خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
سرداری، سر نداری، سرداد فریادی از ترس…
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در جمعه 3 دسامبر 2010

اخیرا سردار جانی حسین یکتا گفته است ما برای این انقلاب خون دادیم اگر میخواهید آنرا عوض کنید اگر عرضه و جربزه دارید بیاید وسط خیابان خون بدهید. ایشان البته یادشان نرفته برای دزدیدن یک انقلاب خون ریختند، چیزی ندادند، یا اصلا فراموش نکرده اند در طی این سالها مردم چه خونهایی برای بازپس گیری انقلابشان داده اند. سال گذشته و 6 دی را هم فراموش نکرده اند. همین امسال هم که دیگر معلوم است وضعشان چیست. سردار اصلا فراموش کار نیست که بخواهیم بگوییم یادش رفته اوضاعشان چیست. آنچه این سردار را به هذیان گویی انداخته، وحشتش از عروج مردم است. به کیسه اش نگاه کرده و پس افتاده. بالاخره کسی که زورش به جایی نمی رسد و وحشت سرتاپایش را گرفته، باید وسط همپالگیهایش هم عربده بکشد و حریف بطلبد. چه می شود کرد، آدم بادم خوش است…

سرداری، سر نداری، سرداد فریادی از ترس…