خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
مارکس متاخر و راه روسی؛ کتابی در دست خواندن…
/ / / /

مارکس متاخر و راه روسی عنوان کتابی است راجع به مارکس. تئودور شانین، جامعه‌شناس برجسته لهستانی/روسی در مسائل دهقانی و استاد رشته جامعه‌شناسی در دانشگاه منچستر در این کتاب تفسیرهایی را درباره مارکس در آخرین مراحل تکاملش ارائه می‌کند که مستقیما به پیش نویس‌هایی که در کتاب انتشار یافته‌اند، مربوط است. به قول نویسنده این تفسیر‌ها جدلی و از یک قماش نیستند: در چنین موضوعاتی شک و بحث انتقادی امری اساسی است. این مارکس بود که شعار محبوبش را «به همه چیز شک کن» می‌دانست و پیش نویس‌های منتشرشده در کتاب حاضر، گواه زنده یی است حاکی از آنکه خود وی تا چه حد به این اصل وفادار بود. یک راه برای ادای احترام به دانش او، پیروی از وی در این جنبه است.

کتاب از سه بخش و یک موخره شکل گرفته: قسمت اول مارکس متاخر، قسمت دوم راه روسی و قسمت سوم سنت انقلابی روسیه از ۱۸۵۰ تا ۱۸۹۰ را دربرمی گیرد. موخره کتاب هم از کوین آندرسون است که با عنوان بازنگری واپسین نوشته‌های مارکس درباره روسیه برای حفظ رشته تداوم مقالات کتاب با مسائل کنونی عصر حاضر گزینش شده است.

فصل اول کتاب را ولع زیاد خواندم. كه در آن خط استدلال کتاب را پی ریزی می کند: تاريخ نگاری انديشه ماركس كه متفاوت از آن چيزی است كه معمولا پذيرفته می شود، جايگاه داده های اجتماعی و روسيه و تجربه انقلابی درون آن، تاثير اين جايگاه بر بينش های تكامل يابنده ماركس در جوامع «پيرامونی» سرمايه داری يعني جوامعی كه ماركس در جلد يكم «سرمايه» كندوكاو كرده بود. در ادامه فصل از تغييرات در نوشته های ماركس پس از 1867 تاريخچه فكری و تحلیلی ارائه می دهد و رابطه اين تغييرات را با وضعيت روسيه و ارتباط مستقيم آنها را با آگاهی رو به رشد ماركس از ساختار سرمايه داری عقب افتاده بررسی مي كند. آخرين نوشته در اين فصل ماركس متاخر: تداوم، تناقض و يادگيری است كه در آن به نظر تئودور شانين و هاروكی وادا درباره پيوستگی و تغيير در انديشه ماركس پاسخ انتقادی داده شده است. چنانکه می خوانیم:

…مرکزیت داشتن انچه که تا واپسین روزهای زندگی مارکس به عنوان عناصر جوانانه و ایدآلیستی در اندیشه هایش درباره دولت، تقسیم کار و چیرگی بر آنها به سادگی نادیده گرفته شده بودند. مارکس هرگز نویسنده ای با آرمان شهرهای سوسیالیستی نبود چه برسد که آنارشیستی باشد. در دهه ۱۸۷۰ به مبارزاتی تلخ با آنارشیستها دست یازید و آنچه را که «بی اعتنایی سیاسی» می نامید ـ یعنی ترد کنش طبقه کارگر در عرصه سیاستهای رسمی ـ با طنزی عمیق محکوم می کرد. او نه ابزار گرا بود نه طرفدار رئال پلتیک…

اگر فرصتی دست داد در باره کتاب خواهم نوشت. نگردید pdf کتاب در اینترنت نیست…

پاسخی بگذارید