خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
تأثیر و عواقب جنگ بر روی کودکان!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در چهارشنبه 27 سپتامبر 2006

هنگامی که تصاویر فوق را نگاهی می اندازیم اولین سئوالی که در ذهن هر انسان آزاده نقش می بندد این است که به چه دلیلی کودکان می بایست مورد تفتیش و بازرسی بدنی سرکوبگران قرار گیرند و بار چنین شرایطی را بدوش کشند و سرنوشت و زندگی شان این گونه رقم خورد؟ در حالیکه در لایحه ی ۱۹ کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل آمده است که: “کودک باید از خطراتی که سلامتی و روحی او را تهدید می کند مصون بماند”.

پاسخ آن در یک کلام چیزی جز جنگ، این هیولای کُشتار محرومان و عامل هزاران مصبیت و بدبختی ها نمی باشد. زندگی میلیون ها انسان در اثر آن بر باد می رود و خون و خونریزی جایگزین شادی و دوستی ها می گردد. امروزه بجرات می توان گفت که دنیا در باتلاق جنگ های ناعادلانه فرو رفته است و هر روز از خود قربانیان بی شماری را می گیرد که در این میان بنابه آمار منتشره از سوی سازمان ملل بیش از ۵۰% آنها را کودکان تشکیل می دهند. کودکِ درگیر شده در جنگ، زندگی اش به تباهی کشانده شده است و جسم و روح اش همواره مورد تهدید و اذیت و آزار قرار داد و تا ابد بار دهشتناک آنرا بر دوش های نحیف اش حمل می نماید. در دنیای جنگ صدای توپ، خمپاره و بمباران ها، جایگزین, اسباب بازی ها و داستان های شبانه ی کودکان تبدیل گشته است. اینها آهنگِ موزون و دلنشینی نیست که بتواند بر رشد و شکوفائی کودک تأثیر مثبت بگذارد، بلکه نقشی تخریب کننده داشته و مانع ی سلامتی و سر زندگی اش می گردد.

اینرا همگان و مهمتر از آن راه اندازان جنگ های خانمانسور بخوبی می دانند و کاملاً بر عواقب و عمق فاجعه بار آن واقف اند. نتایج آنرا می توان در آواره شدن میلیون ها کودکی دید که در اثر جنگ، خانواده های خود را از دست داده و روانه ی بازار کار, طاقت فرسا گردیده اند؛ نتایج آنرا می توان در میلیون ها کودکی جستجو نمود که در اثر جنگ و نداری، افسرده و پریشان اند. دهه هاست که جنگ های خانمانسور، سلامتی کودکان را به خطر انداخته است و روز به روز علیرغم اشراف به چنین حقیقت تلخی، ابعاد گسترده و دهشتناک تری بخود می گیرد و بر خلاف قوانین به ثبت رسیده ی جهانخواران، اوضاع سلامتی و روحی قربانیان جنگ های امپریالیستی نه تنها تعریفی ندارد بلکه بسیار تأسف بار و زجرآور می باشد.

حقیقتاً که در عمل ثابت شده است تصویب اینگونه لوایح از سوی سازمان ملل بی پشتوانه بوده و مصرفی برای کودکان ندارد و صرفاً بمنظور انحراف افکار عمومی و بیان “انساندوستی” های کاذب معنا می یابد. میلیون ها کودک در سرتاسر جهان روزانه در معرض, خشونت های متفاوت قرار دارند و میلیون ها تن دیگر در اثر یورش و لشکرکشی های سرمایه داران جهانی جان خود را از دست داده و هزاران نفر دیگر معلول و قربانی چنین فجایع ی خانمان برانداز اند. جنگ این هیولای شوم و پلید در بطن خود حاوی پیام های تلخ و ناگوار برای فرزندان کارگران و زحمت کشان می باشد. جنگ براه افتاده از سوی دولت مردان، جنگ علیه ی بشریت است، جنگی است که شعله ور شدن هر چه بیشتر آن، باعث افزایش سرمایه های نجومی شان گردیده و در مقابل توده های ستم دیده و فرزندان شان هستی خود را از دست می دهند. در بستر چنین سیاست چپاولگرایانه ای است که سرمایه داران سلاح های مدرن و پیشرفته تولید می نمایند و آنها را بر علیه ی توده های ستم دیده و فرزندان شان به بهانه های واهی ای همچون برقراری “دمکراسی” و “آزادی” بکار می بندند. در این میان همه و از جمله کودکان در تیررس شان قرار دارند و جنون وار، جانیان، سینه های آنانرا نشانه می گیرند. بی دلیل نیست که هزاران کودکِ افغانی و عراقی توسط اشغال گران امریکائی و متحدین اش مورد هجوم وحشیانه قرار گرفته و جان خود را از دست می دهند؛ کودکان هم کاملاً در این کشورها بمانند بزرگان و در دنیای دست ساز امپریالیست ها، بی آینده اند.

براستی امروزه کدام کودکِ عراقی، فلسطینی، افغانی و … را سراغ دارید که با غرش رگبار نظامی یان به خواب نرود و با آژیر آمبونس های پر از کشته و زخمی ها از خواب بیدار نشود؟ آیا این دنیای واقعی کودکان است که جهان “پیشرفته” و “متمدن” وعده ی آنرا به آنان داده بود؟

کودکان در چنین دنیایی، آنچه را که نباید مشاهده نمایند، به فجیع ترین شکل با آن روبرویند؛ آنچه را که نباید بشنوند، به گونه ای دردناک در گوش های شان زمزمه می کند و آنچه را که نباید بر سرشان آید، هولناک تر از آن، شاهد آنند. سرمایه داران بیهوده در پشت درهای بسته ندا سر می دهند و قوانین و لایحه وضع می نمایند که باید به فکر سلامتی کودک بود؛ بی جهت برای کودکانی که در اثر یورش های وحشیانه ی سرمایه داران جان خود را از دست می دهند، اشک تمساح می ریزند. خودِ آنان از بانیان و عاملین اصلی چنین فجایع ناگواری در حق کودکان می باشند. منفعت آنان در ایجاد تنش و بلبشو، جنگ و خونریزی است. باید سلاح های مدرن تولید شده ی خود را مورد آزمایش قرار دهند و آنها را بفروش برسانند. آنان به فکر کودکان نیستند. به بهانه ی مبارزه با “تروریسم” اتوبوس های پر از کودک را به رگبار می بندند و قلب های پاک و بی آلایش آنانرا از حرکت باز می دارند. واقعاً مسخره و وقیح  است. کدام قانون و کدام انسان می تواند به خود بقبولاند که بدن های کودکان دو و سه ساله را باید مورد تفتیش و بازرسی قرار داد و اسلحه را به سمت آنان نشانه گرفت و در همان حال از انسانیت و آزادی و دمکراسی و حقوق کودکان سخن بمیان آورد؟!! کدام قانون و چه کسی می تواند آنرا باور کند که این همان دنیای “پیشرفته” و “متمدن” ای است که سرمایه داران به توده های ستم دیده نوید آنرا می دهند؟

قدرت مداران دروغ می گویند. بی جهت سمینارها و مراسم های متفاوت در حول و حوش دفاع از کودکان راه می اندازند. آنان باوری به رشد و بالندگی جامعه و سر زندگی میلیون ها کودکِ محروم ندارند. آنان سوءاستفاده گر اند. وجود میلیون ها کودک کار، قاچاق آنان توسط شکارچیان انسان، فروش اعضای بدن کودکان و غیره همه نمایانگر اوضاع وخیم و دهشت بار میلیون ها کودک در سراسر جهان است. با وجود چنین مناسبات و قانون مندی هایی، کودکان از زمره آسیب پذیر انسان هایی هستند که مورد تهاجم جانیان بشریت قرار دارند. فقط در هنگامه ی جنگ نیست که کودکان در زیر ماشین های مدرن سرکوبگران له و لورده می شوند؛ بلکه باید بر عواقب ناگوار بعد از جنگ همچون از دست دادن والدین شان، تحمل بدن های ناقص, حاصله از جنگ، بی سر پناهی و کابوس جنگ بطور روزانه و تأثیرات آن بر روح و جسم کودکان اشاره نمود، تا مملوس تر به ماهیت جنگ های امپریالیستی پی برد. دشمنان کودکان از جنگ به عنوان حربه ی سود ده، بهره می جویند و شیرازه ی زندگی آنانرا از هم می پاشانند. اینها خصائل ذاتی جنگ های امپریالیستی و ناعادلانه است. دولت مردان، تولید کنندگان چنین ناهنجاری ها و نابسامانی های موجود در جامعه اند. شکی نیست که ریشه ی آن در حاکمیت و مناسبات ظالمانه نهفته می باشد. بیهوده نیست که جنگ، کُشتار و خونریزی تأثیرات مخرب خود را بر کالبد کودکان بر جای می گذارد. این هیولا به هیچ قواعدِ انسانی پای بند نیست بلکه مدافع ی نابودی بی چون و چرای انسان های محروم و کودکان است. کودک در چنین مدارهای ناخواسته، وارد بازی های مرگبار می شود و جان اش را از دست می دهد. این دنیای وی نیست. بزور و بناحق او را به دنیای بزرگان وارد می کنند. سرمایه داران مسبب چنین در هم آمیختگی های دنیای کنونی می باشند.

مسلماً که در این دنیای ساخته شده ی دولت مردان هیچ چیز در سر جای خود قرار ندارد و فقط و فقط این منفعت طلبان و سودجویان هستند که مدافع ی آنند. باید دنیای کودکان را با دنیای بزرگان کاملاً از هم مجزا ساخت. باید بر خلاف سازمان های باصطلاح مدافع ی حقوق کودکان، بطور واقعی و عملی هر گونه موانع ای که باعث به خطر افتادن سلامتی جسمی و روحی کودکان می گردد را از بین برد. دفن تمامی قوانین و مناسبات سودجویانه ی زورمداران، متضمن سلامتی و منافع ی کودکان محروم می باشد. با این اوصاف سایه و هیولای جنگ هنگامی از زندگی کودکان رخت بر خواهد بست که جامعه عاری از ظلم و استثمار باشد. تنها در چنین شرایطی است که کودکان گام به گام و همراه با دیگر هم سن و سال های شان از دوران کودکی خود لذت برده و شاهد صحنه های دلخراش, از دست دادن والدین و هم سن و سال های خود در برابر چشمان حسرت زده ی شان نمی باشند.