خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
سراب آینده کودکان در سرمایه داری
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در شنبه 12 آگوست 2006

هنگامیکه به آمار و ارقام منتشره از سوی نهادها و ارگان های وابسته به نظام های سرمایه داری پیرامون اوضاع کودکان و هزاران مصائب و مشکلاتی که بر آنان توسط سوداگران روا می شود را نگاهی می اندازیم، فی البداهه به این نتایج دست می یابیم که چه دنیای وحشی و بی در و پیکری است که حتی کودکان هم می بایست بار همه ی آنها را بدوش کشند.

 در دنیای باصطلاح مدرن و پیشرفته ی نظام های سرمایه داری میلیون ها کودک بطور سالانه، جان شانرا از دست داده و میلیون تن دیگر در انتظار مرگ ناخواسته اند. شکاف و فاصله ی طبقاتی در چنین مناسبات ناعادلانه ای آنچنان رو به بالاست و روز به روز گل و گشادتر می گردد. دنیای دست ساز جانیان به اوج دنائت و پستی خود رسیده است. کُشتار، سوءاستفاده و برده ی جنسی، فروش اعضای بدن کودکان و قاچاق آنان توسط شکارچیان انسان به ذات سرمایه داران تبدیل گشته است. در پرتو چنین حاکمیت هایی مقوله هایی همچون ترحم و انسانیت بی معناست. در عوض منفعت، سود طلبی و بموازات آن کاربست خشونت و زور در برابر بدیهی ترین خواسته های انسانی را بوفور می توان مشاهده نمود. براستی سئوال این است که نونهالان و کودکان در این میان به کدامین جرم و گناه می بایست مورد یورش و تعرض نابخردان قرار گیرند و آینده ی شان بدین گونه به تباهی کشیده شود؟

عجب دنیایی را بالادستان برای فرودستان ساخته اند. اکثریت آحاد هر جامعه ای را در فقر، بدبختی و تنگدستی قرار داده  اند. کودکان هم از این بازی های سوداگرایانه ی سرمایه داران در امان نمی باشند و ناخواسته از سوی گردانندگان غدار به بازی های مرگ بار، گرفتار شده اند. گوشه ای از جهان را سراغ ندارید که کودکان در معرض بی عدالتی های موجود له و لورده نشوند. آمار و ارقام، از میلیون ها سر در آورده است:
– بهره بری ۶ میلیون دختر در آسیا بطور سالانه؛ 
– اعلان ۲ میلیون برده جنسی در جهان؛ 
– خشونت جنسی ۳۰۰ میلیون کودک؛
– مرگ بیش از ۳ میلیون کودک بدلیل فقدان آب آشامیدنی؛ 
– خطر مرگ میلیون ها کودک افریقایی بدلیل خشک سالی؛ 
– خرید و فروش سالانه بیش از ۳ میلیون کودک در جهان؛ 
– در زیر خطر فقر قرار داشتن ۱ میلیارد کودک در جهان؛ 
– ناپدید شدن هزاران کودک در سال و وجود میلیون ها کودک کار و خیابانی نشاندهنده ی اوضاع رقت باری است که کودکان در دنیای “تمدن ها” روزانه با آنها دست به گریبان اند.

بطور قطع آمارهای فوق نمی تواند منعکس کننده ی تمامی کثافات و رسوباتی باشد که در پس پرده ی نظام های سرمایه داری نهان شده است. بی عدالتی در چنین نظام هایی به اوج خود رسیده است و ارزش های انسانی با سود و چپاول رقم می خورد. در چنین زمانه ای برسمیت شناختن ِحق و حقوق و اجرای قوانین تصویب شده ی خود ِ نظام های سرمایه داری به نابجاست. باورهای ادعایی دولت مردان بر آن است که جای کودک در مدارس می باشد و می بایست همه ی آنان فارغ از درگیر شدن با هزاران مشکلات، به تحصیل و فراگیری علم و دانش بپردازند و دولت هم موظف به بر طرف نمودن تمامی مشکلات رو در روی آنان می باشد!!! امّا در عالم واقعیات ادعاها با اهداف سودجویانه در تضاد عمیقی قرار گرفته و قوانین نوشته شده، کاملاً موضوعیت خود را در سود دهی و به تباهی کشاندن هر چه بیشتر کودکان و آن هم به رذیلانه ترین شکل بنمایش می گذارد؛ چرا که در منطق و منش دولت مردان، انسان ها در هر سنینی بعنوان سود دهندگان بشمار آمده و می بایست در هر زمینه ای مورد یورش و آماج قرار گیرند.

سینه ی کودک فلسطینی توسط اشغالگران اسرائیلی به رگبار بسته می شود؛ صدها کودک عراقی و افغانی بنابه آمار خود بلندگوههای امپریالیستی در زندان های “ابو غریب” و “بگرام” بسر می برند؛ سالانه بیش از ۱۰۰ هزار کودک در انگلستان ناپدید می شوند و بنابه گزارش انجمن حمایت از حقوق کودکان در پاکستان هر ماه ۵۰ کودک کشته می شوند و در سال گذشته ۱۵۰۰ کودک پاکستانی از جمله ۱۱۸۵ دختر مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند و همچنین در ایران میلیون ها کودک بمانند دیگر هم سن و سالهای شان در وضعیت مشقت باری بسر می برند. کودک آزاری، تکدی گری، تجاوز به کودکان، کودکان کار و خیابانی سرنوشت تاریک کودکانِ کارگران و زحمت کشان ایران را تشکیل می دهد. حقیقت آن است که ابتدائی ترین نیاز کودکی یعنی فراگیری دانش و تحصیل در زیر سیطره ی رژیم جمهوری اسلامی برای آنان به آرزوی دست نیافتنی تبدیل گشته است. همین چندی قبل بود که تعدادی از کودکان کار و خیابانی با تجمع در پارک شهر تهران، آرزوهای شانرا بر روی درخت آرزوها نصب نمودند و خواهان زندگی بهتر و خلاصی از وضعیت ناهنجار خود گردیده اند که از میان نصب صدها آرزوی کودکی، دکتر سید ابوالحسن فقیه رئیس سازمان بهزیستی رژیم اظهار داشته است که “20 آرزوی این کودکان را که به درخت آرزوها نصب کردند، بر آورده می کنیم”.

وجود و گستردگی شکاف طبقاتی در ایران و به تبع از آن ناتوانی خانواده ها از تأمین نیازهای اولیه ی زندگی باعث گردیده است تا کودکان روانه ی بازار کار گردند و بهمین دلیل امروزه کودک ایرانی مجبور است برای بقای خویش و کمک به والدین اش از صبح تا شب به کار طاقت فرسا مشغول شود تا به لقمه نان بخور و نمیری دست یابد. بنابه اخبار منتشره از سوی رژیم فقط در شهر همدان ۳۶ هزار کودک در بدترین شرایط و همراه با تنبیه بدنی توسط کارفرمایان مشغول به کار اند. “سید محمد رازی” کارگر ۸ ساله کوزه گری که در شهرستان بهار همدان در بدترین شرایط ممکنه مشغول به کار می باشد، می گوید که: «در اینجا باید زودتر از همه ساعت ۵ صبح به کارگاه بیایم و برای کارگران بزرگ تر صبحانه آماده کنم و ساعت ۱۲ شب باید کارگاه را تمیز کنم» و در ادامه می گوید «در صورت کم کاری علاوه بر کم شدن حقوق، کارفرما تنبیه بدنی هم در نظر می گیرد». “فاطمه محمدی” دختر نوجوانی که در همین کارگاه مشغول به کار می باشد پیرامون اوضاع و محیط کاری اشاره می نماید که «این کارگاه نه نور دارد و نه هوا، نه دستگاه تهویه، هوا در زمستان اینجا سرد و در تابستان داغ می شود» و تاکید می ورزد که «در ازای ساختن هر کوزه یا گلدان ۲۰۰ تومان می گیریم، اگر در روز بتوانیم ۵ تا گلدان یا کوزه درست کنیم روزانه ۱۰۰۰ تومان دستمزد می گیریم». “رضا کرمی” کارگر نوجوان دیگر می گوید «می دانیم که کار این کارگاه برایمان زیان آور است، ما حتی از نور خورشید محروم هستیم، دست و پاهایمان همیشه درد می کند، کار زیان آور است امّا باید تحمل کنیم و حق هیچ شکایتی نداریم……».

این چه جامعه و مناسبات بیرحمانه و ظالمانانه ای است که کارفرمایان و صاحبان تولیدی برای کودکان ساخته اند و آنانرا وحشیانه وادار می نمایند تا ساعت های طولانی و آنهم در بدترین شرایط ممکنه و بدون حداقل امکانات ایمنی، بهداشتی، با کمی نور و در فضای سرد به کار بپردارند؛ در حالی که طبق ماده ۳۲ کنوانسیون، کودکان باید در برابر کاری که رشد و سلامت آنانرا تهدید می کند، حمایت شوند و همچنین طبق ماده ۷۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی “به کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال ممنوع است”.

۲۷ سال است که رژیم جمهوری اسلامی هر آنچه را که به صلاح سرمایه داران دانسته، بدون فوت وقت بکار بسته است. کودکان را از میادین آموزشی به خیابانها کشاند و به انحای گوناگون آنانرا مورد بهره برداری قرار داد و روز به روز، افق زندگی و آینده ی شانرا تیره و تار نموده است. سران حکومت به هیچ قانون و مقرراتی پای بند نیستند و جزء به قوانینی که منجر به استحکام هر چه بیشتر منافع ی اقتصادی – سیاسی شان گردد. مدافعین “مستعضفان” با حیله و فریب می گویند که کودک را باید مورد حمایت قرار داد و  از ورود آنان به بازار کار ممانعت بعمل آورد!!! می نویسند که دولت موظف است تا تمامی امکانات و شرایط را برای تحصیل کودکان بکارگیرد!!! بر زبان می آورند که دولت قصد دارد تا تمامی کودکان بی پناه و خیابانی را در خانه های “امن” سامان بخشد!!!. امّا همه ی آنها وعده و عیدهای دروغینی است که مصارف تبلیغاتی و فریبکارانه داشته و در جهت رفع آسیب ها و بلایای اجتماعی نیست. در جامعه ی دست ساز دولت مردان کنونی، کودکان بمانند بزرگسالان از زمره ی نان آوران خانه تلقی گشته و بخشی از مشکلات خانواده بر دوش نحیف شان قرار گرفته است.

امروزه تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی آرزوی دست نیافتنی و بزرگ کودکان، رفتن به بمدارس و نشستن در سر کلاس های درس و بازی با هم سن و سال هایشان می باشد. در چنین مناسباتی، میادین کارگری جایگزین میادین آموزشی و ابزارهای استثمار جایگزین اسباب بازی های کودکی گردیده است و دنیای کودکان با دنیای بزرگان گره خورده است و کودک از همان آغاز پای به پای بزرگان در تولید، توزیع، خدمات و بالاخره در تمامی عرصه ها که در خدمت به منافع ی سرمایه داران قرار دارد، نقش آفرینی می نماید. کودک، دهه های متمادی است که از دنیای واقعی خود خارج گشته است، به جنگ های خانمانسور روانه می گردد؛ تولید می نماید و به رتق و فتق امور خانواده می پردازد و دردناک تر از همه ی آنها در محیط های نا امن مورد سوءاستفاده های جنسی و تعرض شکارچیان انسان قرار دارد.

با این اوصاف در دنیای کنونی که شالوده اش بر پایه ی چپاول و استثمار محرومان استوار گردیده است، کودکان نمی توانند در محیطی فارغ از تصادمات طبقاتی و سودجویانه، از کودکی و نوجوانی خود لذت برده و رشد نمایند. زندگی در زیر نظام های طبقاتی و سرمایه داری مترداف با تحمل درد و رنج و بدبختی است. در دنیای امروزی گردش چرخه های اقتصاد جهانی به سمت منافع ی عده ی بسیار اندکی ار افراد جامعه که همانا دست اندرکاران و دولت مردان می باشد، در حرکت است. مابقی آنها یعنی اکثریت آحاد جامعه، کارگران و زحمت کشان و همه ی استثمار شوندگان بهمراه فرزندان شان در زیر سلطه ی شوم سرمایه داران با مرگ و نداری دست و پنجه نرم می کنند. تا زمانی که طبقه ی بورژوازی در هر گوشه ای از پهنه ی جهان در قدرت است، انتظاری بغیر از آن بی فایده می باشد. تغییر در وضعیت کنونی و دگرگونی ثمربخش در صفوف پائینی ها، منوط به تغییر بنیادی در بالاست. بدون در هم ریختن چنین اوضاعی تحقق آرزوها و حقوق کودکان نا ممکن می باشد. تنها با نفی، نابودی و زیر و رو کردن اتوریته ی حاکمان و برقراری حکومت کارگران و زحمت کشان است که می توان، دنیای آزاد، رشد، شادی و سر زندگی و بالندگی را برای کودکان و نوجوانان و برای همه ی آحاد جامعه به ارمغان آورد.