خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
جمعیت، افزایش یا کاهش؟
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در سه‌شنبه 31 جولای 2012

این یک واقعیت است که ایران در طی دهه ۶۰ شاهد انفجار جمعیت بود. والدینمان می گویند در طی این دوران سیاستهای رشد جمعیت بگونه بود که حتی برای بچه دار شدن مردم را به دادن زمین و وسایل خانه تشویق مکردند. مثلا اگر تعداد فرزندان فردی عدد ۵ یا بیشتر بود زمین رایگان دریافت می کرد!

این بود که دهه ۶۰ انفجار جمعیت در ایران بود و همین باعث شد تا با آغاز دهه ۷۰ و حضور این جمعیت از کودکان در جامعه و در سر کلاسهای درس، نظام آموزشی ایران حسابی دچار مشکل شود تا حدی که برخی مدارس حتی بصورت سه شیفته اداره می شدند!این یک نمونه کوچک است و در ابعاد بزرگتر، وقتی این جمعیت وارد بازار کار شد، عملا شاهد بیکاری وسیع شدیم. دقیقا بهمین خاطر بحران بیکاری گریبان جامعه ایران را گرفت و بسیاری (از مغز و بی مغز) تصمیم گرفتند از ایران خارج شوند و این روند همچنان نیز ادامه دارد. حالا حساب کنید وضعیت دهه هفتادیها که میزان تولدشان بعد از جنگ بسیار هم زیاد بود.

در همین حال، دهه ۶۰یها علاقه چندانی هم برای ازدواج و بچه دار شدن ندارند. مثل خوده من. دلایل زیادی را هم می توان برایش برشمرد از جمله همین بیکاری و پایین بودن سطح معیشت و همچنین عوامل روانی از جمله اینکه شیوه تربیتی متولیدن دهه ۶۰ به خاطر آسیبهای اجتماعی ناشی از انقلاب و جنگ، آنها را به انسانهایی افسرده و بی میل تبدیل کرده است. البته این نظر قطعی و مطلق نیست اما آنچه که از زندگی پیرامونی خودم می بینم همین است.

اما اینکه دولت بدنبال تشویقیهایی برای رشد جمعیت افتاده از جمله اینکه اجازه فرزند چهارم را هم داده بنظرم خیلی غیرمنطقی و غیرعقلانی هم هست. اکنون دیگر در پیشرفته ترین کشورهای دنیا هم فرزند دوم و بیشتر خودش یک معضل برای پدران و مادران است. وظیفه تربیت و بزرگ کردن دو فرزند قطعا بسیار ساده از چهار یا بیشتر است. مخصوصا اینکه در کشورهای پیشرفته دولت خودش نقش بسیار مهمی در تربیت و رشد کودک به عهده دارد. چیزی که در ایران در حد خواب و خیال است.

همین حالا هم در ایران تعداد بسیار زیادی از کودکان از کمترین امکانات اجتماعی و رفاهی و آموزشی برخوردار نیستند. بسیاری از مدارس در ساختمانهای غیر استاندارد و بعضا نیمه تخریب برگزار می شود. جمعیت عمده کودکان ایران امکان استفاده از مهد کودک را ندارند و بعضا مخالفتهایی نیز با فعالیت مهدهای کودک صورت می گیرد. در عین حال بحرانهای اقتصادی باعث شده تا وضعیت رشد کودکان نیز با مشکلاتی مواجه شود. افزایش قیمتها و عدم توانایی خرید ارزاق خوراکی مقوی توسط خانواده ها از این جمله است. همین مشکل خودش باعث شده تا ما سالها با پدیده کودکان کار و خیابان مواجه باشیم. پدیده که مشخصا نشانه وجود بحرانهای اقتصادی در میان مردم است. بحرانهای اجتماعی حتی باعث شده تا پدیده کودک آزاری نیز نرخی روبه افزایش داشته باشد. در جدیدترین مورد، رییس سازمان بهزیسیتی کردستان از بیش از سیصد مورد کودک آزاری در کردستان پرده برداشت و این تنها مواردی است که منجر به تماس با آن نهاد شده است. +

اما چرا دولت به جای ایجاد بسترهای مناسب برای اشتغال و بالا بردن سطح معیشت که می تواند باعث شود نسل جوان ایران به سمت زندگی مشترک و بچه دار شدن برود، دارد به افزایش زاد و ولد توسط خانواده های سنتی رونق می دهد؟ این را باید در همان معضل قدیمی رژیم جستجو کرد: بحران اقتصادی که ناشی از بحرانهای سیاسی رژیم است. این بحرانهای سیاسی هم بخش زیادیش از مدیریت غلط می آید. مثل همین مورد.

دویچه وله نیز در گزارش خود به همین عوامل اشاره کرده یعنی مشکلات اقتصادی گسترده اعم از هزینه ‌بالای مسکن، آموزش یا درمان، نرخ بالای بیکاری در کنار دورنمای اجتماعی تیره، بسیاری خانواده‌ها را از داشتن فرزند بیشتر باز می‌دارد. دویچه وله همینطور نوشته که در حال حاضر اقتصاد ایران درگیر رکود، تحریم و بیکاری گسترده است. در سرشماری هفتم کوچکترین اشاره‌ای به جمعیت فعال کشور یعنی افراد سهیم در تولید و اشتغال نشده است. طبق داده‌های موجود حدود یک چهارم نیروی کار ایران بیکارند و حدود سه میلیون کودک و نوجوان نیز پیش از پایان دوره متوسطه ترک تحصیل می‌کنند. ۲۵ درصد مدارس این کشور به دلیل کمبود فضای آموزشی به صورت دونوبتی اداره می‌شوند و ۴۰ درصد آنها فاقد استانداردهای لازم هستند.  بسیاری جامعه شناسان هشدار می‌دهند که تشویق حساب نشده خانواده‌ها به زاد و ولد بیشتر، از جمله موجب تله جمعیتی فقر و زنجیره‌ای از آسیب‌های اجتماعی شود. +