خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
روز طبیعت
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در شنبه 1 آوریل 2006

روز سيزده فروردين را در ايران روز طبيعت نامگذاري کرده اند . نميدانم در کشورهاي مختلف جهان چنين روزي در تقويمشان هست يا نه؟ و اگر هست چه روزي است؟ قطعا طبيعت براي انسان که خود بخش مهمي از آنست، مهم بوده و به همين دليل است که غير از انتخاب روزي به اين نام در تقويم کشور ما و يا ساير کشورها ، فعاليت هاي زيادي هم در جهت حفظ آن و بويژه در سالهاي اخير از طرف سازمانهاي غير دولتي حفظ محيط زيست انجام ميگيرد. صرفنظر از اينکه ما مردم ايران در اينروز در دامن طبيعت و عموما در خارج از شهرها و روستاها به تفريح و شادي ميپردازيم، توجه به اهميت حفظ طبيعت براي انسان و هر انساني که خواهان ساختن دنيائي شايسته زندگي انسان است، حياتي ميباشد . آمار ها نشان ميدهد که در طي ۲۰۰ سال گذشته شرايط زيست محيطي کره زمين به اندازه کل تاريخ گذشته بشر مورد تخريب قرار گرفته است. اين ۲۰۰ سال سالهائي است که سرمايه داري به عنوان نظام اقتصادي – اجتماعي مسلط بر جوامع بشري پيشرفتهاي زيادي را بخود ديده و به آن باليده است. در طي اين ۲۰۰ سال ، ميليونها هکتار از جنگل هاي آسيا و افريقا و آمريکاي جنوبي و ساير قاره ها از بين رفته اند، درياها و اقيانوسها در سطح گسترده اي آلوده شده اند، انواع مختلفي از موجودات زنده منقرض شده اند، در اثر بي توجهي سرمايه داران صاحبان صنايع به وضعيت زيست محيطي ، گازهاي گلخانه اي ناشي از عملکرد کارخانجات به لايه اوزون آسيب جدي وارد کرده اند و هزاران بلاي ديگر سر اين کره خاکي که تنها مامن بشر امروزي ميباشد، آمده است. و دليل آن صد البته اينست که هدف از توليد در اين نظام ضد بشري سرمايه داري، سودآوري سرمايه وا نباشت هر چه بيشتر آن بوده است و بس.

از طرفي و در نتيجه عملکرد اين نظام، طبيعت که مهمترين و پايه اي ترين نياز بشر براي بقا و ادامه حياتش است، نابود ميشود و در طرف ديگر بشريت متمدن براي حفظ آن دست بکار ميشود و ميخواهد آنرا از نابودي نجاتش دهد . دولتهاي سرمايه داري که سياست گذار اصلي برنامه هاي اجتماعي و اقتصادي جوامع هستند ، به حفظ آن توجه نميکنند و سازمانهاي غير دولتي، با هزينه مردم زحمتکش و آزاديخواه و از جيب آنان براي حفظ طبيعت و شرايط زيست محيطي زمين تلاش ميکنند. و اين يعني عملکردي متناقض در اين جهان وارونه. متناقض از اين جهت که انسان و تفکر انساني ميخواهد طبيعت را حفظ کند ولي در مقابل سيستم سرمايه و سرمايه داري بنا به اصل اولويت کسب سود و سود آوري از طبيعت و با کار بشري کمر به نابودي اش ميبندد و در صورت ادامه چنين وضعيتي و با توجه به مسلط بودن اين سيستم بر جوامع، نابودي شرايط زيست محيطي بشر، دور از انتظار نيست.

انسان امروزي مثل خيلي از معضلات موجود در جهان، مانند جنگ ، بيکاري ، فقر و فلاکت، استثمار و نابرابري و تبعيض، اعتياد و تن فروشي، براي نجات محيط زيست خود نيز نياز به برانداختن دولتهاي سرمايه داري و برقراري سوسياليسم دارد. نظامي که با وجود پيشرفتهاي عظيم تکنولوزيکي امروز بشر، قادر است توليد را براي رفع نيازهاي همه انسانها سازمان دهد و در توليد به اهميت حفظ محيط زيست توجه کند. اين امکانپذير است. ميتوان يک عالم خوشبختي براي ميليونها انسان به ارمغان آورد اگر ما در قدرت باشيم. ميتوان يک دنياي بهتري ساخت که در آن همه انسانها مثل انسان زندگي کنند بدون اينکه طبيعت آسيبي ببيند. اين نيز امکان پذير است اگر دنيا در دست ما کمونيستهاي کارگري باشد.

به موارد گفته شده بالا ، موارد مهمي که جهان امروز در شرايط متفاوت دنياي يک قطبي بعد از دوران جنگ سرد مواجه است مثل جنگهاي منطقه اي و بويژه امروز جنگي که تروريسم دولتي امريکا و اسرائيل در برابر تروريسم اسلامي در ايران ميخواهد براه اندازد را اضافه کنيد تا به ابعاد دهشتناک نابود کردن محيط زيست بشر بيشتر پي ببريد. در سايه جنگي که گانگسترهاي حاکم بر امريکا و اسرائيل ميخواهند در تنش با گانگسترهاي حاکم بر ايران راه بياندازند و در اين راه تروريستهاي اسلامي حاکم بر ايران نيز زمينه آنرا آماده ميکنند، علاوه بر کشتار وسيع انسانها، فاجعه اي انساني و نابودي محيط زيست در انتظار جامعه و کشور ايران است.

ابعاد فاجعه زماني بهتر قابل تصور است که شما در نظر بگيريد تاسيسات توليد انرژي هسته اي که در چها پنج شهر بزرگ ايران مستقرند، حتي با دقت جراحي ميليمتري مورد هدف راکت و موشک هاي امريکا و اسرائيل واقع شوند. آيا قادر هستيد تصور کنيد که تشعشعات هسته اي انتشار شده در سطح اين شهرها چه فاجعه انساني و زيست محيطي ببار ميآورد؟ آيا کسي در دنياي متمدن غرب قادر به برآورد ابعاد اين فاجعه است يا نه؟ آيا ژورناليسم نوکر، که در جهت آماده کردن اذهان براي توجيه اين فاجعه احتمالي تلاش ميکند، قادر هست و ميخواهد ابعاد فجايع بعد از اين اقدام را نشان مردم دهد؟

براي جلوگيري از چنين فجايعي که طبيعت و شرايط زيست محيطي را با مخاطرات جدي روبرو ميسازد، ما بشريت متمدن، ما انسانهائي که در ۱۵ فوريه بر عليه جنگ و در حمايت زندگي انساني به خيابانها آمديم، ما کساني که اهداف و انديشه و زندگي انساني، انديشه مارکس و منصور حکمت راهنماي زندگيمان قرار داده ايم قادر هستيم به اقدامات جدي دست بزنيم. انديشه و راهي که به ما ميگويد: نه به تروريسم دولتي امريکا ، نه به تروريسم اسلامي حاکم بر ايران .

جهان انساني در دوراهي بربريت و يا سوسياليسم ، براي بقا بيش از هميشه به سوسياليسم نياز مبرم دارد.