خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
شاهرودی در سنندج
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در جمعه 23 می 2008

شاهرودی به سنندج سفر کرد تا  رژیمش را با ضرب سرکوب و استبداد  بیشتر به مردم بقبولاند. تو دهنی خورد و  مورد اعتراض خانواده های زندانی و آزادیخواهان قرار گرفت. شاهرودی در فضای اعتراضی مردم و خانواده های زندانیان نه تنها قادربه سخنرانی نشد  بلکه ناچار از آزاد کردن چند زندانی و یا اصلاح  حکم بخشش تعداد دیگری شد. شاهرودی در مقابل فعالین آزادیخواه و مردم و  اعتراض آنها تسلیم شد.  این آن راه و روشی بوده است که جنبش ما و مردم مبارز باید کماکان دنبال کرده و ادامه بدهیم تا رژیم را برای آزادی بقیه زندانیان سیاسی همچون اسالو، فرزاد کمانگر، فرهاد حاج میرزایی، عدنان حسن پور  و هیوا بوتیمار و بقیه زندانیان سیاسی  زیر فشار قرارداد.

این روش و این اعتراض رادیکال و بدون توهم و ابهام در ماهیت این جنایتکاران حاکم را دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نیز پیش بردند و آنچنان رژیم اسلامی و همه سرانش تحت فشار داخلی و بین المللی بودند که ناچار از آزادی آنها شدند. آنها همه زندانیانشان را با وثیقه از زندانها آزاد کردند و فضای جدید و بی سابقه ای  به صحنه سیاسی درایران و همه آزادیخواهان و مخالفین رژیم در خارج کشور دادند.  دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب و مردم معترض درسنندج نشان دادند که میتوان و بایدصحنه مبارزه درداخل و در سطح بین المللی را آنچنان به رژیم تنگ کرد که ناچار از آزادی زندانیان آزادیخواه و معترض شود.

درسنندج و در روزروشن رژیم و قوه قضایی اش تسلیم این اعتراض و خواست مردم میشود. کاری که جنبشهای با افق و سیاستهای مردد ، ناسیونالیست و لیبرال با توهم و صرفا نامه نگاری و  طومار و کمپین ۱ میلیون امضا و… در این شرایط هیچگاه قادربه آزادی زندانیانش از زندان  نخواهد شد.

نمیتوان اززاویه بخشی ازخود رژیم واصلاح آن حرکت کرد و توانست زندانی را از زندان آزاد کرد اینها برادران خود را اگربتوانند سلاخی میکنند. دیگران را که با چاقو تکه تکه کردند و قتل های زنجیره ای راه انداختند، منتظری جانشین خمینی را حبش خانگی کردند، گنجی و همقطارانش را زندانی کردند و … حال تصورکنید کمونیستها را در دهه ۶۰ و ۶۷ چگونه هزار هزار به جوخه های مرگ سپردند و در دادگاه های یک دقیقه ای به مرگ محکوم کردند. و اگر میتوانستند در ۸۶ و ۸۷ این کار ها را تکرار میکردند. امروزجنبشی در میدان است که قادر است همان زندانیانش را از چنگ همین رژیم بیرون بیاورد. این ویژگی جنبش ماست.

قانون و قضاوت در ایران مانند هرمساله دیگرتابع اراده حاکمان اسلامی و فاشیست بوده است. صد هاهزارنفر از مردم ایران در این سیستم ضد بشری گرفتارآمده اند و اصلا واقعا کسی هست و خانواده ای از مردم مبارزو ستم دیده ایران پیدا میشود که جریمه ،زندان ،شلاق ، حبس ،زندان و تعقیب و اخراج و محرومیت از تحصیل و زندگی و روابط انسانی و … و کلا طعم نا امنی را نچشیده باشد؟

در برابر این وضعیت مقاومت و اعتراض و پیشرفتن راه و روشهایی برای دورزدن و یا زیرپا گذاشتن این قوانین وجود داشته است و همه همیشه دنبال این راه ها هستند. رژیم اسلامی را هیچگاه مردم و یا متوهمان سیاسی نتوانسته اند با زبان خوش راضی به آزاد کردن یک زندانی سیاسی کنند. همه رژیم های مستبد و جنایتکارهمین پیشه را داشته اند، صدام و شاه ، خمینی ، پینوشه و هیتلر همه در برابر مخالفان خود راهی جزاعدام و زندان و حزب رستاخیز، حزب الله و حزب بعث و خانه کارگر و … باقی نگذاشته اند.  تنها راه برای آزادی و هراندازه ازفعالیت سیاسی، تحمیل خواست مردم با اتکا به قدرت اعتراض سازمانیافته است. و این نه تنها برای آزادی زندانیان سیاسی ،بلکه برای سرنگونی جمهوری اسلامی وبرقراری جامعه ای آزاد و برابر نیز حیاتی است و بدون آن غیر ممکن است همانطوری که اگر اعتراض سنندج نبود شیث آمانی و دیگررفقایش آزاد نمیشدند.