قادر به پيروز شدن در هيچ جنگي نيست” حالا آمريكا بايد او را اسكورت هم بكند!

آمريكا پايه و مبناي سياست ادامه حضور خود در عراق را برقراري امنيت و دمكراسي قرار داد و رژيم اسلامي هم به ظاهر براي كمك به امنيت و بازسازي كشور دوست و برادر ديرينه خود عراق، با گرفتن قيافه اي مضحك به شكل علني وارد صحنه شد. هر دو جريان عوامفريبانه براي رسيدن به مقاصد و منافع خود در جهت جلب افكار عمومي حركت مي كنند ولي در باطن، مردم عراق نه تنها هيچ سودي از اين بده بستانها ندارند بلكه در برابر آفت تروريسم قرار گرفته اند. هنوز جريانهاي مرتجع و كثيف تروريسم اسلامي چون جيش المهدي و جريان به شدت ضد انساني مقتدي صدر نه تنها در صحنه هستند و اينده ان جامعه را تهديد مي كنند، بلكه به دعوت و خواست امريكا قرار است در انتخابات نيز شركت كنند! حكومت فعلي نيز يك حكومت دست نشانده عشيرتي گانگستري است كه در كردستان و كل عراق زمام امور را به دست دارد. يك جريان ضد كارگري و ضد زن كه از مدتها قبل تا همين اواخر ثمراتش را با حجوم به شوراهاي كارگري تا قتل عام دعاها ديديم. طالباني، از آن زمان كه براي سركوب جنبشهاي كارگري و اپوزيسيون ايران به تهران مي امد و با كيف پر از پول خارج مي شد، سگ زنجيري بي چون چراي جمهوري اسلامي شد. بارزاني نيز از ابتدا به حكم خود حاكم كردستان عراق بود! حاكمي كه كل طايفه اش، از پسر و دختر نوه و نتيجه گرفته تا عمو، خاله و دايي و عمه زاده و… همه كاره حكومت هستند و در آخرين شعبده بازي هم ارمغان پارلمان را از كلاهش بيرون كشيد تا همه چيز تكميل شود! بالاخره طايفه ايشان حق آب و گل دارد. به ظاهر طالباني و شركاء نيز بعد از يك پروسه انتخابات وارد حكومت شده اند و اين امر خطير را به عهده گرفته اند. دروغ بزرگي كه نه تنها به مردم عراق كه به كل دنيا فروخته شد هر چند ارمغان دموكراسي در هر جاي ديگر دنيا چيزي فراتر از اين نيست.

قضيه عراق تا حالا 2 بار به رژيم اسلامي يا شايد هم بورژوازي در خطر خدمت كرده، يكي جنگ 8 ساله و كمك به تثبيت اين حكومت ضد انساني و امروز كمك به رشد و نفوذ بيشتر آن در دنيا. انچه كه تا حالا گير مردم ايران و عراق آمده ولي، نبود امنيت، فقر و بيكاري، كمبود و كيفيت بسيار پايين امكانات رفاهي، اموزشي و خدماتي و يك عقب ماندگي فرهنگي وحشتناك است.