خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
دولت و مبارزه طبقاتی
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در چهارشنبه 31 می 2017

اسم این آقا «ولی» هست. «ولی» مدتهاست در اعتراض به اخراج خودش و دوستانش در مرکز شهر آنکارا دست به تحصن زده. بارها و بارها دستگیر شده اما هیچ وقت از مبارزه برای رسیدن به حقش کوتاه نیامده. چند ساعت پیش هم باز دستگیر شد. در این ویدیو که مربوط به یک ساعت پیش هست، از تحصن خودش صحبت می کنه. از اینکه در بی عدالتی و بی حقوقی از کار اخراج شده و خواستش این هست که به همراه دیگر دوستانش به کارشون برگردن. وسط صحبتاش مامور پلیس با بلند گو می گه هر نوع تجمع در خیابان ممنوع هست. «ولی» هم به پلیس میگه این ماده قانونی که ایستادن در خیابون رو ممنوع کرده به من نشون بده و به مامور پلیس و قوانین ساختگیشون می خنده.

می دونیم که اگر یک شهروند آزاد توسط دیگری در یک حصار و اتاق در بسته زندانی بشه، طبعا هرکسی اعتراف میکنه که این عمل را بايد عملی متجاوزانه و خشونت بار محسوب کرد اما اگر دقیقا همین عمل در کتابی به نام قانون جزا مکتوب شده باشه و اون اتاق هم سلول زندان دولتی باشه، این عمل فورا به یک عمل صلح آمیز قانونی تبدیل میشه! یعنی چیزی که تحت عنوان مشروعیت قانونی دولتی تعریف میشه، چیزی جز خشونت طبقه حاکم که به لباس قانون در آمده نیست. در واقع مشروعیت بورژوازی و حتی پارلمانتاریسم به عنوان مظهر کلی اون بیان اجتماعی مفروض خشونت بورژوازی هست که از شالوده اقتصادی نشات می گیرد.

اینجاست که باید به دولت و نقشش دقت کرد. دولت و دستگاه سرکوبگرش یک سیستم ماوراء طبقاتی نیست که ظاهرا اداره جامعه رو بدون توجه به منافع طبقات برعهده داره و کاری به منافع طبقات اجتماعی هم نداره یا نقش میانجیگر رو داره، بلکه در واقع دولت ها در تمام مقاطع تاریخی حافظین منافع طبقات حاکم و حافظین وضع موجود به نفع طبقات مسلط در جامعه بودن و هستن. فارغ از تمام تفاوت‌های دولت های مختلف در مقاطع مختلف زمانی و تاریخی و جغرافیایی و ضعف ها، اشکالات و نقاط قوت، یک وظیفه اساسی را بر عهده دارن و اون مصادره اموال جامعه به نام جامعه اما به نفع طبقات مسلط و حاکم همراه حفظ قدرتشون هست. نقطه مقابلش هم میشه مبارزه امثال «ولی‌ها»،«عبدی‌ها» و «عظیم زاده ها». این همان جایی است که به قول مارکس، کارگران از ورای مبارزه طبقاتیشان بجز زنجیرهایشان چیزی برای از دست دادن ندارن.

«ولی» در میان شعارهاش به کل دستگاه سرکوبگر و استبدادی مقابلش می خنده و همه اونها رو به تمسخر می گیره و کل هیبت این دستگاه عریض و طویل رو به زمین می کوبه. وقتی هم دارن دستگیرش می کنن فقط یک شعار میده: بازگشت به کارمان را می خواهیم.
.