خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
مشکل نه «فرهنگ بيگانه»، بلکه انتخاب سياسي شماست
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در پنج‌شنبه 29 می 2008

اخيرا شيرين فاميلي با خانم شيخ الاسلامي مسئول انجمن زنان آذر مهر کردستان و فعال حقوق بشر مصاحبه اي با عنوان “وقتی دختران رادر مناطقی از کردستان ختنه می کنند قانون کجاست؟” ترتيب داده است که جاي مکث زيادي باقي ميگذارد.

در نتايج تحقيقي که خانم شيخ الاسلامي بعد از دو سال در کردستان انجام داده است و به کشف “گوناگوني فرهنگ ها” در منطقه رسيده اند، ناگهان به مسئله ختنه زنان در برخي از مناطق کردستان برخورد مي کند. اين مسئله به گفته خود ايشان “آنقدر من را تکان داد که اصلا موضوع اصلي – گوناگوني فرهنگ ها- يادم رفت.” ايشان ادامه مي دهند: ” خیلی از خانم هایی که من در آنجا با آنها صحبت میکردم این مسئله را منسوب میکردند به سنت مذهبی. یعنی با من که صحبت میکردند میگفتند این سنت عایشه و فاطمه است… من خودم اهل سنندج هستم . شاید واقعا خانوادهای کرد و یا زنان ومردان کرد ناراحت بشوند و این را یک پدیده ای بدانند که احساس کنند به آنها توهین میشود . ولی این درد جامعه من است که وجود دارد و از یک فرهنگ غیر خودی به ما منتقل شده است ومن این را با افتخار میگویم از اینکه خودم دارم به عنوان یک زن کرد این مسئله را پیگیری می کنم خوشحالم و لزومی نمی بینم که دیگران، زنان ومردان کردستان از این موضوع ناراحت شوند. ما حالا که این درد را شناختیم باید در صدد بر بیائیم که مشکل را حل کنیم هر چند سیستم های دولتی نهاد های دولتی هیچوقت با ما همکاری نکرده اند… ” (تاکيدات از من است)

زمينه هاي اجتماعي شکل گيري چنين فرهنگي نه از سر کشف “گوناگوني فرهنگ ها” ميان شهروندان يک جامعه بلکه از طريق بازتوليد روزانه اين فرهنگ توسط حاکميت سياسي و طبقات حاکم موجود در آن جامعه صورت مي گيرد. جامعه کردستان تاريخا صحنه جدال کمونيسم با ناسيوناليسم و مذهب، آزاديخواهي با عقب ماندگي، منشاء بازتوليد فرهنگ پيشرو و در همان حال فرهنگ ارتجاعي بوده است. اينها سنتهاي ماندگاري خواهند بود که ديناميسم خود را از جنگ و هژموني عيني جنبش ها و احزاب اجتماعي و سياسي در آن جامعه مي گيرند.

اين يک واقعيت است که منافع عده‌اى چون خانم شيخ الاسلامي چنين اقتضا ميکند که تا حد امکان مليتش را از زير تيغ خشم شهرونداني که قربانى يا شاهد جنايات غير قابل توصيفي چون ختنه کردن و مثله کردن و تجاوز زنان زير سايه سنتهاي ناسيوناليستي و مذهبي بوده اند، بدر ببرند. چرا بايد “زنان و مردان کرد” از پديده ختنه زنان به حکم مليت و کرد بودنشان احساس کنند به آنها توهين مي شود و در همان حال ميليونها دختربچه در آفريقا و گوشه هاي ديگري از جهان ما روزانه با اين فجايع روبرو هستند و “ملت کرد” نبايد ککش هم بگزد؟!

منفعت اين تقسيم بندي کذايي سهيم شدن ناسيوناليسم کرد در قدرت است، نه احقاق حقوق جهانشمول انسان. منفعت اين تقسيم بندي استثمار اينباره طبقه کارگر و زنان جامعه کردستان به دست “خودي ها” است. لاجرم طبيعى است که در چنين اوضاعى بحث تفاوتهاي ملت و نژاد و طايفه و فرهنگ و مذهب خودي با بيگانه، يک بار ديگر از زاويه ناسيوناليسم بالا بگيرد.

اما از نظر ما کمونيست ها، که در يک جدال سهمگين اجتماعى و سياسى و فکرى با اژدهاي ناسيوناليسم و مذهب بسر ميبريم، اين اظهارات و توجيهات زيادي لوث است. اينها مبانى عقيدتى شان، انکشاف تاريخ ظهورشان، هويت و تعلق سياسى شان در جدال آزادى و ارتجاع در عصر ما آشکارتر از آن است که اجازه بدهد که از ناسيوناليسم و فرهنگ خودي روايت ديگري عرضه کند، که در آن ابتدايى‌ترين حقوق و عواطف بشرى لگدمال نشده باشد. صحبت هاي اخير خانم شيخ الاسلامي به هيچ عنوان مبحثي براي تجزيه و تحليل و موشکافي علمي نيست. اگر در مناطقي در کردستان ختنه زنان هنوز ادامه دارد نتيجه هژموني فکري و عملي جنبشهاي رنگارنگ ناسيوناليستي و مذهبي زير سايه فرهنگ خودي ايشان است. به جاي انتقاد از فرهنگ و تفکر و سنت اين جنبشها و احزاب و نمايندگان آن و در عين حال، سازماندهي و مقاومت مردم در برابر اينها، بايد به حيطه “انتقال فرهنگ غير خودي” ايشان رفت! بنظر من اين نهايت پاسيفيسم و بى‌حرمتى به علم و به شعور اجتماعى انسان زمان ماست. داروي دردي که خانم شيخ الاسلامي ادعا مي کند که آن را شناخته است و لزومي ندارد که “زنان و مردان کردستان” بيش از اين ناراحت باشند، مرگ موش است. مردم کردستان و راستش سراسر ايران بيش از هميشه به راه هاي عملي قدرتمند شدن و مقاومت عليه حاکميت ارتجاعي امروز نياز دارند. لازمه مبارزه با عقب ماندگي، در دست گرفتن سلاح مدنيت و مدرنيسم و تبليغ و اشاعه آگاهي به جهانشمولي حقوق احاد جامعه است.

وارونه جلوه دادن حقايق، تازگي ندارد، دم و دستگاه طويل ميدياي بورژوازي، چيزي جز دروغ بافي و واژگون کردن حقايق دنياي ما نيست. بي حرمتي به زن محلي نيست، سراسري است. مخالفت با مدرنيسم و مدنيت و تقسيم بندي انسان بر اساس مليت و فرهنگ و زبان و مذهب، کور کردن افق انساني و جهانشمول جامعه است. حفظ ارزشهاى خودي و پرچم بازگشت به گذشته و رجوع به ريشه هاى خودى که در ادبيات خانم شيخ الاسلامي موج مي زند، همواره در برابر گسترش حقوق فردى و اجتماعى زنان و آرمان برابرى زن و مرد مقاومت کرده و از اين رو فرهنگ ناسيوناليستي چه در شکل سراسري و چه در شکل محلي، همواره فرهنگى ضد زن و مرد سالار بوده و بويژه آنجا که پاى موقعيت اجتماعى زن در ميان بوده، چيزى جز توهين، حقارت و فرودستى نسبت به زنان نبوده است.

شناختن آزادي و حرمت زن با فرهنگ شرقزده در تضاد است و در بهترين حالت اين حق را به آينده موکول مي کند. اينجاست که “نسبيت فرهنگي” گل مي کند و حقوق جهانشمول انسان را انکار مي کند و هويت انسان را بر مبناي دين و نژاد و فرهنگ ارتجاعي حاکم مي بيند که اتفاقا خود خانم شيخ الاسلامي قرباني دست اول آن است.

زن ستيزى (در هر شکل آن) و خرافات ناسيوناليستى و اسلامى واقعا سد راه زندگى و فضاى فرهنگى و فکرى باز در جامعه ايران اند. برخورد سياسى و فرهنگى با آنها يک امر عاجل و اجتناب ناپذيراست. سد و مانع اصلى در شرايط حاضر جمهورى اسلامى است. با شعار آزادى و برابرى، با مبارزه و متشکل کردن آگاهانه مردم براى کنار زدن مذهب و ناسيوناليسم از زندگى اجتماعى و با سرنگونى جمهورى اسلامى بايد از چنبره اين فرهنگ عتيق و عقب مانده خلاص شد.