خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
افغانستان می گوید: اعدام و استبداد نه
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در جمعه 14 می 2010

چند روزی است بحث تظاهرات مخالفین وضعیت افغانهای ساکن ایران که به قتلگاههای رژیم اسلامی برده شده اند و منتظر اجرای احکام اعدامشان هستند، نقل محافل است. اعتراض به جمهوری اسلامی و شعارهایی که مردم علیه اش می دهند بخصوص برای خوده ما ایرانیها بسیار جالب توجه بود. اما امروز ویدویی از گزارش بی بی سی دیدم که از همه برایم جالبتر بود. حضور مدافعین دولت ایران در مقابل جمعیت معترضین!

داستان چیست؟
گزارشگر بی بی سی نقل می کند دو دسته در مقابل هم قرار گرفتند. دسته ای مخالف رژیم ایران و اعدام شهروندان افغان و دسته ای مدافعین دولت ایران. جالب اینجاست که گزارشگر به این اشاره می کند که این دو گروه همدیگر را به دریافت پول از دولتهای مختلف متهم می کنند. حیله ای که ما در ایران با آن بخوبی آشنا هستیم. اتهام جاسوس و مزدور بیگانه و خارجی و مخصوصا اسرائیل و آمریکا یک رکن اصلی حمله جمهوری اسلامی به مخالفینش است. نکته جالبی است.

یکی از مخالفین معترضان می گوید: دولت ایران کسانی که جرمی مرتکب نشده اند و ستمی نکرده اند و کاری نکرده اند چرا اعدام کند؟ او می گوید اینها کسانی هستند که در حق ملت ایران و خاک ایران جفا کرده اند و هر کس به سزای اعمالش می رسد.

برای من خیلی جالب است که عده ای در افغانستان، از این صحبت می کنند که هر کس در حق خاک ایران جفا کرده باید به سزای اعمالش برسد و چیزه عجیبی نیست. این در حالی است که ما در خوده ایران، با جوی به شدت علیه مجازات اعدام روبرو هستیم. جوی که مخالفتش با اجرای حکم اعدام بخصوص با آغاز اعتراضات سال گذشته، شدت یافت و تقریبا هر بیانیه ای که در دل جامعه ایران از زنان گرفته تا دانشجویان و کارگران منتشر شده است، لغو مجازات اعدام یکی از بندهای اصلیش بوده است. حالا عده ای در افغانستان، نقطه مقابل خواست لغو مجازات اعدام ایستاده اند.

در شرایطی که در ایران مردم علیه اعدام به پا خواسته اند، می بینیم که افغانستانی که تا دیروز صحنه کشمکش اسلامیون مرتجع بود، اکنون او هم دارد به قوانین قرون وسطایی اسلامی اعتراض می کند و خواهان لغو مجازات اعدام است و مستقیما علیه رژیم ایران شعار می دهد. مسئله کاملا روشن است. بخش وسیعی از جمعیت امروز افغانستان، در دوران سلطه طالبان در ایران زندگی می کردند. اینها می دانند در ایران چه نیروی مرتجعی بر سر کار است که جز در فرم، هیچ تفاوتی با طالبان ندارد. اینها خود مانند دیگر شهروندان ایران، قربانیان نظام موجود هستند. همین امروز هم وقتی گزارشهای اعتراض به اعدامهای 5 زندانی سیاسی را مرور می کردم، تصویری هم از افغانستان نظرم را جلب کرد که معترضین، تصویر مادر فرزاد کمانگر را که عکس فرزاد را در دست داشت حمل می کردند. دورتر نیز، تصویری از ندا جلب توجه می کند.

تظاهرات مخالفان اعدام در افغانستان

کافی است کمی دنیای وبلاگستان را گشت بزنید تا ببینید چند نفر از این حرکت جوانان افغان حمایت کرده اند و برایشان جالب بوده که در کشوری دیگر، کسانی هستند که دارند علیه مرتجعین قدرت به دست در ایران شعار می دهند.

به قول دوستی:

وقتی دیدم جوانی فرسنگ‌ها دورتر از تهران با زبان من و لهجه‌ای متفاوت از آرمانهای آزادیخواهان ایران می گوید و بر حکومت فاشیستی ایران می‌تازد، احساس کردم چه اندازه ارزش‌های انسانی مثل آزادی و عدالت زیبا هستند که باعث پیوند انسانهای آزادی‌خواه در سراسر دنیا می‌شوند. #

حالا فکر می کنید چرا به یکباره عده ای دقیقا به اسم طرفدار دولت ایران دست به کار شده اند؟ دقیقا ترس از گسترش همین حس انسان دوستی است که مرتجعین اسلامی ایران و افغانستان به تکاپو افتاده اند تا یکجوری غائله را تمام کننند. مسئله این است که در شرایطی که مردم در افغانستان شعار مرگ بر استبداد چه در تهران چه در کابل می دهند، اینها ترس برشان داشته که موجی که در ایران به پا خواسته، کاری کند که افغان نیز خود بخواهد سخن بگوید.
مردم به بهانه اعدام شهروندان افغانی در ایران، به تظاهرات می پردازند اما علیه استبداد در کابل هم سخن می گویند. برای همین پارلمان افغانستان هم صحنه بحثهایی تند می شود. اوضاع افغانستان هم جالب نیست. مردم از شر طالبان رها نشده اند گیر قوانین اسلامی لویی جرگه و پارلمان افتادند. قانون پر سر و صدای حقوق زنان را که یادتان هست؟ #

حالا باید منتظر بود و نگاه کرد که چطور این واقعه مردم را در افغانستان برای رسیدن به دیگر خواسته هایشان به خیابان می کشاند. خواسته هایی که بی تشابه با خواسته های مردم ایران نیست.