خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
در پاسخ به یک نیاز!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در چهارشنبه 27 ژوئن 2012

البته تیتر این پست شاید مستقیما همانی نباشد که منظورم است. یعنی یک پاسخ نباشد. اما دوست داشتم به عنوان پاسخ به یک نیاز اساسی در این دوره از تاریخ مبارزه طبقاتی در ایران، سعی کنم تا در مورد یک نیاز اساسی جامعه امروز ایران نظراتم را در مورد تشکلیابی توده کارگران و مخصوصا جوانان بطور خلاصه بیان کنم.

گفتم که نگارش این پست بر می گردد به نیاز طبقه کارگر به تشکل یابی و در اینجا موضوع بحث من مربوط می شود به موقعیت جوانان. جوانان به عنوان یک نیروی عظیم در جامعه ایران، نیمی از این جامعه را تشکیل می دهند. نیرویی که بنا به آمار و ارقام خوده رژیم اسلامی، دارد نرخ بیکاری نزدیک به ۳۰ درصد را تجربه می کند.

نرخ بیکاری ۳۰ درصد برای جامعه ۷۵ میلیونی ایران رقمی بسیار سنگینتر از آن چیزی است که تصور می شود. رژیم اسلامی و کلا بورژوازی ایران هم تلاش دارد تا جوری القا کند که گویی از میان یک جامعه ۷۵ میلونی، بیکاری ۳۰ درصدی چندان هم سنگین نیست. اما با یک حساب سرانگشتی می توان نتیجه گرفت که این ۳۰ درصد از جامعه ایران که خود می تواند سرپرست یا کمک سرپرست ۳۰ درصد از خانوارهای ایرانی باشد رقم سنگینی است. با این احتساب می توان فهمید که اکنون نزدیک به ۲۵ میلیون ایرانی از معضل بیکاری رنج می برد. این ۲۵ میلیون را البته باید تقسیم بر آن بخش از جامعه کرد که نیروی کار است. یعنی چیزی حدود ۴۰ میلیون نیروی کار. می بینید که رقم بیکاری واقعا سنگین است.

حتی اگر این آمار و ارقام هم نبود با یک نگاه ساده به جامعه ایران می توانید بفهمید که علاوه بر گرانی سرسام آور، بیکاری دارد کمر مردم و جوانان را می شکند. طبیعتا در چنین شرایطی مردم نمی توانند احساس آسودگی کنند، وضعيت آنها طوری نيست که يک نفر يا تمامشان بتوانند آنطور که شايسته انسان است، فکر و احساس و زندگی کنند. در نتیجه بار سنگین معضل بیکاری بر دوششان سنگینی می کند و آمار تاسف آور بیکاری در کنار آمار اعتیاد به مشروبات الکلی و مواد مخدر و جرم و جنایت فقط نشاندهنده وضعیت به غایت ضد انسانی است که بر مردم و مخصوصا جوانان ایران تحمیل می شود.

بنابراين جوانان (البته منظورم کل طبقه کارگر است اما در اینجا مشخصا در مورد نیروی قدرمتندتر طبقه کارگر یعنی جوانان صحبت می کنم) ناچارند بکوشند که از اين شرايط وحشيانه رهايی يابند و موقعيتی بهتر و انسانی‌تر برای خود بدست آورند.  پس آنها بدون حمله به منافع بورژوازی، که همانا استثمار و بیکاری و فقر است، قادر به انجام اين کار نخواهند بود.

کلید حمله به منافع بورژوازی نیز، تشکل یابی است. در این مورد بیشتر خواهم نوشت.