خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
ترکیه علیه دیکتاتور به پا خواست
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در دوشنبه 17 ژوئن 2013

اعتراض کوچکی که در ترکیه به یک رو در رویی تمام عیار میان مردم و حکومت تبدیل شد همچنان ادامه دارد. سراسر ترکیه و مخصوصا میدان تقسیم ۱۸ روز است که به صحنه  جدالی بزرگ میان نسلی بپاخاسته از یکطرف و دولت اسلامی سرمایه داران تبدیل شده است. نبردی شورانگیز که شکست و پیروزیش هم برای طبقه حاکم و هم برای صف آزادیخواهی و برابری طلبی اهمیت حیاتی دارد.  

درمیدان تقسیم همان پرچمی برافراشته شده است که انقلابیون میدان تحریر دوسال پیش بر دوش کشیدند. این نبردی برای نان، آزادی و کرامت انسانی است. تعجب نکنید اگر یک مقاومت دهها نفره در دفاع از محیط زیست به یک رودررویی تمام عیار با یک حکومت آنهم در سراسر ترکیه تبدیل شد. این بارانی در آسمان بی ابر نبود. این طغیان نسلهایی است که سالها زیر  دست و پای دیکتاتورهای نظامی و بعدا دولت اسلام گرای اردوغان له شده اند. این شورش علیه ریاضت اقتصادی تحمیل شده توسط دولت نئولیبرال اسلامی اردوغان، علیه فقر اقتصادی و بیکاری، علیه فساد اداری و سرکوب سیاسی است. این شورش علیه دولتی است که دستور کار سیاسی اش تامین امنیت سرمایه در دوشیدن طبقه کارگر ترکیه است. شورش علیه نوکر اسلامی صندوق بین المللی پو و بانک جهانی است. در عین حال این شورش علیه دست درازی یک دولت اسلامگرا به ارزشهای سکولار جامعه است. جوانی در میدان تقسیم با یک جمله مضمون سکولار اعتراض جاری را در یک جمله کوتاه اعلام کرد: “ما نمیخواهیم در ایران (جمهوری اسلامی) زندگی کنیم”! 

ترکیه کارگران، ترکیه جوانان پیشرو و سکولار، ترکیه زنان و مردان آزادیخواه و مدرن همچنان در مقابل ترکیه سرمایه و دولت متحجر اسلام گرایش مقاومت میکند. نه تنها مقاومت میکند بلکه به ساحت تمام مقدساتش تعرض کرده است. میدان تقسیم بعد از ۱۸ روز مقاومت پرشور در مقابل توحش عنان گسیخته دستگاه سرکوب سرمایه همچنان در جوش و خروش است. تا لحظه نوشتن این سطور، حکومت حزب “عدالت و توسعه” نتوانسته است مردم را به خانه ها برگرداند و مردم هم نتوانسته اند دولت را بزیر بکشند. آینده این نبرد سیاسی هم برای ارتجاع حاکم در ترکیه و متحدین جهانیش و هم برای جنبش آزادیخواه و عدالت طلب جاری مهم است. این نبرد ممکن است به یک انقلاب علیه نظم حاکم ارتقا یابد  و ممکن است فروکش کند که بازهم در مقطعی دیگر سربلند خواهد کرد. اما خیزش ترکیه تا همینجا این واقعیتها  را در مقابل ما قرار داده است: 

۱- دولت اسلامی اردوغان علیرغم رجزخوانیهای اولیه اش، علیرغم توحش عنان گسیخته ارگانهای سرکوبش هنوز قادر نشده است میدن تقسیم این قلب طپنده آزادی و عدالت را از حرکت باز دارد. دولت از رفتار خشن پلیس اش عذرخواهی کرد و میدان تقسیم گول نخورد. دولت اولتیماتوم داد و نتوانست مبارزین میدان را مرعوب کند. دولت زرادخانه عظیم گاز اشک آور و گاز فلفل و پلیس و نیروهای امنیتی آدمکشش را به میدان آورد و در مقابل، مردم با ابتکارات خیره کننده ای هر یورش حکومت را خنثی کردند. نخست وزیری که افتخار ول کردن ترکیه  زیر دست وپای “غارتگران” سرمایه جهانی را یدک میکشد، مردم معترض را “چاپولچی” (غارتگر) خطاب کرد و مردم با فریاد “ما هر روز غارت میکنیم”، “ما همه غارتگریم”، غارت را در ادبیات سیاسی ترکیه و جهان به “شورشگر” علیه نظم حاکم تبدیل کردند. دیکشنریهای اینترنتی در مقابل غارتگر معنای جدیدش را ثبت کردند.

بعد از ۱۸ روز سرکوب خونین، مبارزین تقسیم در سنگرهایشان  آواز “تصور کن” جان لنون را میخوانند و خود را برای نبرد در صبحگاه بعدی آماده میکنند.  بعد از ۱۸ روز باران گاز فلفل بر مبارزان تقسیم، قدرت سرکوب دولت با یک پلاکارد خصلت نما به سخره گرفته شد: ما نسل کودکانی هستیم که ماشینهای سمپاشی را دنبال میکردیم؛ ما را از گاز فلفل نترسانید!

۲- اگر دو سال پیش، میدان تحریر به سمبل مبارزه علیه آلترناتیوهای سکولار ناسیونالیست پرو غرب تبدیل شد؛ امروز میدان تقسیم دارد به سمبل مبارزه علیه آلترناتیو اسلامی میانه روی تبدیل میشود که بورژوازی ترکیه و غرب دهسال تمام زیر بغلش را گرفتند.  

۳- میدان تحریر در همان مدت کوتاه جوش و خروش انقلابیش، الگویی از یک جامعه آزاد و برابر را در مقابل جهانیان به نمایش گذاشت. جامعه ای که در آن از مذهب و ملیت کسی نپرسیدند؛ جامعه ای که در آن تبعیض به هیچ معنایی جا نداشت؛ جامعه ای که در آن کسی جرئت نکرد به حرمت زنان تعرض کند؛ جامعه ای که برای همه خلاقیتها جا داشت. میدان تقسیم، یکبار دیگر تجربه میدان تحریر را تکرار میکند. میدان تقسیم توسط مدافعینش “جمهوری آزاد تقسیم” نام گذاشته شد. جمهوری ای که در آن زن و مرد، پیر و جوان، مذهبی و غیر مذهبی، کارگر و دکتر و مهندس و پرستار همه قدرت خلاقه شان را روی هم ریختند تا لحظات آزادی و عدالت را باهم تجربه کنند. در میدان تقسیم جوانانی که سالهای سال با سموم ناسیونالیسم ترک بمباران شده بودند، دوشادوش جوانانی قرار گرفتند که تحت عنوان ترک کوهی توسط ناسیونالیسم ترک تحقیر شده اند. در میدان تقسیم، در لحظه مبارزه علیه رژیمی که جای دیکتاتورهای نظامی سابق را گرفته است، عکس انقلابیونی بر بالای دیوارها رفت که بدست جوخه های مرگ ناسیونالیسم نظامیان حاکم سابق کشته شده اند. میدان تقسیم به صحنه مبارزه علیه هر دو رژیم، نظامیان قبل و اسلامیون امروز تبدیل شده است.   

۴- مقاومت میدان تقسیم با همان ابزاری سازمان یافت که مقاومت میدان تحریر: اس ام اس، فیسبوک، تویتر و … در ترکیه ای که زندان ژورنالیستهای آزادیخواه است، ژورنالیسم اجتماعی شهروندان خفقان نظم حاکم را در هر ریخت و نبرد باشکوهش را در مقابل چشم جهانیان پیش برد. در نقطه مقابل، دقیقا همان شگردها و همان روشهای میدیایی بن علی و مبارک توسط اردوغان و حزبش بکار گرفته شد: آنگاه که دود و آتش فضای میدان تقسیم را پرکرده بود، تلویزیونهای سر به سرمایه و دولتش، از اسب پیشکشی دولت ترکمنستان به رئیس جمهور گزارش های پر آب و تاب پخش میکرند و نخست وزیر در باره “اوباشی که از خارج دستور میگیرند؛ اقلیتی که میخواهند نظم را به هم بزنند” وراجی میکرد. اما مثل همه انقلابات منطقه، ابرهای نازک خفقان ژورنالیستی طبقه حاکم در مقابل پرتو خیره کننده گزارش مستقیم شهروندان ژورنالیست بسرعت آب شدند و ناپدید شدند. 

۵- این ویژگی همه مقاطع انقلابی است که دخالت در سیاست را از قلمرو احزاب متعلق به نظم حاکم فراتر میبرد و توده های وسیع را درگیر میکند. انقلاب، در یک چشم به هم زدن، عرصه سیاست را که در حالت متعارف میدان یک تازی احزاب حاکم است به روی توده هایی باز میکند که شاید هرگز به خود به عنوان سیاسی نگاه نکرده اند. در میان دهها هزار نفری که در سراسر ترکیه با نیروهای نظم حاکم نبرد کردند، در میان جوانانی که باریکادهای تقسیم را برپا کردند و نبردی تحسین برانگیز با نیروهای ارتجاع را پیش بردند تعداد زیادی بودند که هرگز عضو حزبی نبوده اند و هرگز درگیر سیاست نبوده اند. به یمن قدرت خبر رسانی اینترنتی توسط ژورنالیسم شهروندان، ژورنالیسم حاکم قادر نشد نه تنها مردم را از حقایق بی خبر نگه دارد بلکه نتوانست تصویر وارونه از اوضاع بدهد و مردم را در بهترین حالت بی تفاوت نگه دارد. طبقه حاکمی که نتواند حقایق را مخفی یا وارونه کند در مقابل انقلابات صدمه پذیر تر است. 

۶- محافلی از طبقه حاکم در ترکیه شایع میکنند که پشت همه این اتفاقات توطئه ای خوابیده است و میخواهند در متن یک هرج و مرج سیاسی، نظامیان حاکم سابق که متخصص کودتا هستند را به نام امنیت و آرامش دو باره بر سرنوشت مردم حاکم کند. 

اولا، طبقه بورژوای ترکیه دقیقا به خاطر ورشکستگی آلترناتیو سیاسی نظامیان ناسیونالیست به آلترناتیو حزب اسلامی عدالت و توسعه روی آورده است. آن چیزی را که دیکتاتوری ناسیونالیستی نظامیان منفور در ترکیه نتوانسته بود به این طبقه بدهد، دهسال است که ناسیونالسم اسلامی حزب عدالت و توسعه توانسته است در اختیار طبقه بورژوای ترکیه قرار دهد. آزموده را آزمودن خطاست. بورژوازی ترکیه و هم طبقه ای هاشان در جهان، در متن یک خیزش انسانی که هیچ اثری از سمپاتی به هیچ کدام از آلترناتیوهای بورژوایی نشان نمیدهد به آلترناتیو ورشکسته سابق روی نمی آورند. احزاب اپوزیسیون سر به ناسیونالیسم نظامیان سابق، اگر چه تلاش میکنند خود را با اعتراض تداعی کنند اما علیرغم تحزب سیاسی شان، در مقابل شعارها و خواسته ها و مطالبات و رادیکالیسم جنبش اعتراضی حاضر، جنبشی که فاقد یک رهبری سراسری منسجم است، هنوز حاشیه ای هستند. بورژوازی ترکیه و سرمایه جهانی همدوشش در مقابل ضربه اولیه اعتراضات سرگیجه گرفته اند. آلترناتیو نورسیده اسلامیشان در حال فروپاشی است و آلترناتیو نظامی ناسیونالیستی قبلا خودش شکست خورده است. 

ثانیا، یک فاکتور مهم در پیروزی هر کودتایی، انفعال و وحشت اکثریت مردم است. اکثریت مردم ترکیه الان دارند قدرت خودشان را در مقابل همه ابزارهای سرکوب طبقه حاکم به نمایش میگذارند؛ ابزارهایی که هر کودتای احتمالی باید از طریقش ترس و وحشت ایجاد کند. ابزار کودتای احتمالی آینده در حال حاضر خود موضوع تعرض است. ترکیه بیش از هر زمانی از تاریخ سیاسی اش آماده است با یک ضد کودتا هر کودتای احتمالی را به چالش بکشد. 

۷- و بالاخره، اعتراض در ترکیه با همان معضل بنیادی روبروست که انقلابات منطقه را فعلا در میانه راه زمینگیر کرده است: رهبری انقلابی. در ترکیه، مثل تونس و مصر و کشورهای منطقه، حزب انقلاب غایب است: حزبی که بتواند فعالین پیشرو طبقه کارگر و نیروهای رادیکال پراکنده در آنکارا و استانبول و مراکز کار و زندگی را در صف خود متشکل و متحد کند، حزبی که بتواند خود را به مثابه یک آلترناتیو زیر و روکننده قابل اعتماد اکثریت مردم در مقابل جامعه قرار دهد؛ حزبی که بتواند به انتخاب اکثریت مردم تبدیل شود؛ حزبی که بتواند انرژی و خلاقیت و انساندوستی و آرمانخواهی و جسارت و ابتکار توده های انقلابی را در قالب یک سازمان سیاسی در خود متمرکز کند و با نقشه و سازمانیافته همه ترفندهای سیاسی طبقه حاکم و آلترناتیوهایش را یک به یک خنثی کند و با یک قیام نقشه مند قدرت سیاسی حاکم را در هم بشکند و اداره جامعه را بدست ارگانهای منتخب مردم بسپارد. این نقص بنیادی تمام انقلابات منطقه از جلمه خیزش مردم ترکیه است.