خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
جمهوري اسلامي راهي براي ماندن ندارد
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در سه‌شنبه 16 ژوئن 2009

آنچه در ايران در جريان است نقطه اوجي از يك انقلاب براي به زير كشيدن كل بساط جمهوري اسلامي است. مردم آمده اند تا خشم و نفرت خود از سرتاپاي حكومت توحش و سركوب و تبعيض و چپاول را ابراز كنند. ساده انديشي است كه كسي فكر كند ميليونها مردمي كه اينچنين با شور و فداكاري و تحمل خطرات و تهاجمات پا به ميدان گذارده اند، مشكلشان اينست كه چرا موسوي نخست وزير سابق همين حكومت بر سر كار نيست! كسي كه اينچنين فكر كند در واقع سطحي نگري خودرا به نمايش ميگذارد. بر عكس اين حكومت است كه زير فشار يك دنيا نفرتي كه در خيابانها و كوچه و كارخانه عليهش دارد بيرون ميزند به انشقاق افتاده است. مردم دادشان از فقر در آمده است جناحهاي حكومت دزدي يك ديگر را رو ميكنند تا خشم عظيم و عميق كارگران و مردم از فقر گراني و دستمزدهاي زير خط فقر را كه بويژه در يك سال اخير وسيعا به جريان افتاده، به پشتوانه رقابتهاي جناحي خويش تبديل كنند.

مردم از دستگیري و شكنجه و اعدام دادشان در آمده است، اينها زندانهاي خصوصي يكديگر را رو مي كنند تا جنبش ضد زندان و شكنجه و دستگيري را بر عليه آن ديگري هدايت كنند. دانشجويان در ١٦ آذر و ١٨ تير و روزهاي متعدد ديگر از كنترل و تفتيش و سركوب در دانشگاهها فريادشان بلند شده است و فرياد زنده باد آزادي و برابر سر دادند، جناحهاي حكومت بر سر اينكه چه كسي مسئول “انقلاب خونين فرهنگي” در دانشگاهها بود يكديگر را گاز ميگيرند و متهم ميكنند. در همه زمينه ها از بحث اعدام و سنگسار و اعدام كودكان و غيره مو ضوع از همين قرار است. بقول سروش “داستان عبرت آموزي است كه ياران انقلاب و امام از خط امامشان برائت ميجويند”! سروش هم اين را ديده است كه اين ياران ديروز امام يك شبه ديوانه نشده اند بلكه يك نيروي عظيم دارد اينها را به سمت و سويي هل ميدهد كه گليم خودرا از آب بيرون بكشند و خود او در اين زمينه از همه جلوتر است.

بدون ذره اي ترديد اينگونه فكر ميكنم كه اين مردم بعد از تجربه يك انقلاب شكست خورده، و سي سال جنگ و گريز با يك ارتجاع هار و دزد و چپاولگر و ضد زندگي، و با وجود يك حزب هوشيار و آماده و فعال كمونيستي و كارگري، نه فقط در ايستگاه نخست وزير سال ٦٧ حكومت و “يار غار امام” توقف نخواهند كرد، بلكه هر كسي و شخصيتي و جرياني كه صد سال پيش هم يك جمله در دفاع از حكومت اسلامي حرفي زده باشد، يك لحظه نميتواند ذره اي اعتماد توده مردم را با خود داشته باشد. شخصا هيچ نگراني اي از اين نظر ندارم كه كسي از حكومتيان امروز يا سابق حكومت بتواند مردم را ذره اي فريب دهد و بدنبال خود بكشاند. زير ايران امروز ايران سال ٥٧ نيست. زيرا مردم طي اين سالها جنگيده اند و آموخته اند و سياسي و آگاه شده اند. و بعلاوه و مهمتر اينكه اين مردم حزب خودرا دارند. حزب كمونيست كارگري كه از روز اول تشكيل شده است و پا به ميدان گذارده است كه اين جانيان مرتجع حاكم را به زير بكشد و جامعه را از فقر و استثمار و سركوب و عقب ماندگي و ارتجاع اسلامي خلاص كند. مضحك است كه كسي فكر كند يك شخصيت دست چندم و كپك زده حكومت بتواند مردم را فريب دهد.  

اين واقعيتي است كه جنبش مليوني امروز مردم با صورت مخالفت با تقلب انتخاباتي ولي فقيه و در دفاع از موسوي به جريان افتاده است. اما اين به دليل نا آگاهي مردم نيست. اين به دليل بي خطي و گيجي مردم نيست. برعكس اين مكانيزم انقلاب است. اين مكانيزم هر انقلابي است كه راه فوران و پيشروي خودرا از گذرگاهها و منافذ در دسترس خويش باز ميكند. چند نفر در ايران امروز از ميان مردم مي انديشد كه جناب ميرحسين براي او آزادي ورفاه به ارمغان خواهد آورد؟ فكر نميكنم يك نفر انسان سالم هم اينگونه بينديشد. اولا او آدم گمنامي بود. ثانيا آنقدر هم كه گمنام نبود با سابقه دوره سركوب و جنگ و كشتارهاي دهه ٦٠ در خاطرها بود. هيچ انساني كه از حداقلي از آگاهي و شعور سياسي برخوردار باشد به او اميدي ندارد و نخواهد بست. اما ميليونها نفر اينگونه مي انديشند كه اين جناب و جناحش و وجنگش با جناح ولي فقيه اين امكان را ايجاد ميكند كه مردم بصورت ميليوني بيرون بريزند. اين امكان را ايجاد ميكند كه مردم فرجه و فرصتي براي متحد شدن و هماهنگ كردن نيرويشان را بدست آورند. و همين قدر هم تاريخ.مصرف دارد. و گرنه مگر شخصيت مذهبي و حكومتي امروز و سابقي كه از اين جناب شجاع تر و حتي راديكال تر و تواناتر و كاريسماتيك تر و شناخته شده تر باشد كم است؟ او تمام هنرش اين بوده است كه توانسته است از فيلتر تنگ “شوراي نگهبان” رد شود و معدل جناحهاي منتقد ولايت فقيه و حكومت احمدي نژاد باشد. حتي آخوند كروبي از اين شخص اصلاح طلب تر است. اين را حكومتيان ميدانند. مردم هم ميدانند. قول و وعده روشن و دندان گيري هم به مردم نداده است. معلوم نيست چرا مردم بايد فريب اين امام زاده را بخورند. همانگونه كه اشاره كردم كسي كه اينگونه بينديشد مردم و جنبش مردم و شرايط سياسي در ايران را نشناخته است.