خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
شرممان باد!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در دوشنبه 6 آگوست 2007

خیابان های شهر پر از نیروی های نظامی است. به لباس پوشیدن دختر ها و پسر های جوان ایراد می گیرند. مانکن های بی جان مغازه ها نیز از گزند تفکرات قرون وسطایی اینان در امان نیستند. در کردستان فقط گذاشتن تانک و پرواز هلیکوپتر ها را کم داریم تا یاد مناطق اشغالی فلسطین در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی بیافتیم. روزنامه نگاران در سلول های انفرادی اوین تمرین نوشتن می کنند و دانشجویان در چند سلول آن طرف تر در تنهایی خود وقت بسیاری برای اندیشیدن دارند.

کارگران تنها به خاطر آن که می خواهند دست آورد کارشان مال خودشان باشد در زندان به سر می برند. کارگرانی که تمام دست آورد های زندگی اجتماعی ما حاصل دست رنج به یغما برده شده ی آنان است از ابتدایی ترنی حقوق بدهیی انسانی یعنی داشتن یک تشکل ساده محروم مانده اند.

 آری این جا وطن آریایی اسلامی با تمدن هزاران ساله است. آری این جا تافته ی جدا بافته ی جهان است. در این میان عده ای روز و شب را مرور می کنند با یانگوم و درد این که آیا قبر کوروش کبیر شان به زیر آب رفت یا نه؟

آقایان و خانوم ها این ها پیش نویس یک فیلنامه مهییج برای یک سریال ۹۰ شبی نیست. این ها همه واقعیت زندگی بسیار پر افتخار ما در شرایط کنونی است! حالا ما اجازه داریم به تمدن ۲۵۰۰ ساله مان به این وطن آریایی مان تنها افتخار کنیم. آن قدر افتخار کنیم تا در قله های افتخارمان از کمبود اکسیژن نفسمان قطع شود

ما داریم افتخار می کنیم در حالی که محمود صالحی و تمام رفقای مان در کردستان در زندان به سر می برند. ما داریم افتخار می کنیم در حالی که دانشجویانمان… مرتضی اصلاح چی و امیر یعقوب علی و تمامی بچه های زندانی دارند در اوین تاوان افتخار ما را می دهند. در حالی ما افتخار می کنیم! منصور اسالو زجر دوری از خانه رادر اوین دست مایه افتخار سرداران تازه شهر دار شده می کند.

دوستان افتخار بس است اندکی باید شرم کرد. باید همه با هم از این وضع فلاکت بار شرم سار باشیم که شاید این حس سرخ شرم اندکی تکانمان دهد.