خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
دیکتاتوری دموکراسی!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در شنبه 25 آگوست 2012

آدمهای زیادی هستند که بدون دانش و تبحر خاصی به هر حال می توانند آن رخداد عجیب و اسرارآمیزی که به آن اتصالی می گویند، یعنی قطعی برق را رفع کنند، یا به کمک یک چاقوی میوه خوری کوچک ساعت مچی یا دیواری را دوباره به کار بیاندازند یا حتی در صورت لزوم برای خود و دیگران املت و کتلت سرخ کنند. ولی بعضیها از عهده این کارها بر نمی آیند. آنها نمی توانند کروات یا پاپیون ببندند. ناخنهای دستشان را به سختی می گیرند و حتی نمی توانند چیزی را بسته بندی کنند. از برقراری روابط اجتماعی ساده عاجز هستند اما به آنها فرصت مدیریت در سطح وسیعی داده می شود. حتی از نوشتن یک متن ساده هم عاجز هستند و چند نفر مشاور و نویسنده باید بهشان در این مورد کمک کنند و گرنه بد جوری گند می زنند.

اما همین آدمها قابلیتهای وحشتناکی در نابود کردن زندگی مردم دارند. می توانند دستور انداختن بمب اتم بر سر مردم بدهند. می توانند دستور سرکوب و قتل عام مخالفینشان را بدهند. می توانند مردم را در فقر و محرومیت قرار دهند و اگر کسی صدایش در آمد آنها را زندانی و شکنجه کنند.  آنها به به خواسته های مردم توجه نمی کنند اما در عوض به حرفهای صاحبان بانکها و کارخانه ها خوب گوش می کنند. این آدمهای بخصوص در ادبیات سیاسی رهبران حکومت نام دارند. از نخست وزیر گرفته تا رئیس جمهور و رهبر مذهبی. بعضی از آنها سایه خدا بر زمین، بعضی نماینده خدا و بعضیها هم کلید دار معبد دمکراسی هستند.

آنچه بین همه آنها مشترک است، دموکرات بودنشان است. ورژن هر کدام با هم فرق دارد اما این چیزی از این حقیقت کم نمی کند که آنها دیکتاتورهای دمکرات هستند…