خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
خاورمیانه بزرگ آمریکا: ؟
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در شنبه 29 دسامبر 2007

سیاست مداران و استراتژیست های آمریکایی‌  با استفاده از خلاء قدرت جهانی در دهه گذشته ‌و با ارزیابی از توان اقتصادی‌ با در آمد ناخالص  ۱۳۰۰۰ میلیاردلاری‌ در سال  معادل ۲۷% در آمد ناخالص جهان   ، نظامی‌  با ارتشی‌ دو نیم ملیونی‌ با بودجه نظامی‌ ۳۰۰ میلیارد دلاری‌ که تا سال گذشته به ۴۹۶ میلیارددلار  رسیده معادل ۶۰% بودجه نظامی ‌جهان ، سیاسی  که از پشتیبانی ‌تمامی ‌کشورهای اروپایی ، ژاپن ، استرالیا ، کانادا و کشورهای‌عرب و تمامی ‌شاخه های  مذهب  ‌مسیحی و یهودی‌ و حتی‌ اسلامیست ها بجز ارتدکس ها  و نفوذی که در کشورهای ‌وابسته بخود داشت و باد در غبغب عزم جزم کرد که جهان را با چند مانورنظامی‌ و اقتصادی‌ در حیطه نفوذ خود در آورد.

دولت مردان آمریکا در شرایطی وارد کارزار شدند که :

۱. اروپا در گیر فروپاشی بلوک شرق شده بود و خود نیز از نظر اقتصادی و نظامی ‌در شرایطی نبود که بتواند بعنوان یک قطب و هم آهنگ وارد عمل شود اروپایی ‌که با پاشیدگی‌ شوروی‌ اهمیت استراتژیکی خود را از دست داه بود و بقول خود آمریکایی‌ها پیر و از کار افتاده بود اروپایی که میبایست در برابر شوروی ‌سابق سپر بلای‌آمریکا و در زمان جنگ گوشت دم توپ برای این کشور باشدو منابع اقتصادی ‌و نظامی ‌خود را در اختیار آمریکا قرار دهد چنانکه در جنگ اول بر علیه عراق چنین کرد و در افغانستان هم در کنارش قرار گرفت.

۲. روسیه از نظر اقتصادی ‌، نظامی ، سیاسی و حتی‌اجتماعی از هم پاشیده بود جنگ داخلی از یکطرف ‌و اوج گیری ‌تضادها بین کشورهای‌ اروپای ‌شرقی هم پیمانان سابق از یک طرف فشار بیش از اندازه کشورهای غربی‌ برای ‌متلاشی‌ کردن بیشتر روسیه نایی ‌برای این کشور باقی ‌نگذاشته بود از طرف دیگر خزانه کشور خالی ‌و زیر بنای اقتصادی‌ کشور از کار افتاده بود فشار اروپا از یکطرف ، فشار ژاپن از طرف دیگر و فشار نظامی‌ و اقتصادی آمریکا روسیه را کاملا فلج کرده بود.

۳. چین با جمعیت ۱.۳ میلیاردنفر ی در حال ساختمان اقتصادی کشور بود و قادر نبود حتی‌ یکدهم درصد بودجه نظامی‌ خودرا افزایش دهد از طرف دیگر سه بخش بزرگ این کشور یعنی‌هونگ کونگ ، ماکائو و تایوان هنوز بعلت ضعف اقتصادی ‌و نظامی این کشور در کنترل کشورهای‌غربی بود در این سالها کشورهای‌‌غربی ‌به اتفاق ژاپن ، استرلیا ، نیوزیلند ،کانادا و کشورهای‌اروپایی دم از استقلال تبت میزدند.

۴. ثبات اقتصادی‌، سیاسی و نظامی‌ در بسیاری‌از کشورهای ‌جهان سوم وجود خارجی نداشت و اکثر آنها آنقدر فقیر واز نظر اقتصادی فلج بودند که آمریکا و کشورهای‌غربی‌آنها را به امان خدا رها کرده بودند جنگ در بسیاری از این کشورها بیداد میکرد در بعضی از این کشورها حتی کارمندان دولتی ‌ماه ها حقوق دریافت نکرده بودند در واقع شیرازه بسیاری از این کشورها از هم پاشیده بود همه این کشورها بکمک مالی ‌نیاز مبرم داشتند.

۵. در این شرایط آمریکا تمرکز خودرا در خاورمیانه گذاشت درست جایی که نفس همه کشورها به آن بند بود تنها طی کمتر از دوسال آمریکا بیش از ۲۰۰ هزار نیروی ‌نظامی ‌در منطقه مستقر کرد در تمامی‌ کشورهای ‌خاورمیانه از ترکیه تا مصر از اردن تا عمان و از پاکستان تا گرجستان و از آذربایجان تا تاجیکستان پادگان های‌ نظامی‌آمریکا قد علم کردند هیچکس را یارای ‌مقاومت نبود حکومتهای بیش از چهل کشور خود را بدون مقاومت در اختیار آمریکا قرار داده بودند.

۶. قبل از جنگ اول بر علیه عراق آمریکا خواهان تسلیم بدون قید و شرط عراق شده بود شیخ نشینها را با هم جمع کرده بود علاوه بر پادگانها‌ی ‌نظامی در کشورهای‌ شیخ نشین تمامی ‌خلیج فارس را جولانگاه نیروی ‌دریایی ‌خود قرار داده بود مدتی ‌نگذشت که افغانستان اشغال شد با اشغال این کشور کمربند نظامی ‌حول و حوش روسیه تکمیل شد کشورهای ‌بزرگ همانند روسیه و چین توان مقاومت نداشتند واگر کوچکترین اشتباهی‌از طرف آنها که در موضع ضعف قرار داشتند صورت میگرفت تمامی ‌کشورهای‌غربی ‌با آمریکا متحد میشدند و جبهه آمریکا گسترده تر میشد.

۷. آمریکا با کنترل عراق قادر میشد بیش از ۹۰% نفت خاورمیانه را از آن خود کند که اگر بدون مقاومت موفق به آن میشد اروپا و ژاپن را اخته میکرد و میتوانست تمامی‌امکانات آنها را در اختیار خود بگیرد و از آنها بعنوان ذخیره جنگی ‌استفاده کند کنترل کامل خاورمیانه که بیشتر درهم شکستن پیشرفت اقتصادی ‌چین را در نظر داشت در صورت موفقیت و با کمترین هزینه به آمریکا این امکان را میداد تا باکمک کشورهای‌همسایه چین این کشور را متلاشی کند.

۸. در همان سالهای ‌نود تا دوهزار تحلیل گران آمریکا گره گاه تضادهای ‌جهانی ‌راخاورمیانه ارزیابی ‌کرده و کنترل آنرا در الویت سیاست های ‌خود قرار داده بودند بی ‌سبب نبود که انگلستان و فرانسه پس از آگاهی‌از منابع نفتی‌این منطقه سراسیمه خود را به آنجا رسانده بودند هیتلر هم بهمین ارزیابی رسیده بود که بدون کنترل خاورمیانه کنترل جهان امکان ندارد هیتلر در سال ۱۹۳۹ در عراق کودتا کرد و راه آهن شمال جنوب ایران رابه پایان رساند و انگلستان و فرانسه را از منطقه بیرون راند و سپس به شوروی ‌حمله کرد در جنگ جهانی‌ ‌دوم اتفاقا متفقین بهمین ارزیابی رسیدند که هیتلر را باید اول در خاورمیانه شکست داد و ارتش آنرا از دسترسی به منابع نفتی ‌محروم کرد .

۹. آمریکا عجولانه عراق را اشغال کرد ضمن آنکه مدعی ‌شد قادر است در آن واحد در چهار جبهه وارد جنگ شود آمریکا در واقع همه کشورهای‌ جهان را مورد تهدید قرارداد با اشغال عراق و افغانستان با آن ظرفیت نظامی و آتش انبوه و استفاده از تمامی‌ سلاح های ‌موجود و زندانهای ‌گوانتانامو و ابوغریب دوزاری ‌تمامی نیروها در جهان افتاد از تجارب جنگهای‌استعماری‌، امپریالیستی‌ و ضد فاشیستی‌ کمتر از صد سال میگذرد بنابراین کمتر نیرویی است که آنرا فراموش کرده باشد شدت تخریب و شیوه جنگی صدها برابر بدترو مخربتر از جنگ فاشیست ها در جنگ جهانی دوم ‌بود خطر فاشیسم این بار از آمریکا سر در آورده بود و چهره خود را در عراق و افغانستان نشان میداد که بسرعت در تمامی ‌خاورمیانه گسترده میشد بنابراین یک مقاومت جهانی بتدریج شکل گرفت این مقاومت بود که فاشیسم نوین را مهار کند .