خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
شبکه های اجتماعی چطور ما را از خیابان دور/نزدیک می کنند؟
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در جمعه 18 آگوست 2017

مبارزه از زیر لحاف (Slacktivism) فعالیت‌های به ظاهر اجتماعی مجازی‌ای است که به فرد احساس رضایت کاذب انجام عملی مثبت را می‌دهند، در حالی که تاثیر واقعی آن کار هیچ و یا بسیار ناچیز است.

از آنجایی که اینترنت به مدد شبکه های اجتماعی و حضور انبوهی از شهروندخبرنگاران و حضور چشمگیر فعالین سیاسی و اجتماعی به محلی برای اطلاع رسانی و بعضا سازماندهی فعالیتهای مشترک تبدیل شده، اما پدیده مبارزه از زیر لحاف نیز مدتهاست به اکت اصلی بخش عمده کاربران مجازی تبدیل شده است. در روندی که بخصوص در طی چند سال گذشته شکلی گسترده به خود گرفته است، کاربران دنیای مجازی رو به فعالیتهای به شدت کاذبی که هیچ دردسری، چه از نظر حقوقی و چه از نظر هزینه امنیتی یا غیر امنیتی داشته باشد، آورده اند. فعالیتهایی که بخش گسترده انها هیچ تاثیری در دنیای واقعی ندارد و اغلب فعالیت‌هایی که به تلاش شخصی چندانی متکی نیستند.

مانند امضای طومارهای مختلف اینترنتی، پیوستن به گروه‌های مختلف و متعدد فیس‌بوک، رای‌دادن دسته‌جمعی در نظرسنجی‌های عوامگرایانه، حمله مجازی به صفحات گوگلی و فیس‌بوکی مختلف، پوشیدن دستبند و کمربند با پیام سیاسی و ایدئولوژیک، مثبت و منفی دادن به صفحات و یا ویدئوهای اینترنتی، تبلیغ تحریم خرید برخی کالاها در مدت معین و همه کارهای بی‌خاصیت یا کم‌خاصیت دیگر که در دنیای واقعی اثر چندانی نمی‌گذارد.

از شناخته شده ترین نمونه های مبارزه زیر لحافی که ابتدا با هدف اطلاع رسانی پا گرفت ولی به مبتزل ترین شکل خود رسید، چالش سطل آب یخ در سال 2014 بود که تب بزرگی در دنیای مجازی به راه انداخت. پیش از آن نیز بسیاری از صفحات فیسبوکی برای جمع آوری لایک و افزایش مخاطب با فریب افکار عمومی چنین القا می کردند که در ازای هر لایک به یک پست نوشتاری یا تصویری، فیسبوک مقدار مشخصی پول به یک حساب خیریه واریز می کند که در اختیار نیازمندان قرار بگیرد.

در نمونه هایی حتی جریانهای سیاسی و اجتماعی نیز یا بر اثر برداشت اشتباه از فعالیت رسانه ای در فضای مجازی یا بر اثر عدم ارتباط ارگانیک و پیوسته با جامعه حقیقی (به هر دلیلی)، به سمت چنین فعالیتهایی روی می آورند و پایه فعالیتهای خود را در دنیای مجازی و روی شبکه های اجتماعی متمرکز می کنند حال آنکه در دنیای واقعی عمل خاصی از خود بروز نمی دهند یا بسیار کم تاثیر و بی رمق هستند. به این ترتیب نیرویی که باید صرف سازماندهی در محل شود و منشا حرکتهای سیاسی و یا اجتماعی گردد، صرف فعالیت در اینترنت و شبکه های اجتماعی می شود که درصد اندکی از این فعالیتها شامل موضوع اطلاع رسانی می شود و حجم بعدی بصورت کاذب بعنوان شکلی از فعالیت و سازماندهی منظور می گردد. به این دست احزاب و سازمانها، احزاب اینترنتی یا مجازی نیز می گویند.

برای نمونه سناتور آمریکایی تام کتون از حزب جمهوری خواه (که بخاطر مواضع تندش علیه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی شناخته شده است و اغلب وی را با جناح اصولگراهای ایران مقایسه می کنند) در یک حرکت عجیب و بی نظیر طوماری علیه برنامه هسته ای ایران روی اینترنت و فیسبوک منتشر کرد و بخش عمده فعالیت خود را روی فیسبوک و تبلغاتی دروغین سازمان داد که بر اساس آن مردم ترغیب می شدند برای رای دادن به وی و حمایت از طرحش که ظاهرا قرار بود بعنوان یک لایحه فوری به کنگره برود، روی یک لینک کلیک کنند! از نقطه نظر تیم تبلیغاتی این سناتور لازم نبود ساعتها صرف سازماندهی نیروهای در محل برای کسب رای و جلب توجه و حمایت شود، در واقع تبلیغات گسترده در فیسبوک و ترغیب مردم به کلیک روی یک لینک و ثبت نام افراد کافی بود! البته موضوع صرفا به اینجا ختم نشد، لینکی که مردم را ترغیب می کردند روی آن کلیک کنند، یک طعمه اسپمرهای تبلیغاتی نیز بود که مردم را مجبور می کرد آگهی هایی را ببینند! وبگاه دولتی فاکس نیوز یکی از متهمین اصلی این پرونده بود که مردم را دچار سردرگمی می کرد و آنها را مجبور به انجام فعالیتهای بی ارزش و بی تاثیر می کرد!

ناگفته مشخص است که برخی از این احزاب اینترنتی فعالیت و مبارزشان در دسته مبارزه زیر لحافی قرار نمی گیرد. نمونه دزدان دریایی (thepiratebay) یکی از بهترین مثالها در معرفی چنین احزاب موفقی است. یک حزب اینترنتی بزرگ با هدف مبارزه برای نشر آزادانه اطلاعات و در دسترس قرار دادن اطلاعات برای همه انسانها فارغ از اینکه برای دسترسی به آن اطلاعات چقدر توان مالی دارند. فرهنگی که دزدان دریایی براه انداخت (علارغم حملات گسترده پلیس در اروپا و آمریکا به این گروه) در دنیای مجازی بسیار مهم و تاثیر گذار بوده است.

مبارزه زیر لحافی البته این احساس رضایت کاذب و مضحک را به افراد می‌دهد که فکر کنند با چند کلیک ساده یا نوشتن اسمشان زیر طومارهای اینترنتی و اشتراک گذاری گسترده صفحات سایتها و وبلاگها و نظایر آن واقعاً کاری انجام داده‌اند و وظیفه انسانی‌شان به انجام رسیده، حال آنکه عملاً هیچ اتفاقی بیرون از لحافشان نیافتاده است.

در بین کاربران ایرانی اینترنت، عنوان «مبارزان فیسبوکی» بیش و پیش از «مبارزه زیر لحافی» شناخته شده است. این شکل از مبارزه بخصوص بعد از سرکوب گسترده اعتراضات سال ۸۸ بین مردم و نسل جوان بسیار رایج شد. از نقطه نظر طبقاتی، طبقه متوسط و نیمه مرفه علاقه فراوانی برای شرکت پرشور در چنین اکتهایی دارد. در مقابل طبقه کارگر از اینترنت به مفهوم واقعی کلمه برای اطلاع رسانی و ارتباطات استفاده می کند و بخاطر محدودیتهای مشخصی که دارد، توجه چندانی به دیگر امکانات و جذابیتهای دنیای مجازی ندارد.

طبقه کارگر خودش خبر ساز است و اکت اصلی اش در دنیای واقعی شکل می گیرد و سازمان میابد نه در دنیای مجازی و صفحات و گروههای فیسبوکی و نظایر آن.