خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
زن و تبلیغات شهری
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در یکشنبه 17 اکتبر 2010

چگونه مي توان يک… را دوست داشت؟ بر بالاي اين جمله طرح شطرنجي شده از چهره يک زن ديده مي شود؛ طرحي که عکس العمل هاي متفاوت و متناقضي را در فضاي واقعي و مجازي به دنبال داشته است. اين روزها در سنت تبليغات، به کاربردن جمله يي ناقص مد شده که ابتدا سوالي را براي شما ايجاد و جواب سوال را به بعد موکول مي کنند. 

برخي شهروندان تهراني اين جاي خالي را اين گونه پرکردند؛ چگونه مي توان يک بيمار مبتلا به ايدز را دوست داشت، چگونه مي توان يک همسر را دوست داشت، چگونه مي توان يک مادر، يک لباس، يک خانه را دوست داشت و حتي بعضي ها اين تبليغ را تلنگري براي شروع يک همايش مثل روانشناسي و مشاوره خانواده، تبليغ خوراکي و حتي کارخانه کاشي سازي و تبليغ يک فيلم دانستند. 

اما بعضي ديگر که تعدادشان هم کم نيست و با دقت تر به اين صفحه سفيد نگاه کرده بودند به جز اين جمله تصوير محو زني را ديده اند که در کنارش نوشته شده چگونه مي توان يک… را دوست داشت؟

 این تمام شعور و درکی است از زن که بر جامعه ما تحمیل شده است. جمهوری اسلامی و گله اوباش حزب الله و ثارالله و گه الله شان قریب به سه دهه است که نیمی از جامعه را قربانی بقای فرهنگ کثیف اسلامی کرده اند. این فرهنگی است که تاریخا محصول طبقات حاکمه در ایران است، فرهنگی که زیر عمامه و عبا، بدرد سودآوری سرمایه می خورد، فرهنگی که تنها و تنها بدرد همین لمپنهایی که بر سر کارند می خورد. چه کسی است که نداند، زن، زیر حاکمیت اسلام از هرآنچه حق انسانی است محروم است. هیچ مرتجع و ضد آزایخواهی را سراغ ندارید که به سنتهای عقبمانده این چنینی تاسی نکند.

 بنظر من هر فعال عرصه اجتماعی اگر مسئله اش سازماندهی مردم محل علیه این تبلیغات کثیف ضد زن نباشد، و خود را به کوری و کری بزند و مردم را برای خورد کردن بیلبوردها متحد نکند، شریک این ننگ است. پیشه جمهوری اسلامی چیزی جز این نیست که حساسیت انسانی جامعه را تا حدی پاین بیاورد که به تبعیض بین زن و مرد دامن زند. کسی که به چنین معیارهایی حساس نیست، آدم نیست. هیچ پسر و دختری با هم نمی توانند از کنار چنین بیلبوردهایی آگاهانه رد شوند و چشم در چشم هم این توهین به زن را قانون قلمداد کنند.

ضرورت رهایی از چنگ خرافات و کثافات مردسالارانه و مذهبی حاکم بر جامعه، سیلی محکم در گوش عربده کشان “نظم” امروز در جامعه ایران است. باید متشکل شد و کاری کرد که آرمان “انسان انسان است و نباید مورد تحقیر و استثمار و تبعیض قرار گیرد”، فضای شهر را بدست گیرد.

عاملین و آمرین تبلیغات ضد زن در شهر را شناسایی کنید و گوشمالی شان دهید. شهر جای آرامش و آزادی و حرمت انسانها است نه لجنزاری برای شیوع خرافات و مماشات با ضد زن بودن. باید پرچم آزادی و برابری را بر افراشت و نگذاشت زن ستیزی رژیم اسلامی بیش از این بزک شود و این دست رهبران سیاسی و اجتماعی مردم در محلات، فابریک ها و ادارات را می بوسد.