خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
زمین دارد نابود می شود!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در جمعه 31 آگوست 2012

فارغ از اینکه دنیای سیاست به کدام سمت دارد می رود، نسل بشر با یک مشکل بزرگتر هم درگیر است و آن گرمایش زمین و نابودی محیط زیست است. اخیرا ناسا گزارش داده است که روند آب شدن یخهای قطب شمال شدت بیشتری گرفته و تابستان امسال از هر سال دیگری در طول ۳۰ سال گذشته این روند را افزایش داده است.

سازمان هوا فضانوردی آمریکا (ناسا) می گوید بر اساس داده های دریافتی، ۴۰ درصد از صفحات یخی در سواحل گرینلند تا ۸ ژوئیه امسال ذوب شده بودند و این درصد ظرف ۴ روز بعد از آن به ۹۷ درصد رسید. ضخامت این صفحات یخی در مرکز آن به ۳۲۰۰ متر می رسد. آب شدن این یخ ها بزرگترین میزان ذوب شدن یخی است که در سی سال اخیر از طریق ماهواره ها رصد شده است.

در همین حال گزارشها حاکی از نابودی بیش از ۹۰۰ هزار فوک دریای خزر در طی ۲۰ سال گذشته است. باشگاه خبرنگاران، به نقل از عبدالرضا کرباسی، معاون محیط دریایی سازمان حفاظت محیط زیست ایران نوشت:” باتوجه به آخرین سرشماری فُک خزری که چهار سال پیش انجام شد وضعیت این تنها پستاندار دریای خزر ناگوار است.” وی با اشاره به اینکه پیش از فروپاشی روسیه سابق، تعداد فک خزری نزدیک به یک میلیون قطعه بود افزود: “سرشماری سال ٢٠٠٨ نشان می دهد این جمعیت به یک صد هزار رسیده است به عبارت دیگر ٩٠٠هزار فک خزری از بین رفته‌اند.” کرباسی با بیان اینکه ممکن است ظرف چند ماه آینده روسیه سرشماری جدید را اعلام کند افزود: “صید بی‌رویه این جاندار از سوی کشورهای تازه استقلال‌یافته و نیز آلودگی‌های دریای خزر می‌تواند علت اصلی کاهش جمعیت فک‌های خزر باشد.” بنابراین گزارش، در یک قرن اخیر میزان جمعیت فک‌های خزر نزدیک به ٩٠درصد کاهش یافته است.

حالا این را بگذارید کنار آلودگی شدید دریای خزر که کشورهای حاشیه همدیگر را برای این آلودگیها متهم می کنند. هم اکنون، جمهوری آذربایجان از میادین نفتی «آذری»، «چراغ» و گونشلی در دریای خزر نفت تولید می کند و همچنین فاز اول میدان گازی «شاهدنیز» سال هاست که در آب های دریای خزر به بهره برداری رسیده است. ایران هم جمهوری آذربایجان را به بی توجهی به محیط زیست و ایجاد آلودگی نفتی در دریای خزر متهم می کند.  این در حالیست که ایران خود بیشترین آلودگی را به سمت دریای خزر هدایت می کند.

عمده ترین عامل آلایش دریای خزر، آلاینده هایی است که از خشکی به دریا سرازیر می شود که شامل چرک آبهای خانگی، صنعتی و کشاورزی است و با توجه به این که کثرت جمعیت ساحل نشین ایران از همه کشورهای ساحلی دریای خزر بیشتر است و همچنین چرک آبهای ایران بدون گذشتن از دستگاههای تصفیه آب، به دریای خزر ریخته می شود، بنابر این ایران بیشترین آلودگی را در این دریا بوجود می آورد، در حالی که فاضلاب های جمهوری آذربایجان بعد از گذشتن فیلترها و دستگاههای تصفیه «بسیار مدرن» به دریای خزر ریخته می شود. کاهش ۱۰ برابری ماهی‌های کیلکا، کاهش تولید خاویار خزر از سه هزار تن در سال ۱۹۸۵ به ۱۰۰ تن در چند سال گذشته، مرگ ده ها هزار قلاده فوک طی سالهای گذشته و ادامه مرگ دسته جمعی فوکهای منحصر به فرد خزر نمونه‌ای از علایم اعلام خطر درباره وضعیت نامناسب زیست‌محیطی این دریا است.

این نوشته من خیلی گذرا و کوتاه به دو پدیده زیست محیطی جهانی پرداخته اما بحرانها بیش از اینهاست. نابودی محیط زیست در طی ۳۰ گذشته در دنیا با رشد شدیدی روبرو بوده و دولتها هم برای مقابله با این وضعیت تلاشی نمی کنند. مدتها پیش شبکه تلویزیونی ABC News مستندی با عنوان زمین ۲۱۰۰ پخش کرده بود که به نمایش زندگی کودکی می پرداخت که در نیمه دوم دهه اول قرن جدید به دنیا آمده بود. در این مستند خانواده این کودک بنا به شرایطی که گرمایش زمین بوجود می اورد شاهد هجوم یکباره سنجاقکها به ایالتهای جنوبی آمریکا هستند. پدیده ای نامعقول که آغازگر روندی شوم برای این خانواده و دیگر ساکنان زمین می شود. با گرم شدن زمین و کم شدن منابع سوختی مردم به جان یکدیگر می افتند در عین حال گرمایش زمین باعث وقوع خشکسالیهای گسترده و نیز طوفانهای شدید می شود. وقتی این کودک به سن ۵۰ می رسد عملا بخشی از کره زمین برای زندگی نابود شده است.

این روندی است که بنظر آینده محتوم مردم را در بر گرفته است. ولی از قرار فعلا دلمشغولیهای مردم دنیا حقوق بشر، معیشت و چیزهای دیگر از این دست است. با این روند، بحران محیط زیستی زمین در آینده مشکلی مربوط به گذشته خواهد بود. فکرش را بکنید زمین را کرده ایم آشغالدانی و حالا می خواهیم راهی کرات دیگر بشویم. چند سال پیش در گزارشی برای نشریه جوانان کمونیست نوشته بود:

بشر هر چیزی را که برای زندگی لازم دارد از طبیعت می گیرد و در این راه، گاه به شکلی ظالمانه و بدون اینکه تردیدی به خود راه دهد، در فرایند های طبیعی دخالت می کند. کافی است که نقشه های سده کنونی دنیا را با نقشه های یکی دو سده پیش بررسی کرد، خواهید دید که روی نقشه های امروزین پر است از لکه های آبی به نشانه دریاچه های تازه و دریاهای مصنوعی، علامتهایی به نشانه آبراهها و نقطه هایی به نشانه شهرهای ایجاد شده در مناطقی که قبلا ناشناخته بودند. خطهایی که دل جنگلها، کویرها و کلا پناهگاه وحوش را شکافته تا از شهری به شهری دیگر برسد. خطهای افقی که به نشانه سدسازی روی رودخانه ها ایجاد شده که به شدت بر محیط زیست و اکوسیستم مناطق مختلف تاثیراتی مخرب گذاشته همه نشان از تخریب هولناک محیط زیست دارد. سرمایه داری، اگر چه در نخستین گام، آنچه را که می خواهد از طبیعت می گیرد، در گامهای دوم و سوم، مجموعه ای از پیامدهای پیش بینی نشده و گوناگونی به دنبال می آورد که پیروزیهای آغازین را از بین می برد…