خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
در ميان خبرها
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در پنج‌شنبه 5 مارس 2009

سازمان دید بان حقوق اسلام!

اخيرا ديدبان حقوق بشر بيانيه اي در محكوميت قانون منع حجاب در مدارس آلمان منتشر كرده است كه ماهيت اين سازمان را با ترديدهايي مواجه نموده.   اين بيانيه ممنوعيت حجاب اسلامي در مدارس آلمان را برابر با قوانين حجاب اجباري در ايران و عربستان مي دادند و هر دو را به يك اندازه متضاد با حقوق بشر قلمداد كرده و از دولت آلمان خواسته تا در اين باره چاره اي بيانديشد. ممنوعیت پوشش حجاب اسلامی معلمان در مدارس دولتی در نیمی از ایالت‌های ‌آلمان رعایت می‌شود. در برخی ایالت‌ها کارکنان مدارس نیز ملزم به رعایت این قانون هستند. این مقررات در طول پنج سال گذشته اجرایی شده است. در هشت ایالت دیگر آلمان این محدودیت وجود ندارد. هاله‌ی شاهرخ، محقق بخش اروپا و آسیای مرکزی دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید، پیامی که این قانون برای زنان معلم مسلمان در بردارد این است که «میان شغل و عقیده ‌یکی را انتخاب کن». او معتقد است که ممنوعیت پوشش روسری تنها «تبعیضی دینی نیست، بلکه تبعیضی جنسیتی است و به همین دلیل ناقض حقوق بشر است.»

حالا بايد از اين عاليجنابان حقوق بشر پرسيد اگر معلمي با تی شرت هیتلر سر کلاس حاضر شود و کله اش را بشیوه اسکین هد ها بتراشد و بازوبند صلیب شکسته فاشیستها را به بازو ببندد و بگوید اینها عقايد من است، از آنها هم اينطور دفاع مي كنند؟ آيا جلوگيري از ابراز عقيده آنها هم مغاير با حقوق بشر نيست؟ آیا دولت در مورد سرنوشت آن بچه ها مسئول نیست؟ آیا تبلیغ فاشیسم در مدارس مجاز است؟ مگر حجاب کمتر از صلیب شکسته فاشیستها آدم ها را نابود کرده و در کوره های آدم سوزی اجتماعی سوزانده است؟ نگاهي به جوامع اسلام زده بياندازيد!

همچنان كه ما بارها گفته ايم، حجاب میتواند مثل مذهب مساله خصوصی هرکسی بشود، اما باید از دولت و آموزش و پرورش کاملا جدا شود. همانطور که دولت مذهبی نداریم، دولت پرو حجاب هم نباید داشته باشیم. هانطور كه كسي حق ندارد فاشيسم و عقايد ضد انساني آن را تبليغ كند، نبايد دين و هر آنچه كه بيانگر عقايد ديني است هم در مدارس و اماكن دولتي فرصت تبليغ داشته باشند.

خودکشی آدمها و مرغ خانگی

در شرايطي که چهار خودسوزي در طول يک هفته، خبر از اوضاعي وخيم در سطح جامعه به لحاض اقتصادي و اجتماعي داشته، بادامچيان، يكي از سركردگان باند جمهوري اسلامي اين اتفاقات را بازي سياسي خواند و تلاش كرد مجروحان را به دعواهاي دروني رژيم بچسباند و در مقابل اين سوال كه فشار اقتصادي به مردم را قبول داريد؟ اگر مشکل معيشت نبود، کار به خودسوزي مي کشيد را اينطور پاسخ داد كه “به هر حال طبيعي است در کشور پيشرفت هست و درصد کساني که اکنون داراي زندگي خوب هستند قابل مقايسه با قبل نيست. البته درصدي افراد که داراي مشکلات هستند هميشه در جامعه وجود دارد. تلاش هم هست اين مساله را حل کنيم.”

همزمان با اين سخنان، اولین سمینار ملی مطالعه رفتارهای خودکشی و راهکارهای پیشگیری از آن در دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شد كه طبق آمار ارائه شده، روزانه حدود 11 نفر و هر سال بیشتر از چهار هزار نفر در ایران به علت خودکشی می میرند. طبق اين آمار، با نرخ خودکشی شش نفر در صد هزار نفر، ايران در رتبه 58 جهان قرار دارد. در سال 1380 حدود 3000 خودکشی کامل در ایران وجود داشته که حدود 65 درصد از آن از طرف مردان و 35 درصد از سوی زنان انجام شده است و یک درصد از کل مرگ و میرها را شامل شده است. معمولاً در آمارها فقط موارد منجر به فوت ثبت می شود در صورتی که موارد اقدام به خودکشی بسیار بیشتر بوده و بسته به روش به کار رفته و در استان های مختلف از 20 تا 50 برابر موارد خودکشی منجر به فوت اقدام به خودکشی وجود دارد. در تهران با آنکه تعداد موارد خودکشی ثبت شده از استان های دیگر بیشتر است اما به دلیل جمعیت بسیار زیادی که دارد از نظر خودکشی در کنار سیستان و بلوچستان در آخرین رتبه ها قرار دارد. نتایج تحقیقات نشان داده که در بین اقدام کنندگان به خودکشی 50 درصد درآمد پایین، 40 درصد درآمد متوسط و تنها 10 درصد درآمد خوب داشته اند که این نشان دهنده تاثیر وضعیت اقتصادی بر اقدام به خودکشی است. از ديگر عوامل مهم اقدام به خودكشي را نيز عقايد ديني و سنتي موجود در بخشي از جامعه و بخصوص در استانهاي مرزي و دور افتاده و محروم دانسته اند.

بادامچيان در بخشي از سخنانش در مورد سطح توقع مردم گفت: “ مردم حاضر نيستند يک مرغ در خانه شان نگهداري کنند چون بو مي دهد، مبادا تخم مرغ شان را اين طور تامين کنند. از سه ميليون خانه يي که در تهران داريم چند نفر پرنده دارند. چند نفر در گلدان شان ريحان مي کارند تا نان و پنيرشان را با ريحان بخورند.”