خوراک چپ
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است…
سال کمون!
نوشته شده توسط سیاوش شهابی در شنبه 20 مارس 2010

موسوی پیام نوروزی داده است. پیامی که اگر زیر عکس خامنه ای می خواست بدهد، همان بود که امروز هم در ویدیوی نوروزی گفت. اصلا برایش آزادی بیان و وضعیت اقتصادی مهم نیست. همین جامعه مدنی که از ان دم می زند برایش اصلا مطرح نیست تا چه رسد به مسائلی که مردم در طول 10 ماه گذشته در پیش اش بودند. اما تا دلتان بخواهد به سبک آیت اله های میلیاردر از ساده زیستی وکمک به هم نوع می گوید. اگر احمدی نزاد از ریاضت اقتصادی می گوید، موسوی هم از  صبر و استقامت می گوید. از قانون اساسی جمهوری اسلامی که همین مردم آن را نمی خواهند. از اسلام و ساده زیستی و… و چه وقیحند مدافعان جمهوری اسلامی که موذیانه گفته های این یاران باوفای خمینی و اوباش اسلامی حاکم بر ایران را با هزار تفسیر باز تکثیر می کنند. دیگر مابقی گفته های خامنه ای وارش بماند.

بنظر من موسوی طرح جديدى براى جمهوری اسلامی نوع دیگری هم ندارد. خیلی ورشکسته تر از این حرفهاست. او حداکثر طرحى براى شخص خودش دارد، براى يک همزيستى با خامنه اى و جناح در قدرت، البته اگر اينها حاضر باشند کمى به مواضع امثال موسوی نزديک تر شوند که ابدا چنین پتانسیلی را نه دارند و نه به ان تن می دهند. موسوی کنار جنبشی ایستاده که برای جمهوری اسلامی دارد تابوت می سازد و دم از صبر می زند! او می خواهد چه کسی را فریب دهد؟ اگر موسوی مجبور می شود پیام نوروزی بدهد نه از این جهت است که ایشان مثلا رهبر جنبشی هست. نه به این خاطر است که وزارت اطلاعات پروژه رئیس جمهور موسوی را دارد پیش می برد تا اینطور تصور شود ایشان را عده ای رئیس جمهور واقعی خود می دانند. اساسا به این خاطر است که بتواند یکجوری این جنبش را محار کند و مسائلی را مطرح کند که ابدا ربطی به خواست میلونها جوان و کارگر و زنان ندارد.

حالا بگذارید ژورنالیستها و یاران اصلاحات با این حرفها کف به دهانشان بیاید. اما برخلاف دنیای پر از اوهام اینها و ژورنالیستهای خیلی باشرف بورژوا، همه چيز مطابق انتظار و عمل مردم دارد پیش می رود. همه ميدانند که اين شوهای تبریکات عید نوروزی و امثالهم براى ماستمالى کردن سه دهه توحش و افسارگسیختگی جمهوری جنایت اسلامی و دادن تصویری جدید از آن است. همه می دانند از موسوی گرفته تا کروبی ذره ای به خاطر منافع مردم نیست که به ظاهر مشغول مبارزه بر سر چیزی هستند. از همان 25 خرداد تا امروز اکثریت این توهم را نداشت و هنوز هم ندارند. حالا بگذارید عده ای، ژورنالیست بازی کنند و تفاوتهای میکروسکوپی موسوی با خط رسمی جمهوری اسلامی را برایمان تفسیر کنند.

جامعه اما رهبرش را می شناسند و دارد پیش می رود. بنظر من امروز تنها اميد واقعى براى ناظر شدن يک افق چپ و کمونیست بر مبارزه مردم، حزب کمونيست کارگرى است. يک پيروزى چپ گرايانه اساسا با اين حزب ممکن است و بدون آن، حتى سرنگونى رژيم اسلامى به معناى يک شکست تاريخى ديگر براى امر آزادى و برابرى در ايران خواهد بود. کمونیسم کارگری اما آن نیروی عظیمی است که رهبری واقعی این جنبش را دارد به دست می گیرد.

کدام افق بر مبارزه براى سرنگونى ناظر ميشود؟ رهبرى کی  شکل ميگيرد؟ اينجاست که رابطه حزب و طبقه و حزب و جامعه تعيين کننده ميشود. تحکيم رابطه حزب کمونيست کارگرى با مردم بطور کلى و با طبقه کارگر بطور اخص با پيدايش رهبران انقلابى و ناظر شدن يک افق انقلابى بر اين جنبش قطعی می شود. این آن کمونیست کارگری است که رهبری این جنبش را به دست خواهد گرفت. رهبران انهایی هستند که به قول منصور حکمت اگر زیپشان را بکشید یک انسان سوسیالیست از تویش بیرون می پرد. رهبری که نمونه کارش را روز 6 دی (عاشورا) دیدیم.

سال 89، سال این رهبران و سال کمونیست کارگری است. سال کمون و تغییر برای آزادی و برابری است.
سال نو مبارک…