خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
هیچ کس نبود نجات شان دهد
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در جمعه 22 ژوئن 2007

دعا، دختر ۱۷ ساله ای  به جرم عشق ورزیدن در کردستان عراق در مقابل چشمان انسان هائی که اشک میریختند سنگسار شد. سنگسار کنندگان لااقل علنا ماموران دولت نبودند. مرتجعین محلی بودند که برای اعمال نرم ها و فرهنگ و اخلاقیات ضد انسانی خود و برای ارعاب سایرین دعا را کشتند.

 باناز دختر ۱۹ ساله ی کرد که عاشق شده است در قلب لندن با دسیسه مردان خانواده و همکاری “اهلی کرد محل”  کشته میشود و جنازه او در چمدانی چپانده و در حیات خلوط خانه ای دفن میشود. قاتلین اینجا هم دولت نیستند. ماموران خود گمارده ارتجاع اسلامی ناسیونالیستی مرد سالارانه هستند که قانون خود را اعمال میکنند.

اینها تنها دو نمونه کوچک از جنایاتی است که هر روزه بر زنان در سراسر دنیا اعمال میشود. اینها جنایاتی است که به حق مورد اعتراض و افشای بشریت آزادیخواه قرار میگیرد.

اما واقعیت تلخ این است که کسی نبود باناز و دعا را نجات دهد و کسی نیست بانازها و دعاها را نجات دهد. واقعیت تلخ دنیای امروز نشان میدهد که برای دفاع از انسانیت باید قدرت داشت. قدرتی که ارتجاع بر دنیا اعمال میکند را تنها با قدرت میتوان پاسخ داد. تا وقتی که فعالیت کمونیستی از لندن تا تهران و اربیل به معنی دادن قدرت دفاع به دعاها و بانازها قبل از قتل شان نباشد کار ارتجاع کشتن و اعمال قدرت،  کار انسانیت اعتراض و افشا گری و سرنوشت دعا ها و بانازها یا کشته شدن و یا تسلیم به این ارتجاع لجام گسیخته مرد سالارانه است. جای کمیته های کمونیستی و جای گارد آزادی خالی که فضا را آنقدر از نظر سیاسی، اجتماعی و مکانیسم های ارعاب بر مرتجعین تنگ کنند که لااقل جرات دست درازی اینگونه وقیحانه و جنایتکارانه به انسان ها را نداشته باشند.  افشاگری و اعتراض کافی نیست باید مردم را علیه مرتجعین متحد کرد و باید با قدرتی ظاهر شد که جرات  دست درازی به انسان ها را از جنایتکاران گرفت. این مبنای تحزب کمونیستی ما است.