خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
موسوی، والکیریها و اسلام رحمانی
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در شنبه 20 نوامبر 2010

در پیام اخیر میرحسین موسوی به دانشجویان می خوانیم:

به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.

جملات بالا را که می خوانم یاد چپهای قدیمی، از توده ایها و کومله گرفته تا چریکهای فدایی و خیلی شکست خوردگان از جمهوری اسلامی می افتم که به ما جوانان مدام خرده می گیریند که تا مردم آگاه نشوند هیچ کاری نمی شود کرد. این البته دست خودشان نیست. بدجوری شکست خوردند و سرکوب شدند و در دنیای ناامیدی، درست جایی که دیگر دستشان به جایی بند نیست، مدام یادآور می شوند تا آگاهی نباشد پیروزی هم در کار نیست. آدمهای از ما بزرگتری که به ما جوانان می گویند تند می روید و مکانیزمهای مبارزه را نمی دانید اما نمی بینند که اساس آگاهی بخشی در یک جامعه، در دست گیری رسانه ها و مدیای اطلاع رسانی است. آقای موسوی جوانان را به چه حواله می دهی؟ به حرکتی که 30 سال است در ایران جریان دارد؟ به حرکتی که امسال من را از درون خود بیرون داد؟ آگاهی بخشی به مردم ایران، توسط خودشان و از همان سال 57 که به دستور رهبر فرزانه اتان به انقلاب مردم خون پاشیدید انجام می شد. اما هدف و تلاش مردم چیز دیگری بود و هست.

حالا همین حرفهای کهنه شده را موسوی در قامت به اصطلاح رهبر جنبش سبز به خورد جوانان می دهد. ولی سوال اینجاست که اگاهی بخشی به مردم با دست خالی؟ ایشان البته یادشان نمی رود که بگویند:

…سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته، حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کارگرفته شود، می توانند با پراکندن سوالها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند…

ضمن اینکه موسوی می خواهد بگوید دستمان خیلی هم خالی نیست در واقع چنین بیان می کند که گویی مردم ایران در چنبره چنین نیرویی است که جنبش مردم را به سرکوب کشیده است. این تمام واقعیت را بیان نمی کند. خیل عظیم به قول نسل جدیدیها ساندیسخوران، نقش چندانی در سرکوب مردم ندارند. مکمل سرکوب هستند اما به تنهایی نقشی در سرکوب ندارند. بحث آگاهی رسانی به این بخشها شاید مفید باشد اما لازم به اوضاع نیست و اینطور نیست که با آگاهی این قشر، به آینده می توان امید داشت. در ثانی، اینها جدا افتاده از دیگر مردم ایران نیستند. خود به وضعیت و شرایط زندگی در ایران به این نابسامانی واقف هستند. اینکه صدایشان در نمی آید، دلیل دیگری دارد.

این والکیریها جواب گو نیستند

واقعا فکر کرده اید چند درصد از کسانیکه در همین مساجد و تکایا هستند، نقش مهمی در سرکوب مردم ایفا می کنند؟ شاید 100 درصد شاید کمتر ولی اساس فعالیت این گروهها به بود و نبود جمهوری اسلامی و قدرت سیاسی در دستش ربط مستقیم دارد. موسوی می خواهد اشتافنبرگ وار وارد معرکه شود و با کلیدی طلایی، دربهای آگاهی را به روی بخشی از ساختار حکومت به نفع خود باز کند تا کودتایی اجتماعیی از درون حکومت راه بیاندازد. رویاپردازی ایشان زمانیکه دیگر نمی تواند خود را پشت قدرت مردم، مردمی که می خواهند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند واقعا دیدنی شده. اشتباه موسوی اشتباه نسلی از 57 است که می گویند تا اگاهی نباشد، موفق نمی شویم. ولی چرا موسوی دارد این آیه یاس را برای جوانان می خواند؟

کدام اسلام رحمانی؟

موسوی در ادامه می گوید:

می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.

آقای موسوی حتما در جریان اخبار اذیت و آزار دختران و پسران به خاطر مدل پوشش و موی سرشان هستند. حتما می دانند دختران و پسران این روزها چقدر در پی خلاصی فرهنگی هستند. از پارتیهای شبانه گرفته تا موسیقی زیر زمینی اعتراضی. از تلاش برای احقاق حقوق زن گرفته تا به ریشخند گرفتن اسلام و اخوند و احکام شریعه اسلامی. و حتما می دانند همکاران گرامیشان در بخشهای مختلف حکومت مدام از دین گریزی جوانان آه و ناله می کنند.

البته این دین گریزی تاریخش به زمان خوده جناب موسوی هم می رسد. و دقیقتر بگوییم در زمان خاتمی به اوج خودش رسید. حکومت یکباره با جوانانی روبرو شد که هم سن و سالان خود را انطرف دنیا می دیدند و خود را در مقابل این پرسش می گذاشتند که فرقشان با انها چیست؟ با جوانانی که خنده و شادی برایشان جرم نیست. انسان بودنشان جرم نیست. آقای موسوی یادتان رفته همین علوم انسانی که حکومت از ان به وحشت افتاده، نقد دین و خرافه را به مسئله روز جوانان و دانشجویان تبدیل کرد؟ یادتان رفته جوان قرن 21، جوانان عصر اینترنت و تویتر و فیس بوک را نمی توان به اسلام رحمانی حواله داد؟ یادتان رفته پیشرفتهای تکنولوژیکی و علمی در سالهای اخیر به مدد حضور اینترنت، اکنون هزاران جوان را با واقعیتهای جهان هستی آشنا کرده است؟ محدوده دید شما قطعا در حد مساجد و تکایا نیست، محدوده مواضع سیاسیتان همینقدر است که از اسلام رحمانی و تبری جویی از اعمال انجام شده به نام دین سخن بگویید.

مبانى عقيدتى اسلام، مبانى قرآنى اسلام، انکشاف تاريخ اسلام، هويت و تعلق سياسى اسلام و اسلاميون در جدال آزادى و ارتجاع در عصر ما عيان‌تر و غير قابل پوشاندن‌تر از آن است که اجازه بدهد بحث روايات مختلف اسلام و وجود و احتمال وجود روايت ديگرى از اسلام، ولو در آينده و در کُرات ديگر، که در آن ابتدايى‌ترين حقوق و عواطف بشرى لعن و لگدمال نشده باشد، جدى گرفته بشود. فرد در اسلام، چه راستين و چه غير آن، بى‌حقوق و بى‌حرمت است. زن در اسلام برده است. کودک در اسلام در رديف احشام است. عقيده آزاد در اسلام معصيت و مستوجب عقوبت است. موسيقى فساد است. سکس، بدون جواز و بدون داغِ مذهب بر کَپَلِ مرتکبينش، گناه کبيره است. اين دين مرگ و خون و عبوديت است.

کدام اسلام رحمانی آقای موسوی؟ همان اسلام رحمانی که با زور پونز و اسید در دوران طلایی امامتان حجاب سر مادر من کرد؟ همان اسلام رحمانی که پیشوای ربانی اش دستور قتل عام هزاران مخالف را داد؟ نه آقای موسوی، اسلام رحمانی شما سنخیتی با جوانان امروز ایران ندارد. با سرنگونی جمهوری اسلامی شرش برای همیشه از این کشور کنده می شود و به گورستان تاریخ سپره می شود. اسلام رحمانی شما چیزی جز ضدیت با انسانیت نیست.

اهمیت پیام موسوی

تنها اهمیتی را که می توان برای پیام موسوی برشمرد، تلاشش برای چسباندن مجدد اسلام به جنش انقلابی مردم و تلاش برای دادن چارچوبی قانونی به اعتراضات دانست. این را باید به فال نیک گرفت. اینکه موسوی هم زیرکانه به تلاش برای حفظ چارچوبی برای اعتراضات در امده است، نشان از فوران همان آتش زیر خاکستری دارد که جنتی در نمازجمعه از آن یاد کرد و امام جمعه این هفته تهران هم، برای پیروزی در مقابل این اتش زیر خاکستر از همه خواست تا برای حکومت دعا کنند.

پیام موسوی به نام دانشجویان و 16 آذر است اما در آن، چیزی خطاب به دانشجویان دیده نمی شود. او دارد مدام به دوستان دیروز خود هشدار می دهد. موسوی درست جاییکه ریز و درشتهای حکومت اسلامی هر روز از فتنه اقتصادی و آتش زیر خاکستر بودن فتنه گران صحبت می کنند و به همدیگر هشدار می دهند، این پیام را منتشر می کند و بازگشت به قانون اساسی یاداور می شود و برای شاید اولین بار، از متوقف کردن به زعم خود حرکتهای مخرب سخن می گوید و به دوستان اطلاعاتی خود می فهماند همه اعتراضات از جنس خودشان نیست.