خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
مشروبخور کشون!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در دوشنبه 2 جولای 2012

چند سال پیش که برای مراسم ازدواج دو رفیق حزبی که امروز خارج از کشور هستند به یکی از شهرهای شمالی کردستان رفته بودیم، هنگام بازگشت در شهر بانه بنده را به جرم حمل 5 عدد آبجو 5 درصد مارک Tuborg دستگیر کردند. ماجرا این بود که چند تن از دوستان لطف کرده بودند و این قوطیها را داخل کولی پشتی ما به قولی جاساز کرده بودند و فکر می کردند ماموران با دیدن قیافه مظلومانه ما قید گشتن کیفم را خواهند زد. اما چشمتان روز بد نبیند ماشین را که نگه داشتند و همه سوراخ سمبه هایش را گشتند آمدند مستقیما سراغ کیف من (و نه حتی یکی دیگر، فقط من!) و کشف 5 عدد قوطی آبجو همانا!

مامور لباس شخصی که افتخار این کشفیات بسیار مهم را داشت با یک حرکت سریع فانوسقه اش (کمربند مخصوص لباس سربازی که بسیار محکم و سنگین هم هست) باز کرد و با گفتن اینکه “مشروب خور کافر بچه سوسول از تهران آمدی مشروب قاچاق کنی” به جان ما افتاد! چندین بار من را زد تا بالاخره یک سرهنگ نیروی انتظامی سرش داد زد و من را داخل کانکسی که کنار جاده برای استراحت گذاشته بودند برد. دوستان بسیار عزیز هم که صحنه را دیدند پا به فرار گذاشتند و ما را تنها رها کردند. سرهنگی که پرونده من را باز کرد، خیلی ریلکس و آرام گفت عزیزم مشروبخواری می کنی پای لرزشم باید بایستی. اسم و فامیل و شماره تلفن و خلاصه همه چیز را گرفت (البته همه اش را الکی دادم و چون هیچ مدرک شناسایی همراهم نبود نفهمیدند) دستور داد خم شوم و دستم را از میان پاهایم عبور دهم و بعد دستبند را زدند و به همین شکل من را داخل یک خودروی پیکان سوار کردند و به سوی بازداشت گاه بردند. باید اقرار کنم این وضعیت دستبند زدن و عبور دادنم از میان انهمه جمعیتی که از داخل خودروهایشان من را نگاه می کردند به شدت ناراحت و عصبیم کرد. در بازداشتگاه بعد از خوردن چند لگد و سیلی و فحشهای رکیک من را انداختند داخل یک بازداشتگاه که بیشتر شبیه یک سلول انفرادی بود. یک پیر مرد کرد عراقی را هم به جرم عبور غیرقانونی از مرز بازداشت کرده بودند که در آن اوضاع با خیال راحت خوابیده بود و صدای خورنازش همه جا را برداشته بود. به هر حال چون دستگیری من روز جمعه ظهر اتفاق افتاد، یک شب بازداشت شدم و فردایش من را به دادگاه بردند. منتها قبل از دادگاه یک بازجویی مجدد داشتم که بازپرس نیروی انتظامی خیلی متبحر و تیزبین و ریزبین با دو تا کشیده آبدار حالیم کرد که باید به همه چیز اقرار کنم! من هم که اولین بارم بود در عمرم کلا بازداشت می شدم همه چیز را به شوخی گرفته بودم و گفتم اگر می خواهید به ترکاندن برجهای دو قلوی آمریکا هم اقرار کنم!

به هر حال مثل اینکه دنبال این بودند بنده اقرار کنم برای قاچاق مشروبات الکی اینجا آمده ام و بار سنگینی دارم که منتظرم ردش کنند! خلاصه اتهاماتی به من می زدند که در نوع خودش واقعا جالب بود! مثلا اینکه همدستانت چند نفر بودند؟ برای کی کار می کنی؟ بار بعدی را قرار است کی بفرستید و از این دست سوالها. بعد از این بازجویی بنده را به دادگاه بردند و در آنجا به جرم حمل مشروبات الکلی جهت مصرف شخصی ضمن ده ضربه شلاق، 50 هزار تومان هم جریمه نقدی شدم تا دیگر از این غلطها نکنم!

حالا چند روزی هست که خبر حکم اعدام بخاطر مصرف مشروبات الکلی نقل محافل مختلف است. اگر بخواهم چوب خطم را حساب کنم ظاهرا دو تای دیگر جا دارم!

چرا؟

بیشتر دوستانم حداقل هفته ای یکبار یک نوع از مشروبات الکلی اعم از عرق سگی، شراب قرمز یا سفید، آبجو یا انواع ویسکی را مصرف می کنند. (سعی می کنم حداقل ماهی یکبار شراب یا آبجو مصرف کنم اما عرق سگی دم دست تر است!) دلیلش هم خیلی ساده به قول خودشان فراری کوتاه از مشکلات روحی و فکری است که گریبانگیرشان است. می خواهند ساعتی خوش باشند و از مصائب مسخره این دنیای وارونه رهایی یابند. مشکلاتی همچون بیکاری، فقر و درگیریهای شخصی و خانوادگی که اکثرا جامعه مصبب مستقیمشان است. به این ترتیب بحران مصرف مشروبات الکلی در ایران مستقیما به وضعیت اجتماعی نوجوانان و جوانان ربط پیدا می کند. اما یک سوال وجود دارد. با وجود ادعای مبارزه دولت ایران با قاچاق و مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر، تهیه این مواد چرا انقدر ساده است؟

فردی را در یکی از شهرهای شمالی کردستان می شناسم که قاچاقچی مشروبات الکلی است. او این مواد را با کمک دیگر همکارانش از طریق مرز ترکیه یا عراق و در شرایطی بسیار خطرناک وارد می کند اما در این مسیر رشوه های سنگینی هم به پاسگاهای مرزی پرداخت می کنند. از  10 تا 50 هزار برای سربازان تا 500 هزار تومان برای افسران و البته همیشه هم به این سادگی نیست و برخی مواقع درگیریهایی هم پیش می آید. حتی برای بردن این مشروبات به تهران هم بعضا رشوه های میلیونی پرداخت می کنند و یکی از دلایل تفاوت قیمت بسیار بالای مشروبات الکلی در تهران و شهرهای غربی ایران پرداخت همین رشوه های سنگین است.

در آینده گزارش تفصیلی از شیوه قاچاق این مشروبات از ورود به ایران تا رسیدن به دست مصرف کننده خواهم نوشت.