خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
مدلینگ گرسنگی و مرگ
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در یکشنبه 6 آگوست 2006

۱-جهان یک سالن مد بزرگ است. سالن مدی که در آن انسان ها به عنوان  مانکن های سبک زندگی ای که سرمایه داری به آنان تحمیل و حقنه کرده است خود را به نمایش می گذارند. این نمایش البته دارای پرده ها و لوکیشن های گوناگونی است که در ظاهر با هم متفاوت هستند اما در تحلیل نهایی همه درون یک کلیت قرار می گیرند . کلیتی که در آن انسان به مثابه ی یک کالا معنا می یابد نه سوژه ی خود آفرینش گری که خود را شکوفا سازد.

۲-      این سالن بزرگ مد راهرو های فراوانی داد که  انسان ها در آن به مثابه ی عروسک های خیمه شب بازی مشغول ایفای نقش های تحمیلی خویش هستند. از کالیفرنیا تا جزایر جنوب شرقی آسیا و کره شمالی، از ایتالیا تا اتیوپی و رواندا، از پاریس تا کابل و بغداد از لندن تا دارفور و سومالی! این نمایش چند وجهی استوار بر دو اصل پایدار است گرسنگی و مرگ!

۳-       “یک ماه پس از مرگ یک مدل برزیلی لاغر اندام در اثرکم اشتهایی ، دولت ایتالیا جلسه ای با اعضای صنعت مد و پوشاک ترتیب داد……. ” این مانکن شیک پوش و تر تمیز و و در ظاهر زیبا و خوش هیکل؟؟!؟  قربانی این نظم سالن مد است. قربانی مردسالاری ای که زنان را به میل خویش قالب بندی می کند و بر آن نام زیبایی می گذارد. قربانی همان عاملی که میلیون ها انسان دیگر را در کره شمالی، سومالی، دارفور، بغداد ، کابل، حاشیه های شهر ها اروپایی و آلونک های شهر های قاره آمریکا  هر روزه قربانی می کند. قربانی گرسنگی!  این دو روی یک سکه است. گرسنگی، گرسنگی است و محصول استاندارد سازی سرمایه داران مردسالار ناظم این جهان فلاکت بار!  آن اولی ها به خاطر کمبود دچار گرسنگی هستند و این یکی به خاطر وفور بیش از حد!برای اولی ها لاغر بود نشان فلاکت است! برای این یکی لاغر بودن خود هدفی والا؟؟!! که گرسنگی ابزار رسیدن به این هدف است! این است نشانه های عقلانیت ابزاری سرمایه!

۴-      انسان زیبایی را دوست دارد چون از آن لذت می برد. اما به واقع آیا زیبایی استاندارد پذیر است؟ آیا واقعا زنان مو بور و سفید پوست و لاغر اندام با چشمان آبی و دماغ های باریک کشیده رو به بالا نماد زیبایی اند؟ نه! این ها همه تصویر ها کاذبی است که به وسیله ی fashion tv  ها بر اذهان ما تحمیل کرده اند و به وسیله ی آن قربانی می گیرند!  این قالب بندی کاذب را باید شکست! زیبایی در خیابان ها و محل زیست واقعی انسان ها معنا پیدا می کند نه در سالن های سرپوشیده مد! که میلیون ها دلار باید خرج کرد برایش! زیبایی در گرسنگی دادن به خود معنا پیدا نمی کند. زیبایی در تامین نیاز های مادی بدن انسان تبلور می یابد!

۵-      زیبایی در مانکن ها نیست! این مانکن ها قربایان دیگر این نظم ابلهانه هستند. زیبایی در وجود تک تک انسان ها معنا پیدا می کند! زمانی که این زیبایی را نه از سر اجبار و تحمیل و برای پول که از سر اختیار و آگاهی و آزادی برای لذت بردن و به اشتراک گذاردن این لذت ها در خیابان ها و محل زیست تمام انسان ها به نمایش بگذارند! برای خودشکوفایی خویش! آن زمان است که جهان به واقع زیبا می شود! ما جهان را باید تبدیل به سالن مد زیبای انسانی و غیر استاندارد پذیر بکنم. زیبایی که نه از دل گرسنگی دادن به انسان ها که درست از دل وفور و امکان استفاده تمام انسان ها به صورت آزادانه و برابر از امکانات مادی و معنوی جهان در بییید! زیبایی واقعی نه از گرسنگی کشیدن کودکان فقیر جهان برای انباشت سرمایه در گوشه ای از جهان که تبدیل شود به سالن های مد احمقانه ای که مانکن ها را نیز در آن جا با دلیل و توجیه احمقانه متفاوت دیگری گرسنگی بدهند بدست نمی آید. باید این نظم را تغییر داد. در آن زمان است که دیگر نه کودک از گرسنگی در  دارفور می میرد نه مانکنی برای حفظ استاندارد های قالبی خوش هیکلی در سالن مد اروپایی!  آن زمان است که تمام انسان ها می توانند با شادی و با بدن های سالم که گرسنگی نکشیده است به خیابان ها بیایند و یک فستیوال از زیبایی به اجرا بگذارند!  این در گرو زیر رو کردن نظم حاکم کنونی است چون سرمایه داری در تمام اجزا و اشکال اش نظمی وحشیانه است چون در آن اساس بر سود بیشتر و کالا است نه بر لذت واقعی و انسان!