خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
یک زمین برای همه!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در شنبه 26 جولای 2008

از قرار حکومت اسلامی فقط انسانیت و تمدن را مورد تاخت و تاز وحشیانه خود قرار نداده چرا که چنان لشکرکشی علیه محیط زیست در ایران به راه انداخته، که در هیچ کجای دنیا ثابقه نداشته است. در طول هفته گذشته، خبری مبنی بر تخریب پارک حفاظت شده خجیر و به دنبال آن، گزارشهای دیگری نیز از تخریب فزاینده محیط زیست در ایران منتشر شد که بسیار تکاندهنده است. منطقه خجير كه از سال 1310 به صورت شكارگاه سلطنتي تحت كنترل بود، از سال 1358 به عنوان بخشي از منطقه جاجرود تحت حفاظت قرار گرفت. سپس در سال 1361 با مساحتي برابر با 9971 هكتار به پارك ملي ارتقا يافت. خجیر منطقه‌اي است كوهستاني و تپه‌ ماهوري با دامنه ارتفاعي 1300 تا 2100 متر در استان تهران كه رود جاجرود در آن جاري است. دما و بارندگي متوسط ساليانه 11 درجه سانتيگراد و 300 ميليمتر، ‌منطقه را داراي اقليم نيمه خشك معتدل نموده‌اند.

تنوع زيستي بسيار زياد پارك، ويژگي اصلي آن به شمار مي‌رود. از جمله‌ گونه‌هاي گياهي منطقه مي‌توان به بنه، ارس، بادام كوهي، زرشك، ريش بز، چوبك، خاركو و گل گندم اشاره نمود. گونه‌هاي اصلي جانوري اين پارك عبارتند از: پلنگ، كفتار،‌گرگ، شنگ، قوچ و ميش البرز، بز و پاژن، آهو، كبك، تيهو، خوتكا، هدهد، سبز قبا، عقاب شاهي، انواع سارگپه، افعي شاخدار،‌پلنگ مار، بزمجه، ماهي قزل آلاي رنگين كمان و سس ماهی.

اما این پارک با این گستردگی حیات وحش و اهمیت فوقا العاده، در هفته گذشته چنان زیر پای بولدوزرهای شرکت گاز بر خود لرزید و تخریب شد که تقریبا بازسازي و احياي بيولوژيكي این منطقه را نیز در آینده بسیار سخت کرده است. تخريب زياد منطقه، تخريب پوشش گياهي، تخريب و زير رو كردن افق خاك، افزايش آلودگي آب، افزايش رسوبات رودخانه‌هاي جاجرود و دماوند، احداث جاده‌هاي متعدد دسترسي، تخريب چشم اندازهاي طبيعي، تغيير زهكشهاي طبيعي و كاهش قابليتهاي زيستي منطقه در كنار تخريب گسترده خط الراس قلل و ريختن نخاله در دره تنها بخشي از اقدامات تخریبی صورت گرفته در پارك ملي خجير است.

اما این وسعت تخریب تنها مربوط به خجیر نیست. مدتی پیش نیز خبری مبنی بر به مزایده گذاشتن قسمتهای زیادی از جنگلهای مازندران خشم مدافعان و فعالان محیط زیست در ایران را بر انگیخت. در این مورد به بهانه اینکه منطقه حفاظت شده البرز مرکزی سد راه توسعه شده است (!) با پرونده سازی و تغییر ماهیت برخی مناطق جنگلی به کشاورزی، چنان تخریبی را بر اکوسیستم منطقه البرز مرکزی تحمیل کردند که سالها برای بازسازی آن وقت لازم است. اما پارک حفاظت شده خجیر و البرز مرکزی، تنها نمونه های تخریب محیط زیست در ایران نیستند، بلکه شناخته شده ترین و مهمترین آنها هستند و به همین علت ما از روند تخریب انها آگاهی کامل داریم. جمهوری اسلامی امروز، فقط از انتشار اخبار اعتراضات کارگری و معلمان و قشرهای مختلف کارمند، دانشجویی و زنان و … جلوگیری نمی کند، بلکه چنان سایه منحوس سانسور را بر سر رسانه ها کشده، که حتی برای اطلاع از اخبار محیط زیست نیز باید تلاش فراوانی کرد تا تنها به قسمتی از اخبار دسترسی داشت.

من در اینجا ابدا نمی خواهم اینطور نشان دهم که تنها جمهوری اسلامی در تخریب محیط زیست دست دارد. خیر به هیچ وجه اینطور نیست. اکثر کشورهای اروپایی و آمریکا نیز، چنان در تخریب حتی جهانی محیط زیست نقش دارند که نمی توان آنها را نادیده گرفت. با اینکه بیشتر کشورهای جهان پیمان نامه کیتو مبنی بر منبع تولید گازهای گلخانه ای که اثری به شدت تخریبی بر لایه اوزن و محیط زیست دارد، امضا کرده اند، اما همچنان امریکا به عنوان بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانه ای، به بهانه تضعیف شدن ساختارهای اقتصادی حاضر به پیوستن به این معاهده نیست. همچنین کشورهای اروپایی در تخریب دشتها، کوها و دامنه های رشته کوههای اروپا همچون آلپ، و نیز آلوده کردن آبهای زیر زمینی و رودخانه های حتی بزرگ ومعروف اروپا چون راین و دانوب از پسماندهای کارخانه ها و… ید طولایی دارند.

دامنه این تخریبها از این نیز فراتر می رود و به کل کشورهای دنیا می رسد. از قرار، مشکلات زیست محیطی جهان، کلا مربوط به جوامع سرمایه داری است! و واقعا هم چنین است. سرمایه داری فقط زندگی انسانها را در چنگال خود نگرفته، بلکه موجودیت کل دنیا را با خطر روبرو کرده است. تنها در هر ثانیه چند هکتار جنگل نابود در دنیا می شود، چند نوع حیوان و حشره از بین می رود، زیستگاههای حیوانات مختلف نابود می شود، چندین  کیلومتر به وسعت بیابنها افزوده می شود  و… و این همه از نتایج جولان دهی طرحهای مخرب و توسعه افسارگسیخته سرمایه داری است.

این حقیقت که تحولات علمی و تکنولوژیکی، مسائل بسیاری را همراه خود داشته که شاید حیاتی ترین آنها رابطه انسان با محیطش است، سالهاست که به کناری گذاشته شده. بشر هر چیزی را که برای زندگی لازم دارد از طبیعت می گیرد و در این راه، گاه به شکلی ظالمانه و بدون اینکه تردیدی به خود راه دهد، در فرایند های طبیعی دخالت می کند. کافی است که نقشه های سده کنونی دنیا را با نقشه های یکی دو سده پیش بررسی کرد، خواهید دید که روی نقشه های امروزین پر است از لکه های آبی به نشانه دریاچه های تازه و دریاهای مصنوعی، علامتهایی به نشانه آبراهها و نقطه هایی به نشانه شهرهای ایجاد شده در مناطقی که قبلا ناشناخته بودند. خطهایی که دل جنگلها، کویرها و کلا پناهگاه وحوش را شکافته تا از شهری به شهری دیگر برسد. خطهای افقی که به نشانه سدسازی روی رودخانه ها ایجاد شده که به شدت بر محیط زیست و اکوسیستم مناطق مختلف تاثیراتی مخرب گذاشته همه نشان از تخریب هولناک محیط زیست دارد. سرمایه داری، اگر چه در نخستین گام، آنچه را که می خواهد از طبیعت می گیرد، در گامهای دوم و سوم، مجموعه ای از پیامدهای پیش بینی نشده و گوناگونی به دنبال می آورد که پیروزیهای آغازین را از بین می برد.

قرن بیستم نشان داد که این هشدار تا چه اندازه درست بوده است. اکنون روشن شده که منابع طبیعی چنان که می نمود پایان ناپذیر نیستند. با وجود گسترش پهنه های بزرگ آبی روی نقشه های امروزینمان، آب شیرین کافی نداریم و با وجود آسمان بی پایان، از کمبود هوای صاف رنج می بریم. امروزه نگهداری از طبیعت، یعنی محیط زندگی انسان و دیگر موجودات، از پیامدهای ناگوار کارهای بشر، اهمیتی فراوان یافته است، چرا که تنها تندرستی فردی نیست که به خطر افتاده است بلکه هستی کل بشر و دیگر جانداران با خطر روبه روست!

حفاظت از محیط زیست، مسئله ای جهانی است چرا که برای تمام مردم دنیا تنها یک جو وجود دارد، بادها و ابرها مرز نمی شناسند، رودخانه ها از کشورهای مختلفی می گذرند و به این ترتیب، این مسئله تنها با کوشش همبسته همه انسانها می تواند حل شود. فکر می کنید مشکلات محیط زیست، تنها در چه صورتی قابل حل است؟