خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
پیش به سوی لغو حجاب!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در جمعه 2 فوریه 2007

بیانیه سازمان جوانان کمونیست برای 8 مارس مبنی بر حذف حجاب، در این روزها و شرایطی که دم و دستگاه نظام ارتجاع اسلامی، شرایط رفاهی و عمومی را بر زنان تنگ تر کرده، قدمی بزرگ در احقاق حقوق زنان است. حذف حجاب، به عنوان سمبل ستم بر زنان، اصلی ترین و مهمترین خواست ما در 8 مارس امسال است. در این که جامعه زنان، از تهران گرفته تا اصفهان و ارومیه و مشهد و سنندج و اردبیل و… پتانسل لازم و کارا برای این حرکت بزرگ را دارد شکی نیست. اما نباید تا 8 مارس بی کار نشست. باید از هر فرصت و مناسبتی برای حذف حجاب استفاده کرد! در شرایطی که رژیم ارتجاع اسلامی به استقبال ماه محرم خود می رود. ما باید با برگزاری جشنهای شادی و برداشتن حجاب، عملا خواست خود را بر رژیم تحمیل کنیم و رژیم را بیشتر در تنگنا قرار دهیم. ما باید اعلام کنیم که دیگر دم و دستگاه ارتجاع اسلامی و محرم و صفر و دیگر مناسبتهای مافوق ارتجاعی و خرافیش را نمی خواهیم. ما یک زندگی شاد و انسانی را می خواهیم. ما قبلا در 16 آذر شعار سوسیالیسم یا بربریت را بالا بردیم و برای 8 مارس نباید به کمتر از سوسیالیسم اکتفا کنیم!

همانطور که اشاره شد امسال در شرایطی به استقبال 8 مارس می رویم که در دانشگاه، شعار سوسیالیسم یا بربریت را پشت سر گذاشتیم. خواست سوسیالیسم یک حقیقت انکار ناپذیر و قابل مشاهده دنیای امروز است. تنها راه شکست بربریت سرمایه داری و کوتاه کردن دست مذهب، که مانند خوره به جان مردم افتاده، سوسیالیسم است. حال سوال اینجاست که وظیفه جوانان کمونیست به عنوان نوک کوه یخ جنبش ضد ارتجاع مذهبی چیست؟ چگونه باید تا 8 مارس، برنامه ها و مناسبتهای مختلف را سازماندهی کرد؟

 

دانشگاه

امروز قطب اصلی اعتراضات مردم علیه استبداد و ارتجاع اسلامی دانشگاه است. خواست سوسیالیسم از اینجا به دنیا مخابره شد. دانشگاه در روند شکل گیری اعتراضات مردمی نقش زیادی دارد. اما بعد از برگزاری 16 آذر، فشارها بر فعالین دانشجویی شدیدتر شده. اعمال فشار برای رعایت قوانین دست و پا گیر مذهبی بیشتر از قبل، مخصوصا دانشجویان دختر را آزار می دهد. رعایت حجاب و حتی دخالت در نوع پوشش دانشجویان دختر، شدیدتر از قبل اعمال می شود تا حدی که حتی برخی، به خاطر کوتاه بودن مانتو، آرایش چشم و… از حضور در جلسات امتحان و کلاس درس محروم می شوند! جداسازی جنسی و موج جدید فشارها بر دانشجویان بیشتر شده. با نزدیک شدن به محرم، عملا دانشگاه جامه سیاه به تن کرده و مرتجعین اسلامی، به اسم دانشگاه و دانشجو در پی برگزاری مراسمهای تاسوا و عاشورا و راه انداختن دستجات عزاداری اند. باید این جو را در هم شکست. باید در مقابل این حرکت ارتجاع اسلامی ایستاد. باید به همان شکلی که شعار “دانشگاه پادگان نیست” از طرف دانشجویان فریاد زده شد، شعار”دانشگاه حسینیه نیست” را هم فریاد زد. نباید اجازه داد، رژیم اسلامی، دانشگاه و دانشجو را وارد این نمایشهای ارتجاعی خود کند.

 

مدارس

دانشجویان امروز که دو راهی سوسیالیسم یا بربریت را پیش رو دنیای امروز قرار دادند، قبلا پشت نیمکتهای مدارس نشسته بودند. باید فضای مدارس، به خصوص دبیرستانها را هم چپ و رادیکال کرد. جشن و شادی در هر شرایطی جزء جدایی ناپذیر مدارس هستند. این را باید گسترده تر کرد. باید صدای شادی را از مدارس به بیرون برد. مردم باید عملا خواست کل آزادی و یک زندگی شاد را از طرف جوانان شاهد باشند. باید دختران در مدارس، به خصوص در دبیرستانها حجاب را از سر بردارند. این خواستی طبیعی و به حق است. دخترانی که روسری و مقنعه خود را کوتاه کرده اند و موهای خود را بیرون می ریزند، همان یک زره حجاب را هم نباید در مدرسه و کلاس درس داشته باشند. باید خواست خود را بر مسئولین مدارس، به عنوان نماینده های ارتجاع اسلامی و حکومت استبدادی تحمیل کنند. حضور دم و دستگاه زور گوی اسلامی در مدارس، به سادگی حضور در دانشگاه نیست! آنها نمی توانند مدارس را پادگان کنند! نمی توانند دانش آموزان را دستگیر و به سادگی اخراج کنند. افکار عمومی به برخوردهای صورت گرفته و شرایطی که در مدارس اعمال می شود، حساستر است و بیشتر عکس العمل نشان می دهد. لازمه همه این اقدامات، نفوذ ما به داخل مدارس است. نشریات ما، به خصوص نشریه جوانان کمونیست باید در بین دانش آموزان وسیعا پخش شود. اینترنت، به عنوان پر کاربردترین رسانه توسط دانش آموزان، همچنان بهترین گذینه برای این کار است.

 

محرم

محرم ارتجاعی ترین و تبلیغاتی ترین ماه اسلام سیاسی که به حق به گفته خمینی نه اسلام، که جمهوری اسلامی را زنده نگه داشته، یکی از مناسبتهایی است که می توان در روزهای آن، بارها خواست بزیر کشیدن ارتجاع اسلامی را در آن فریاد زد و عملا عرصه را بر رژیم تنگ کرد! جمهوری اسلامی و دستگاه سرمایه داریش در به راه انداختن دستجات عزاداری و نمایشهای خیابانی سینه زنی ید طولایی دارند. باید این نمایشهای خیابانی، این سیرک تحجر و گریه و زاری را به روزهای اعتراض علیه ارتجاع اسلامی تبدیل کرد. این که چقدر جامعه آماده چنین کاری است، تنها زمانی مشخص می شود که ما، به عنوان پیشروان جنبش اعتراضی مردم، در صف اول این اعتراضات قرار گیریم. باید کاری کرد تا خیابانهای شهرها به جای پر شدن از دستجات عزاداری، مملو از مردمی شود که به چنین جهل و خرافاتی اعتراض دارند! باید مملو از زنانی شود که حجاب خود را برداشته اند و خرافات مذهبی را به زباله دان تاریخ فرستاده اند. سالهاست صدای اعتراض مردم به چنین تحجری در دل خفته است. ما باید این صدای فروخفته را بیدار کنیم. با تبدیل شدن عزاداری به اعتراض، عملا روزهای پایانی ارتجاع اسلامی را شاهد خواهیم بود. باید کاری کرد تا مردم شبها و روزهای تعطیل از خانه بیرون آیند و به جشن و شادمانی بپردازند. جوانان باید در مکانهای مختلف بساط جشن و پایکوبی راه بیاندازند. رادیوها و واکمنها را باید همه جا همراه داشت و از هر فرصتی برای پخش موسیقی در جمعها استفاده کرد. باید فضای خفقان و غم و عزاداری را شکست. همین کار، بزرگترین ضربه بر پیکره این رژیم سراسر نکبت است!