خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
حقایقی برای بستن چشمها!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در شنبه 22 دسامبر 2012

مطرح می کنم، اینست که در دید روشنفکران غربی در خصوص حقوق انسان ها و حقوق بشر، نگرشتی تازه و جدید از زوایه دید نظام قضائی اسلامی و منافع کشورهای جهان سوم به وجود بیاید، ما قویا طرفدار حقوق بشر هستیم و هرجا انسانی زیر شکنجه قرار گیرد ما با این مسئله مخالفت می کنیم.

میر حسین موسوی! بله این حرفهای آقای دولت صدهزار اعدام است در سال 67. دهه طلایی امام و کشتار جوانان بخاطر عقیده و مرام. رفتار دولت موسوی فقط معطوف به سال 67 و کشتار چند هزار آدم بیگناه در زندان نیست و کل دهه 60 و زمامداری وی را شامل می شود. در زمانه ای که بسیاری از مردم از شکنجه و تجاوز و کشتار وحشیانه مخالفین در زندانها آگاهی داشتند، مگر می شود نخست وزیر کشور از این مسائل بی خبر باشد؟ به هر ترتیب این حرفها اعتباری ندارد. نکته مهمتر اینکه در همین مصاحبه رهنورد اقرار می کند رئیس جمهور شدن موسوی در هر حال نمی توانسته نتیجه بخش باشد و موفقیتی بدست آورد. آیا بیهوده نیست آدم در راهی قدم بردارد که خودش می داند نتیجه ای ندارد؟ آیا با این اوصاف این آدمها در دنیای سیاست اعتباری دارند؟ البته می توان چشمها را بست و به همین طرفداری ادامه داد. کاری که مدتهاست دارد انجام می شود. از خاتمی به موسوی از موسوی به خاتمی و این دور باطل ادامه دارد.

یکی از دوستان نوشته بود باید نقش دولت و ملت را در مورد وقایع ان روزها مد نظر قرار داد. اما به نظر من، نیروی در قدرت را باید مسئول وقایع دانست. سرکوب مردم از همان روز اول به قدرت رسیدن اسلامیون در ایران آغاز شد. اصولا قیام 22 بهمن برخلاف میل جریان اسلامی و خمینی بود. منتهى آن دو سال و نيمى که از 22 بهمن57 تا 30 خرداد 60 ميگذرد، به معنى اخص کلمه هنوز دوره حکومت جمهورى اسلامى نيست… يک دوره نسبتا باز فعاليت سياسى است که دولت زورش نميرسد وسيعا سرکوب کند، هر چند چماقدارى هست، چاقو کشى هست، اسلاميگرى هست. خلخالى همان موقع براى رژيم جلادى ميکند، با اين وجود رژيم اين قدرت را ندارد که جنبش همچنان رو به اعتلای مردم را به آن شدت سرکوب و خنثى کند. احزاب سياسى از همه جا سر درميآورند، کتابهاى مارکس و لنين همه جا بفروش ميرسد، سازمانهاى کمونيستى روزنامه منتشر ميکنند، شوراهاى کارگرى بوجود ميآيند، سازمانهاى مختلف زنان بوجود ميآيند، موج اعتراضى بالا ميگيرد. تا اينکه در 30 خرداد 60 که يک کودتاى خونين ضد انقلابى-اسلامى صورت ميگيرد. هجوم ميآورند و روزى 300 نفر، 500 نفر را در اوين و سراسر کشور اعدام ميکنند، روزنامه‌ها را ميبندند و مخالفينشان را تار و مار ميکنند. اين آن پديده‌اى است که باعث شد جمهورى اسلامى امروز وجود داشته باشد. به قول خمینی، از حالا انقلابی رفتار می کنند و یادشان می آید که دمکراسی نمی خواستند، اسلام عزیز را می خواستند. در این شرایط است که هزاران جنایت به دستور خمینی و با اطلاع دستگاهای اجرایی و قضایی در کشور راه می افتد.

متن کامل گفتگوی جنجالی میرحسین موسوی با تلویزیون اتریش در دسامبر ۱۹۸۸