خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
شکست “روزه سیاسی” ناسیونالیسم کرد
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در شنبه 27 ژانویه 2007

مردم به فراخوان “روزه سیاسی” ناسیونالیسم کرد و دوخردادیهای شکست خورده، جواب رد دادند. حقشان بود! پیدا بود که از آن بیراهه آلوده جز خودشان کسی گذر نمیکند. و ظاهرا میخواهند از عاقبت فراخوانشان دم نزنند. حق دارند! میدانند در حافظه کسی باقی نمیماند. اما باید این شکست را در کارنامه ناسیونالیسم کرد ثبت کرد. گرچه خود این فراخوان یک حرکت حاشیه ای و یک تجربه کوچک در فضای سیاسی جامعه بود، اما درس آن برای مردم ارزنده است. باید در آن دقیق شد.

در درجه اول، نفس دادن این فراخوان توسط دو خردادیهای ورشکسته شناخته شده و اعلام حمایت فوری شاخه های پراکنده ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران، نشانه بحران سیاسی و حزبی این بخش از ناسیونالیسم کرد است. با چند تکه شدن حزب دمکرات کردستان ایران و ناکامی جریان قومپرست زحمتکشان در مصادره نام کومه له، کلا تحزب سیاسی ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران دچار لطمه و عقب نشینی وخیمی شده و به سطح ابراز وجود جنبشی ضعیف و پائینی تنزل کرده است. این فراخوان شاخص عینی روز، برای دیدن این بحران و نحوه رویگردانی مردم از این جنبش در شرایط تشتت و چندپارگی حزب اصلی آن است. همچنین نشانه به طمع افتادن کسانی چون ادب و جلالی زاده و کبودوند برای چنگ زدن به جنبش بی رهبری سیاسی و کشاندن بخشی از آن به مسیر خودشان است. این شاخص عینی بحران ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران را هیچ یک از شاخه های حزب دمکرات و زحمتکشان و غیره نمیتوانند انکار کنند و نادیده بگیرند. 

انتخاب “روزه سیاسی” بعنوان یک شیوه “اعتراض” به سرکوبگری رژیم اسلامی، به قامت فراخوان دهندگان و حامیانشان میخورد، اما بهیچوجه با سطح بالای توقعات و اعتراضات مردم کردستان و مخصوصا نسل جوان خوانائی ندارد. این قطعا یک دلیل شکست آن حرکت بوده است و در عین حال نشانه آشکار عقب بودن عملکرد همه شعبات ناسیونالیسم کرد، از مبارزه و اعتراض مردم است. ارتجاع و عقبماندگی خصلت شیوه و هدف این حرکت است: “روزه سیاسی” بعنوان اعتراض به دستگیریها و با هدف زنده کردن”دو بهمن” روز هویتی ناسیونالیسم کرد!  روزه سیاسی، حقوق بشر و دمکراسی زبانی است که با موقعیت کنونی ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران و همپیمانان دوخردادیشان خوانایی دارد. این جریان، اعم از دو شاخه حزب دمکرات، زحمتکشان، “جبهه” ادب و شرکاء، با این زبان، پریروز با  خاتمی “دیالوگ” میکردند، دیروز با آمریکا و امروز دارند در شکاف مصاف آمریکا و جمهوری اسلامی با هر دو طرف “تعامل” میکنند. 

جنبش ناسیونالیسم کرد در شرایط بعد از جنگ ١٩٩١ خلیج، پس از افتی که با ختم جنگ ایران و عراق دچار آن شده بود، مجددا در کل منطقه و بخصوص در کردستان عراق بالا گرفت. این تحول مهم تاثیر مستقیمی بر بالارفتن موقعیت آن در کردستان ایران گذاشت. با جنگ آمریکا علیه عراق در ۲٠٠٣ بار دیگر موقعیت ناسیونالیسم کرد به سطوح به مراتب بالاتری صعود کرد و مشخصا حزب دمکرات کردستان ایران چنان از این تحول سرمست شد که شعار دیرین “خودمختاری برای کردستان، دمکراسی برای ایران” را شتابزده به “کردستان فدرال در ایران فدرال”! بدل کرد. با بن بست استراتژی میلیتاریستی آمریکا در عراق و منطقه، امروز بحران سیاسی و هویتی عمیق و گسترده ای بر کل حیات جنبش ناسیونالیسم کرد سایه انداخته است (که در مجال دیگری باید مشروحا به آن پرداخت). این بحران تا آنجا که به کردستان ایران مربوط است در بحران بیسابقه در حزب دمکرات، تشتت در سازمان زحمتکشان و تضعیف کل افق حزبی ناسیونالیسم کرد برجسته شده است. امروز میتوان از پایان یک دوره تاریخی در حیات سیاسی ناسیونالیسم کرد صحبت کرد، دوره ای که با جنگ ١٩٩١ خلیج آغاز شده است. 

این واقعیت روز را در کردستان ایران باید به یک واقعیت تاریخی – اجتماعی بنیادی تر وصل کرد تا بتوان تصویری کامل از موقعیت ناسیونالیسم کرد در این منطقه را، از دریچه فراخوان شکست خورده هفته گذشته، مشاهده کرد. این واقعیت اینست که: 

اولا ناسیونالیسم کرد تاریخا در کردستان ایران در مقایسه با کردستان عراق ضعیف تر بوده است. در واقع مهد اصلی ناسیونالیسم کرد از آغاز تا به امروز، کردستان عراق بوده و ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران همیشه وابسته و تابعی از آن بوده است. 

ثانیا در سه دهه اخیر یعنی از انقلاب ۵٧ تا امروز ناسیونالیسم کرد هیچگاه در کردستان ایران یکه تاز حیات سیاسی جامعه نبوده است بلکه همواره با جنبش ریشه دار و گسترده کمونیسم و چپ روبرو بوده و توسط این جنبش به مصاف طلبیده شده و بلوکه شده است. این رویارویی اجتماعی ریشه در سیر انکشاف جامعه و رشد طبقه کارگر در کردستان ایران و نتیجتا تقویت موقعیت آلترناتیو پرولتری و رادیکال در همه عرصه های اعتراض سیاسی و اجتماعی و متقابلا تضعیف زمینه اجتماعی برای جنبش ملی برخاسته از موقعیت ستم ملی داشته است. 

ترکیب این واقعیت تاریخی- اجتماعی با موقعیت امروزی ناسیونالیسم در کردستان ایران گویای آن است که با بن بست استراتژی میلیتاریستی آمریکا که پیامدهای آن بصورت بحران سیاسی و هویتی دامن ناسیونالیسم کرد و مشخصا در حادترین شکل بحران حزبی، دامن حزب دمکرات، حزب اصلی ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران را گرفته است، شرایط پیشروی کمونیسم  و افق و آلترناتیو چپ را مساعدتر کرده است. امروز بیشتر از هر زمان حزب حکمتیست و گارد آزادی مجال آن را دارد که پرچم آزادی و برابری را بعنوان پرچم اعتراض علیه جمهوری اسلامی، پرچم اتحاد کارگران و مردم برای سرنگونی هرچه سریعتر رژیم اسلامی و رهایی جامعه از سه دهه کابوس آن بدل کند. 

وقت آنست که با پیشروی کمونیسم و آرمان آزادی و برابری، صفوف مردم کردستان و بخصوص نسل جوان، هرچه بیشتر و بنیادی تر از بقایای توهم به بیراهه آلوده “کردایه تی” آزاد شود.